بســم الله الـرحمـن الــرحيــم

 

اين جوابيه می تواند خلاصه‌ای از عملكرده نماينده‌ی مردم شريف جيرفت و عنبرآباد در مجلس شورای‌اسلامی در دوره‌های چهارم و پنجم نيز تلقی گردد، از فرهيختگان و فرهنگيان و سياسيون عزيز و محترم حوزه‌ی انتخابيه‌ام خصوصاً نسل جوان و رشيد جيرفت و عنبرآباد كه آينده‌سازان و تاريخ‌نگاران حقيقی و عملی نسل‌های ديگر هستند مصرانه تقاضا دارد كه مرحمت فرموده و پاره‌ای از وقت گرانبهای خويش را مصروف مطالعه‌ی اين صفحات كه بخشی از تاريخ سرزمين تسخير ناشده‌ی آن منطقه می‌باشند كه جيرفت بزرگ گنج ايران است، بفرمايند كه تبيين كننده‌ی بسياری از حقايق و خنثی كننده . . . .، ديروز و حتی امروز هم خواهد بود. ان‌شاءالله شرح عملكرد دوره‌ی هفتم هم كه بسيار مفصل است پس از آماده شدن توسط همين پايگاه اطلاع‌رسانی تقديم خواهد شد.

 

ارادتمند ، دعاگو و خدمتگزار جمله‌ی اهل ايمان و اسلام بالاخص جيرفتی‌ها و عنبرآبادی‌های عزيز؛

 

علی زادسرجيرفتی نماينده‌ی مردم جيرفت و عنبرآباد در دوره‌های چهارم، پنجم و هفتم مجلس‌شورای‌اسلامی

 

آنچه در داخل مستطيل‌ها مشخص شده است، اتهمات وارد شده به زادسر است كه بدين وسيله پاسخ مستند آن‌ها تقديم می گردد

 

بســم الله الـرحمـن الــرحيــم

 

          خدای سبحان را شاکرم که عزيزان پرتلاش و زحمتکش خبرگزاری دانشجويان ايران «ايسنا» را واسطه قرار داد تا با انعکاس خبر شماره‌ی(کد) 00375 – 8109 مورخ 2/9/1381 ، خوانندگان محترم اين خبرگزاری را که چندين سال است با ملاحظه‌ی بيش از شصت(60) مصاحبه، مقاله و خبر، با قلم ، بيان و تفکرات نماينده‌ی سابق مردم رشيد جيرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی، آشنا هستند، بتوانند با نماينده‌ی محترم ميان دوره ای فعلی جيرفت نيز آشنا شوند.

 

جوابيه‌ی تنظيم شده‌ی چندين صفحه ای که مورد اشارت قرار گرفت، به اسم کسی منتشر شده است که اينک به هر دليلی، جايگاه رفيع مجلس شورای اسلامی، از آن او می باشد. ای کاش در تنظيم آن دقت بيشتری مبذول می داشتند تا نياز به ويرايش پيدا نمی کرد، امثال آنچه که از طرف مخاطب جوابيه، ويراش شده و بعضی از آنها، در داخل قلاب[ ] تقديم گرديده است. در هر حال صفحات مطمح نظر، حاوی موارد ذيل می باشد :

 

 1 – اهدای حدود سی دشنام آشکار و در لفافه، به مخاطب جوابيه (زادسر).

 

2 – بارها به مردم رشيد و عزيز جيرفت و عنبرآباد تهمت زده و توهين روا داشته اند. ای بسا که قصد بدی نداشته اند. و شايد متوجه نشده اند.

 

 3 – توهين مستقيم و غير مستقيم و احتمالاً بدون قصد، به ملت شريف و نجيب ايران و همه‌ی کسانی که بعد از پيروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ايران، بدون تجربه مديريتی قبلی، مسؤوليتهای مختلفی را از سوی امام خمينی قدس سره، و مردم عزيز استانهای مختلف کشور، به عهده گرفته اند، از جمله نمايندگان محترم مجلس شورای اسلامی.

 

 4 – هتک حرمت بسيار، از ساحت معزز شورای محترم نگهبان و ناظرين و بازرسين محترم، خدوم و زحمتکش حداقل دوازده ساله آن شورای محترم، در استان کرمان و شهرستان جيرفت.

 

5- زير سؤال بردن وزير محترم صنايع و معادن جناب آقای اسحق جهانگيری کوهشاه‌ی.

 

 6- متهم ساختن دولت های آيه الله اکبر هاشمی رفسنجانی و حجه الاسلام محمد خاتمی به فراموش نمودن مردم جيرفت و عقب نگاه دارنده‌ی عمدی سرزمين جيرفت، آنهم به مدت هشت سال، به خاطر لجبازی با زادسر، چونکه هر ماه جلسه می گذاشته و با مقامات دشمنی می ورزيده است.

 

 7- تخريب چهره‌ی واقعی خدمتگزار دو دوره‌ی مردم جيرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی و مخدوش نمودن صداقت و يکرنگی او که مورد اذعان دوست و غيــــردوست در جنـاحهای مختلف، می باشد و زير سؤال بردن تلاشهای هشت ساله اش به همراه ترور شخصيتش، در سرتاسر متن تنظيمی، که نياز به توضيح بيشتر ندارد، زيرا از آغاز تا انجام آن، اغراض مورد اشاره ، همـــانند ....خود نمايی می کنند.

 

قبل از پرداختن به پاسخهای شفاف، مدلل و غيرقابل خدشه، به بيست و سه(23) بند موجود در جوابيه‌ی مذکور، مستندات مطالب شش گانه‌ی فوق را تقديم محضر شريف خواننـــدگان محترم می نمايد، اعم از آن عزيزانی که در صفحات خبری «ايسنا» اين قلم را ملاحظه می فرمايند و مردم بزرگوار شهرستان جيرفت و استان کرمان که احتمالاً از طرق ديگر هم، اين سطور را از نظر مبارک خويش بگذرانند.

 

1-1-) دشنامهايی که در متن نوشته ای که به امضای ايشان رسيده است و مستقيم و يا با کنايه، نثار نماينده‌ی دو دوره‌ی ملت آزاده و بزرگ ايران در مجلس شورای اسلامی شده است، اگر چه تشييع آنها احتمالاً خالی از اشکال نباشد ولی ذکرشان ضـروری به نظر می رسد، عبـــارتنـــد، از :

 

1- بهترين پاسخ را به نامبرده سکوت و خاموشی می دانستم، 2- ذاتاً قيم مآب، 3- ناآرام کننده، 4- متشتج ساز، 5- مأيوس گردان، 6- گل آلود کننده‌ی آب، 7- جوساز، 8- درغگو (حداقل سه مرتبه)، 9- ناعاقل، 10- غيربالغ، 11- دروغ ساز تبليغاتی، 12- جوش زن، 13- جيب خالی و پزعالی، 14- دشمن ساز، 15- بی خبر، 16- عقب افتاده، 17- دگم انديش، 18- ابطال کننده‌ی انتخاباتهای سه دوره‌ی حوزه‌ی انتخابيه‌ی جيرفت، 19- پرونده ساز، 20- ظالم، 21- بی برنامه، 22- نامدير، 23-  مزاحم، 24- دخالت کننده در کار ديگران، 25-  شتاب زده، 26- عدو، 27-  تهــديد کننده، 28- بی منطق، 29-  بی هدف، 30-  خانمانسوز، 31-  متقلب، و . و .،.

 

{mospagebreak}

 

حال تصور بفرماييد که از موضع رقيب انتخاباتی و در سطح شهرستان جيرفت طی سالهای سال، چه شيوه و ادبياتی را، راجع به خدمتگزار واقعی مردم در مجلس، به کار می گرفته اند، خدا می داند و بندگانش در شهرستان، که در وقت پاسخ دادن به بيست و سه بند پاسخنامه ای را که ملاحظه فرموده ايد، به مصاديقی مستند اشاره خواهد شد.

 

1-2-) الف؛ در تمام متن نامه‌ی ارسالی نماينده‌ی سابق مجلس به رئيس جمهور محترم، کوچکترين تعرضی حتی به شخصيت حقوقی جناب آقای دکتر ! به عنوان نماينده نشده است. چه رسد به اين که بخواهد شخصيت حقيقی وی و مسائل شخصی و خصوصی زندگيش را مخدوش بگرداند. زيرا رفع نواقصی شبيه آنچه که در نامه‌ی مطمح نظر ذکر شده اند، وظيفه‌ی قانونی نماينده‌ی مجلس نيست. بر همگان روشن است که رفع مشکلات و تأمين کمبودها بر عهده‌ی دستگاه اجـــرايی که دولت است می باشد. نه مجلس که قانون گذار است. ولی جناب آقای دکتر !، هر نـــاســـزا، فحـــش و تهمت و افتـــرايی را که در دوران تبليغات انتخاباتی در سطح شهرستان جيرفت نثار زادسر می فرموده اند، بدون کم و کاست و بلکه بيشتردر جوابيه اش تکرار و امضا فرموده است و حتی يک کلمه حرف جديدی که قبلاً در صحبتهای انتخاباتی خود مطرح نکرده باشد، ارائه نفرموده است.       متأسفانه شخصيت حقوقی، شخصيت حقيقی، و حــوزه ای، جبهـــه ای، خـــانوادگی، دانشگاه‌ی، اجتماعی،  سياسی، نوشتاری و گفتاری و . و . و مسائل زندگی شخصی و خصوصی ! زادسرجيرفتی را با بدترين صورت محتمل و ممکن، مخدوش و ملکوک ساخته و غيرواقعی ترسيم نموده است. مطمئناً در ادامه صدق اين ادعـــا را تصديق می فرماييد. مشروط به اين که مرحمت فرموده و کمی حوصله به خرج بدهيد.در نامه‌ی مورخ 10/8/81 زادسر، به جناب حجه الاسلام خاتمی رياست محترم جمهوری، هيـــچ گونه اشاره ای به اسم ايشان نشده است، چون که اصلاً ربطی به عملکرد نماينده‌ی ميان دوره ای جيرفت در مجلس ششم نداشته است و چرا جناب ايشان آن نامه را برنتابيده و چنين نوشته ای را امضاء کرده است!؟ معلوم نيست.

 

 اگر گله و شکايتی هم بوده که بوده است، از مقامات اجرايی و برگزار کننده‌ی انتخابات دوره‌ی ششم و ميان دوره ای آن بوده است.نظر به اينکه در نامه‌ی مورد اشاره، اسمی از آقای محمد فرخی برده نشده است. به احتمال زياد در وقت تنظيم آن انديشيده باشند که جوابيه، با مشخصات فردی اش شروع شود بهتر است تا همگان بدانند که از جيرفت چه کسی به مجلس ششم فرستاده شده است ! و در مقدمه‌ی آنچه که با امضای وی از خــــروجی تلکس خبری « ايسنا » عبور کرده است، چنين آمده است :

 

 « اينجانب محمد فرخی . . . بهترين پاسخ به نامبرده را (زادسر) سکوت و خاموشی می دانستم، کما اينکه اکثريت قريب به اتفاق نخبگان و فرهيختگان و قاطبه‌ی مردم جيرفت بزرگ نيز بر همين عقيده اند » (!!).

 

چه تهمتی از اين بالاتر و کدامين هتکی از اين بزرگتر را می شود در حق يک ملتی روا داشت که فقط هشت سال، رسمی و قانونی توانسته اند امانت بزرگ خودشان را به علی زادسرجيرفتی بسپارند. آيا آنان جواب زادسرِ خدمتگزار قديمی، دلسوز و غيردروغگوی خودشان را خاموشی می دانند؟!.

 

  ب؛ در بند دوم جوابيه آمده است: « . . .  راهبرد ديگری را اتخاذ نماييد، چون مـــردم جيـــرفت  . .  .» ، و اهل فن می دانند که معنی اين کلمات و آن عبارت چيست؟ (!) يعنی زمانی که زادسر نماينده‌ی مردم جيرفت و عنبرآباد بوده است. آن مردم عزيز و با شخصيت و شخيص ديار شهيدان دارای اين صفات نبوده اند (!) و حالا که عنوان پرافتخار نمايندگی و قدرت کرسی متعلق به جيرفتيان و عنبرآباديان در مجلس به هر نحوی از آنِ جناب ايشان و در اختيار او قرار گرفته است، مردم جيرفت به رشد و رشادت و تعقل و درايت و آگاه‌ی و معرفت دست يافته اند و ديگر تابع جوسازی تبليغات آنچنانی قرار نمی گيرند (!!). صاحب اين قلم از بابت اين جسارت و توهين بزرگ، رسماً از مردم جيرفت و عنبرآباد، پوزش طلبيده و صميمانه و غمگنانه تأسف و تأثر خودش را به محضر مبارک و شريفشان تقديم می دارد.

 

 ج؛ در بند هجدهم آورده شده است : « . . .  جنابعالی(زادسر) با اين رفتارتان مردم جيرفت را در تاريخ و در پيشگاه ساير مردم ايران و استان به عنوان متخلف ترين آدمها معرفی کرديد . . . .» ، (!!)؟ و اين در حالی است که با تجربه به دست آمده است که معمولاً حقايق با گذشت زمان حقانيت خود را ثابت می کنند و کم و بيش در تاريخ خود را ثابت کرده و خواهند کرد. مطمئناً تاريخ، کيفيت برگزاری انتخاباتهای دوره های دوم، سوم و ششم مجلس شورای اسلامی را در حوزه‌ی انتخابيه‌ی جيرفت برای آيندگان تبيين خواهد ساخت و نسلهای کنونی هم در شهرستان جيرفت و استان کرمان، به خوبی همه چيز را می دانند. دلايل مستند، قانونی و غير قابل خدشه‌ی ابطال سه دوره‌ی محل بحث مخصوصآ دوره های سوم که فرمانداری را به آتش کشيدند و ششم را که عامو زاده‌ی ( پسر پسرعمو )، جناب دکتر آن را بر گزار فرموده است !، بر همگان روشن است.

 

 زادسر مگر چکاره بوده است که بتواند انتخابات باطل کند؟! آنهم سه دوره ( ! ). به راستی که چه قـــدرتی !! برای زادسر قائل هستند.!!. و آنان که ريز آن علتها را می جويند، لطف کرده و در مرکز کشور به شورای محترم نگهبان و در استان و شهرستان هم به مقامات مربوط که که معرف حضور همگان هستند مراجعه فرمايند. آنچه مسلم است اين است که احدالناسی در هيچ کجای دنيا و ايران مردم جيـــرفت را متخلف ندانسته و نمی داند. بلا نسبت مردم جيرفت، دور است از شأن مردم جيرفت. کيست که نداند اگر خدای ناکرده تخلفی صورت بگيرد به دست مقام داران و قدرتمندان به وقوع می پيوندد !. و . و .،.

 

1-3-) در ادامه‌ی بند هجدهم مکتوبی که به اسم يکی از نمايندگان محترم دوم خردادی مجلس ششم، انتشار يافته است آورده شده است که : « . . . . جنابعالی (زادسر) قبل از اينکه نمـاينده‌ی جيــرفت شويد حتی در يک اداره‌ی پنج نفره کارمند نبوديد تا برسد به اينکه مدير يک اداره‌ی چهارنفره باشيد، طبيعی است که کسی حتی يک روز مديريت نکرده و جايی را اداره ننموده است وقتی نمــاينـده می شود هرگز نخواهد توانست اقدامی اساسی و اصولی انجام دهد. . . . .،»( !! ). بر اساس اين منطق (!)، ملت عظيم الشأن ايران که اطاعت بی چون و چرا از آن امام همام و راحل يعنی حضرت امام خمينی قدس سره، کرد و اکثريت قريب به اتفاق مقامات محترم جمهوری اسلامی و نمايندگان محترم ادوار متعدد مجلس که سابقه‌ی مديريتی نداشته اند و مسؤوليت قبــــول کرده اند، همگی محکومند(!). بنده از ساحت مقدس آنان پوزش می طلبم.

 

{mospagebreak}

 

ظاهراً جناب ايشان از مطالعه‌ی وظايف نمايندگی که در قانون اساسی و آيين نامه‌ی داخلی مجلس شورای اسلامی که به صورت برجسته و شفاف مشخص شده است غفلت کرده اند و متـوجه نشده اند که سابقه‌ی مديريتی داشتن، جزو شرايط نماينده‌ی مجلس شدن نيست. زيرا در آنجا اصلاً مديريتی در کار نيست. نماينده‌ی مجلس در حقيقت آينه‌ی تمام نمای منتخبينش به حساب می آيد و به مثابه چشم، گوش و زبان مردم ايران و مردم حوزه‌ی انتخابيه اش به شماره می رود و اهم وظايف او عبارت است از: تصويب قانون خوب برای کل کشور، نظارت دقيق بر اجرای قوانين مصوب مجلس و انتقال مشکلات و معضلات جای جای کشور خصوصاً حوزه انتخابيه‌ی او به مقامات ذی‌ربط.  کيفيت نمايندگی و چگونگی پی گيري ها و تلاشهای؛ امنيتی، عمرانی، فرهنگی سياسی و . و . زادسر در حوزه‌ی انتخابيه، استان، کشور و حتی در خارج از ايران، بر ملت تيز بين ايران اسلامی و جيرفت ولايتمدار، رؤسای محترم جمهوری  قبلی و فعلی، وزيران محترم و ديگر مقامات محترم دولتهای سابق و لاحق و مسؤولين محترم استان و شهرستان، روشن و مبـــرهن است و در کتـــاب «جيـرفت گنج ايران» سر فصلهای آن فهرست شده است که دور از انتظار است که ايشان ملاحظه نفرموده باشند. اينک که قدرت و اختيارات نمايندگی را در اختيار دارد می تواند به همه‌ی آنها دسترسی پيدا کند. قريب به بيست نطق مستند، تاريخی و معروف قبل از دستور و صدهها تذکر رسمی راقم اين سطور جهت رفع دهها مشکل از مشکلات عمده‌ی شهرستان جيرفت و شهرستانهای ديگر کشور که توسط رياست محترم مجلس از بلندگوی رسا و پر قدرت آن مکان رفيع قرائت گرديده است و در تاريخ مکتوب و رسمی مجلس شورای اسلامی موجود است و همچنين دهها پرونده‌ی پی گيريهای نماينده‌ی سابق جيرفتيان و عنبرآباديان در مجلس را می تواند به راحتی در نهاد رياست جمهوری، دفتر مناطق محروم، وزارتحانه ها، سازمانها، ادارات کل استان کرمان، استانداری کرمان و فرمانداری جيرفت و . و .، پيدا کند و مطالعه فرمايد.

 

چنانچه ايشان چنين می کرد، ای بسا چنان مطالبی را هرگز امضا نمی فرمود و قطعاً در پيشگاه وجدان خودش تصـديق می کرد که برگزيده‌ی دو دوره‌ی مردم فهيم و نکته سنج جيرفت، نه فقط در انجام وظايف دينی، ملی و قانونی اش کوتاه‌ی نکرده است، بلکه فوق توان و وظيفه اش تلاش کرده و از جسم و جان و سلامت و اوقات فراغتش هم، حقيقتاً مايه گذاشته است و موفقيتهای بسيار چشمگيری هم در سطح ملی ومنطقه ای داشته است و مواضع اصولی، منطقی، و مقالات و نطقهای قوی او بعضاً بازتاب جهانی پيدا کرده اند. ضمن اينکه اين طلبه‌ی بسيجی، حکم مديريت هم دارد، آنهم چه حکم پر افتخاری،  مديريت « عقيدتی ـ سياسی » لشکر ظفرمند 41 ثارالله، با امضای فرمانده‌ی معزز وقت آن سردار سرتيپ قاسم سليمانی حفظه الله که به عنوان سند افتخار در جلد سوم «خاطرات يک طلبه از جبهه های جنگ» صفحه‌ی يکصدوپنجاه ودو مکرر، به تصوير کشيده است. اما قضاوت راجع به اينکه اداره کردن عقيدتی ـ سياسی لشکر ظفرمند و سلحشور 41 ثارالله آنهم در زمان جنگ، سخت تر و مهمتر است و يا ساير ادارات که فقط بايد دستور داد با خوانندگان محترم. تا آنجا که در دوران مديريت اين وامانده از قافله‌ی مقدس شهداء نورالله مرقدهم، لشکر ظفرمند و جنگنده‌ی 41 ثارالله در بخش عقيدتی و سياسی چندين لشکر عملياتی مطرح آن وقت، نمونه به حساب آمد. ( بنا بر اذعان شهيد والامقام حضرت حجه الاسلام والمسلمين ميثمی رضوان الله تعالی عليه، مسؤول عقيدتی سياسی قرارگاه خاتم الانبياء صلی الله عليه و آله وسلم ). به علاوه اين که نويسنده از معنی و مفهوم « ادار ه‌ی چهار نفره » (!) و « اداره‌ی پنج نفره » (!) سر در نياورد. شما خوانندگان محترم چطور!؟.

 

 1-4-) در بند پانزدهم از جوابيه ای که مفتخر به امضای جناب می باشد آمده است : « . . . باهمين دروغها (!)  زمينه‌ی ابطال انتخابات را فراهم کرديد، . . . » و در بند هجدهم(18)، دگرباره مرقوم فرموده اند : « ولی پرونده سازی هايی که از طرف شما و عواملتان صورت گرفت، باعث ابطال انتخابات در جيرفت گرديد . . . » ، و مجدداً در ادامه بند مزبور اينچنين از بنده و مردم جيرفت تجليل به عمل آمده است : « چرا و به چه دليل  [از]  شش دوره انتخابات [انتخاباتی که] بعد از انقلاب [،] در جيرفت صورت گرفته و سه دوره [از]  اين انتخابات [ها] با ابطال روبرو شده [اند] ؟. . . . همه می دانند که در ابطال اين انتخابات[ها] پرونده سازی شما (زادسر) و عواملتان در جيرفت دخالت داشته و هيچ کس را مقصر نمی دانند جز شما . . .» (!)، و تجليلشان ! از مردم جيرفت هم، قبلاً به استحضارتان رسيد.

 

معلوم نيست که آيا مقامات محترم شورای نگهبان در شهرستان جيرفت و استان کرمان و شورای محترم نگهبان در مرکز به چنين تهمتها و . و ، عکس العمل نشان می دهند يا خير؟.  بنده به سهم خودم و از طرف جمله‌ی مردمی که در انتخابات‌های متعدد مرا مفتخر به اعتماد خودشان و لايق خدمتگزاری جيرفتيان در مجلس شورای اسلامی دانسته‌اند، از شورای محترم نگهبان و مجموعه‌ی خدمتگزارش در استان و شهرستان، جداً معذرت می‌خواهم، اين جسارتها را بر ما ببخشايند.

 

 1- 5-) زير سؤال بردن وزير محترم صنايع را در بند هجدهم، آنجا که می فرمايند : « . . .  دوازده سال  بی‌برنامه‌گی و عدم نظارت ( زادسر فقط هشت سال نماينده مردم بوده است. هشت سال قبل از او آقای اسحق جهانگيری کوهشاهی، وزير محترم فعلی صنايع و معادن نماينده‌ی جيرفت بوده است. و در حالی انتخابات را با اختلاف خيلی بيشتر از سی هزار رأی به رقيبش واگذار کرد که آقايان عبدالله نوری و مرعشی که دوستان خاص و بسيار صميمی او بوده و هستند، به ترتيب وزير کشور و استاندار کرمان بوده اند)، يعنی دوازده سال در بودجه بندی [احتمالاً منظور بودجه نويسی است. بودجه‌ی ساليانه‌ی کشور]، مملکت جيرفت هيچ نقشی ايفا نکرده است  [حتماً نماينده‌ی جيرفت را در نظر داشته اند] (و گر نه جيرفت، که نمی تواند نقش ايفا کند) و جائی نداشته است، در طی دوازده سال حتی يک پيشنهاد در بودجه عمومی برای جيرفت وجود ندارد . . . . ».قاعدتاً جناب وی فرصت نکرده است که مشروح مذاکرات هشت ساله‌ی مجلس شورای اسلامی را حداقل راجع به مستقل کردن سازمان کشاورزی و سازمان جهاد سازندگی جيرفت را که در سال يکهزاروسيصدوهفتاد، يعنی زمانی که راهنما، رفيق، ياور قديمی و حقيقی نامبرده نماينده‌ی جيرفت ( وزير محترم فعلی صنايع و معادن) بوده است، منحل شده بودند که با پي گيري پنج ساله ي زادسر به استقلال رسيدند و مشروح مذاکرات کميسيونهای تخصصی مختلف مجلس را به همراه کتابهای قطور و بزرگ تبصره های بودجه های ساليانه‌ی کشور و کتاب ضميمه‌ی آن را مطالعه بفرمايند تا تلاشها و پيشنهادات زادسر را که در رديف های اعتباری طرحهای ملی سراسر کشور از جمله شهرستان جيرفت؛ سد جيرفت، راه درب مزار ـ جيرفت، راه راين ـ حسيــن آبـــاد - درب مزار، راه کرمان ـ جيرفت، پايانه‌ی باربری، و . و . متجلی شده اند ببيند و بخواند. و گر نه بعيد به نظر می رسد که چنين ادعايی می کردند (!) و نامزد و ياور اصلی خودش را (وزير محترم فعلی صنايع) در انتخاباتهای متعدد زير سؤال می بردند. کسی می گفت ممکن است که متوجه آنها نشده باشد که باز هم بعيد است. همچنين خودش را که فردا ممکن است نتواند در کتابهای بودجه‌ای که در ساليانی که در مجلس بوده است چيزی تحت عنوان ؛ پيشنهاد نماينده‌ی ميان دوره ای جيرفت ارائه بدهد.

 

1- 6-) بسيار جالب است که بدانيد که نامبرده در بند يک ، به نگارنده ايراد گرفته است که چرا از قول اکثريت مردم جيرفت نوشته است، که دولت می خواهد از مردم جيرفت انتقام بگيرد و بنده را به خاطر آن، ناعاقل (!) و غيربالغ (!) خوانده است. وليکن در چندين بند از پاسخنامه اش خواسته و يا نا خواسته ادعا کرده است که دولت و مقامات جمهوری اسلامی جهت مقابله با زادسر، در حقيقت از مردم جيرفت انتقام گرفته اند. زيرا به خاطر زادسر و برخوردها و . و .، ايشان، مسؤولين کشور هيچ کاری برای جيرفت انجام نداده اند. (!) لطفاً بندهای دوم، هفتم و هجدهم جوابيه‌ی وی را ملاحظه بفرماييد. و اين همان شعار معروف هشت ساله‌ی ايشان و دوستانش است که دهها هزار نفر از شهروندان جيرفتی هزاران بار در صدها مجلس، محفل، مدرسه و سخنرانی از زبان اينان شنيده اند و پاسخ زادسر را هم مبنی بر دفاع از دولتمردان جمهوری اسلامی، استماع فرموده اند که گفته است؛ اين حرف را نزنيد که دولت با زادسر بد است، در نتيجه به جيرفت خدمت نمی کند، مقامات ما که مسلمانند، کافرها نيز برای دشمنی با يک نفر، از يک ملت انتقام نمی گيرند. (مگر کافرانی مثل مقامات بيت الاسود "کاخ سفيد"، که به تلافی از شکست تاريخيشان از رجلی الهی به مانند حضرت امام خمينی قدس سره که مظهر اسلام بود، می خواهند از ملت مسلمان ايران انتقام بگيرند) بر فرض اينکه بعضاً با زادسر مخالف هم باشند، با جيرفت و مردم که مخالف نيستند. و عجيب اينجاست که از سال يکهزاروسصدوپنجاه ونه تا اين لحظه حاکميت مطلق جيرفت در دست گروه اين ها بوده و هست، از تمام فرمانداران گرفته تا بخشداران و دهداران و مقامات ديگر، به غير از دو يا سه مقام و مديريت، که مديريتشان به عمران و آبادانی ربطی ندارد. اين گروه کليه‌ی مقامات و مسؤوليتها را در اختيار خود داشته اند و بعد از دوم خرداد هم که خويش نزديک نماينده‌ی ميان دوره‌ای به اصطلاح دوم خردادی جيرفت، فرماندار دوم خردادی جيرفت می باشد. هيچ کاری هم که واقعاً کار باشد، انجام نداده اند.

 

{mospagebreak}

 

حالا در نيمه‌ی ششمين سال حاکميت بلامنازع دوم خرداديها و بيست وچندمين سال تسلط مطلق گروهشان بر شهرستان جيرفت، می‌خواهند داغ ننگ عدم موفقيتشان را بر پيشانی زادسر بچسبانند و تمام کاسه و کوزه ها را بر سر زادسر بشکنند(!). انگار که ديـــوار کوتـــاه‌ی را پيدا کرده اند. اينهم يکی ديگر از عجايب روزگار غريب ما می باشد. آری؛ فقط و فقط دو دوره، نماينده‌ی مجلس هم خط اين جماعت نبوده و اتفاقاً هر کار مهم و قابل توجه‌ی که انجام شده و مورد بهره برداری مردم قرار گرفته است آنهم در ابعاد گوناگون؛ امنيتی، فرهنگی، عمرانی، صنعتی، اقتصادی و . و .، در همين هشت سالی بوده است که زادسر نماينده‌ی مردم جيرفت در مجلس بوده است. اگر قبول ندارند، مستند و با ارايه ي مدارک رسمی و قانونی اعلام بکنند تا مدعی اين ادعای بزرگ و مهم، مستند و با ارائه‌ی مدارک، مدعای خويش را به اثبات برساند. اينک سر فصلهای برخی از کارهای مهمی که با پی گيری يکی از بندگان مسکين، مستکين و هيچ درگاه خداوند قادر و متعال، توسط دولتهای جمهوری اسلامی از دهم خرداد ماه يکهزاروسيصدوهفتادويک الی ششم خرداد ماه يکهزاروسيصدوهفتادونه انجام شده است را از نظر مبارکتان عبور بدهيد تا حقايقی را که برای مردم منطقه روشن است برای شما خوانندگان محترم سايت خبری «ايسنا» هم روشن بشود و بدانيد که زادسر چه شاهکاری کرده است. آنهم با مقاماتی همانند آنان که مستحضر شده ايد. يعنی در حقيقت بنده از هشت سال، چهار  سال وکالت کرده ام و اينهمه موفقيت داشته ام، حالا، تصور بکنيد هشت سال وکالت را. دولتي های دوم خردادی که اصلاً ما را به رسميت نشناختند.

 

 اگر کاری هم انجام می شد و البته که می شد، از ترس بلند گوی پر قدرت و رسای مجلس شورای اسلامی بود که در اختيار زادسرجيرفتی قرار داشت. حالا بخوانيد فهرست کوتاه‌ی از خدمات بسيار جمهوری اسلامی را به مردم جيرفت: مردم عزيز و با صفا و با وفای جيرفت و عنبرآباد، در روزگاری طوق زيبای وکالتشان را به گردن زادسرجيرفتی انداختند که جيرفت، جيرفتی بود ناامن، بی راه و بد جاده، کم مدرسه و فراموش شده، سيل زده و پردغدغه، و در سطح کشور، بيشترين روستاهای بی آب بهداشتی، بی راه، بی مدرسه، بــی بـــرق، بـی تلفـن و بی مسجد، متعلق به جيرفت بود. شهر جيرفت همانند مخروبه ای جنگ زده می ماند که حتی صاحب يک خيابان، ميدان و کوچه سالم و تميز نبود. تا آنجا که معاون محترم عمرانی وقت وزارت کشور، در سال يکهزاروسيصدوهفتادويک پس از بازديد از سطح شهر، به اينجانب گفت: آقای زادسر، من فکر می کردم که جيرفت شهر است ! آباد است !  جيرفت به « هند ايران » معروف است، اين چگونه شهری است؟! اينجا به روستا بيشتر شباهت دارد تا به شهر! . آری؛ هم اکنون پاره ای از نابسامانيهای شهرستان جيرفت را برايتان حکايت می کنم تا با ذکر اوضاع آن روزگار، خاطر شريفتان را به تبليغات آنچنانی که زادسر را، باعث محروميت منطقه و مسؤول عقب ماندگی جيرفت، معرفی می نمايد، جلب ساخته و ضمناً جوانان و نوجوانان عزيز فعلی هم بتوانند نمايی از واقعيتهای امنيتی، فرهنگی، عمرانی، سياسی و اجتماعی گذشته‌ی شهرستان را در ذهن مبارکشان به تصوير بکشانند و بدانند که با ابـــزار تبليغـاتی و . . . می شود حق را باطل، خادم را خائن، مظلوم را ظالم ، دوست را دشمن و . و . و بالعکس، جلوه داد. اين نکته‌ی مهم را نيز در نظر بگيريد که امثال پی گيري های انجام شده، هيچ کدامشان جزو وظايف قانونی هيچ يک از نمايندگان مجلس نبوده و نيست.

 

الف ـ امنيت شهرها و روستاها؛

 

قطعاً جو رعب و وحشتی که از شرارت اشرار شرير در سطح شهرها و روستاهای جيرفت، بر روح و روان اهالی شريف و عزيز مناطق ياد شده، چيره و مستولی بود، از خاطر مبارک همه‌ی مردم عزيز جيرفت و عنبرآباد، محو شدنی نيست و به ياد دارند که چه اوضاع وخيم و دهشت زايی بر جيرفت و جيرفتيان، سايه افکنده بود و عصيان و خفقان را تا به آنجا رسانيده بود، که مردم صبور عنبرآباد را به طغيان واداشته بود و عزم را جزم کرده بودند تا عليه ناامنيهای منطقه، دست به راهپيمايی بدون مجوز بزنند. تنها خواسته‌ی به حق آنان در آن مقطع، فقط و فقط، ايجــاد امنيــت بود و بس. البته بعداً احــداث پــل مهم و استراتژيک درياچه ـ عنبرآباد، نيز اضافه گرديد که الحمدلله والمنه، به هر دو خواسته دست يافتند. اگر چه هنوز نمی توانند از روی پل ساخته شده عبور بفرمايند(!). و حل مشکلات ناامنی و برقراری نعمت بزرگ امنيت و آسايش در مناطق جيرفت که به دستور فرمانده‌ی معظم کل قوا روحی فداه، و همت و فداکاری لشکريان مجاهد، شجاع و سلحشور لشکر ظفرمند 41 ثارالله ايدهم الله تعالی صورت گرفت. بيت الغزل دوران نمايندگی زادسرجيرفتی و يکی از شاهکارهای بسيار بزرگ خدمتی جمهوری اسلامی عزيز و مقتدر در آن ديار به شمار می آيد.

 

{mospagebreak}

 

ب ـ راههای بين شهری و روستايی؛

 

جاده های مهم ؛ 1- جيرفت ـ کرمان، 2- جيرفت ـ کهنوج ـ بندرعباس، 3- جيرفت ـ بم، 4- جيرفت ـ بافت، 5- جيرفت ـ بلوک ـ فارياب ـ کهنوج، 6- جيرفت ـ اسفندقه، 7-جيرفت ـ مردهک،  8- جيرفت ـ کويزـ استارم ـ کلجک ـ نرگسان، و جاده های؛ 9- جيرفت ـ دوبنه ـ چمن ـ حسين آبادزيرکی، 10- جيرفت ـ هوکرد، 11- جيرفت ـ باغباغوييه، 12- جيرفت ـ ميجان، 13- جيرفت ـ حيشين، 14- جيرفت ـ گمرکان، 15- جيرفت ـ دوساری،16- عنبرآباد ـ  نُه بنی ـ سلمان آباد، 16- عنبرآباد ـ خيرآباد ـ پاتلی، 17- جيرفت ـ گرم سالاررضا، و جيرفت . .  .،  از زحمات شبانه روزی، پی گيريهای ممتد، نظارت لاينقطع و بازديدهای مکرر نماينده‌ی دوره های چهارم و پنجم مردم جيرفت در مجلس شورای اسلامی خاطره ها و حکايتها دارند که غير قابل انکار و نسيان هستند. و بهترين مصّدق و تأييد کننده هم، خود مردم تيز هوش و منصف مناطق ياد شده هستند.

 

 هر کس باور ندارد برود و از خود آنان سؤال بفرمايد و مدارک مستندش را هم از نويسنده طلب نمايد.توجه شما خوانندگان نجيب را به اين نکته جلب می نمايم که آنچه را که در بخشهای مختلف امنيتی، اقتصادی، فرهنگی به محضر مبارکتان تقديم داشته و می دارم، صد در صد با پی گيري های زادسر و توسط دولت جمهوری اسلامی ايران صورت گرفته است و اسناد معتبر و غير قابل خدشه‌ی آنها نيز، نزد اينجانب محفوظ و مضبوط است و فرماندار محترم فعلی جيرفت هيچ گونه نقشی در شروع و انجام اکثر آنها نداشته است. اگر بعد از تاريخ اول آذر ماه هفتادوشش (روز انتصاب نامبرده به عنوان فرماندار) بعضی از آنها در روزگار حکمراني دوم خردادی ايشان به بهره برداری رسيده اند. دلالت بر پی گيريهای نامبرده نمی کند اگر چه وظيفه‌ی اصلی و قانونی هر فرمانداری بوده و هست و ای بسا جناب فرماندار برای تکميل و اتمام برخی از آنها اقداماتی هم کرده باشد. يعنی چنانچه غير از شخص مذکور، کس ديگری، هر کس، تأکيد می کنم هرکس ديگری، فرماندار جيرفت بود، آن طــرحها به پايان می‌رسيد و مورد استفاده‌ی مردم قرار می گرفت، ای بســا مــاهها و بلکه ســالهـا زودتر، از جمله؛ پل حياتی عنبرآباد.

 

طرحهای مهم و سرنوشت سازی از قبيل؛

 

(1) مدرسه سازی ( دهها مدرسه با پی گيری زادسر احداث و يا مرمت شد که ذکر نام آنها در اين مقال نمی گنجد )،(2) احداث فرودگاه و (3) راه اندازي کارخانه‌ی کنسانتره‌ی گريپ فروت،(4) کارخانه‌ی پنير، (5) ساخت راهها، (6) تأمين آب و(7) برق، (8)  احداث کناره بنديهای سواحل شرقی و غربی رودخانه‌ی پرقدرت و ويرانگر هليل رود جيرفت، که جزو افتخارات بزرگ سالهای اول و دوم نمايندگی زادسر ثبت شده است و کسی را جرأت انکار آن نيست، زيرا تمام کارکنان محترم خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران، و پيمانکاران سه گانه‌ی احداث آن، بر حقانيت اين ادعا شهادت می دهند و برای شما تشريح خواهند کرد که چگونه کار چندين سال پيا پی، ظرف يک سال انجام شد، که شرح آن سر دراز دارد. (9) تأسيس شهرداريهای جبالبارز و (10) ساردوييه، (11) اصلاح و تعريض خيابان طالقانی جنوبی، که از کارهای بسيار بزرگ زادسرجيرفتی، در سطح شهر جيرفت به حساب می آيد که شهروندان و خوانندگان عزيز را به پرسش از شهرداران محترم دوران خدمتگزاري رسمی و قانونيم، ارجاع می دهم تا نقش اساسی نمايندگی نگارنده را در انجام اين پروژه مهم و استراتژيک بيان فرمايند.( آقايان؛ پورنصاری، قريشی و محمدی ) تنها به ذکر اين نکته بسنده می کنم که مطمئناً بعد از گذشت بيش از بيست سال، هيچ کس ديگری به غير از زادسر جرأت سخن گفتن از طرح تعريض خيابان مذکور را پيدا نکرده است. کما اينکه قبل از او، هيــچ وکيـــل ديگری توان پذيرفتن چنين خطــر خطيری (ريسک) را در خود نديده بود، و مردم عزيز جيرفت به خوبی می‌دانند که زادسر راجع به طرح هايی مثل  احداث جاده کنارگذر شهر جيرفت از بهشت زهرا و مزار شهدای عالی مقام تا سرجاز (12)، که الحمدلله به بهره برداری رسيده است. و حل و فصل بقيه‌ی مشکلات مردم جيرفت و رفع نواقص شهرستان، چه کرده است. خداوند عليم و بصير هم که نا نوشته می خواند و نا گفته می داند. البته تا حدودی مخالفين زادسر هم می دانند ولی به صلاح خود نمی دانند که بر زبان جاری سازند.و خوانندگان محترم « ايسنا » فقط اين را بدانند که آقايان محترم؛ بانک و مرعشی استانداران محترم اسبق و قبل از اسبق، به ستوه آمده بودند، تا آنجا که دهها بار به جيرفت سفر کردند و اقدامات لازم را انجام و دستورات مقتضی را صادر کردند . (13) تهيه‌ی اتوبوسهای واحد شهرداری جيرفت و (14) آسفالت خيابانهای مهم و بزرگ شهر جيرفت و (15) خيابانهای اصلی محمدآباد و (16) سقدر و (17)حياط بسياری از مدارس، و . و . تا برق کشی داخل تونلهای سيزدگانه‌ی(13) جاده‌ی مهم و استراتژيک، کرمان ـ جيرفت ـ بندرعباس و . و . از زادسرجيرفتی داستانها در سينه دارند.

 

ج ـ احداث فرودگاه؛

 

 به فضل اله‌ی و با اطمينان خاطر در محضر شريف مردم عزيز ايران، کرمان، جيرفت، عنبرآباد و کهنوج، و شما خوانندگان محترم ادعا می کنم که احداث فرودگاه جيرفت هم يکی از شاهکارهای مهم، تاريخی و به ياد ماندنی دوران وکالت زادسرجيرفتی می باشد که بر لوح خدمات بسيار دولت جمهوری اسلامی ايران، طی هشت سال خدمتگذاري نامبرده، نقش بسته است و صحت اين مدعی را اهل فن که سهمی از انصاف برده باشند، اذعان خواهند کرد. و دلايل آنهم بر همگان روشن است که چند دليل آن را متذکر می گردد:

 

 الف) مطابق قانون، حداقل فاصله‌ی مکانی بين دو فرودگاه استاندارد و رسمی،  يکصدوپنجاه کيلـومتر می‌باشد، و مسافت بين جيرفت و بم کمتر از رقم تعيين شده است و از طرفی بنا بر ادعای مسئولين وقت استان کرمان، احداث فرودگاه جيرفت، هيچ گونه توجيه اجتماعی، فنی و اقتصادی، نداشت.(نماينده‌ی محترم ميان دوره‌ای فعلی نيز، همين نظر را در جوابيه ای که مسبب اصلی نگارش اين سطور است، قبول دارد و ادعا کرده است) و با شدت تمام با ساخت آن مخالفت می کردند. آری؛ فرودگاه مذکور ساخته نشد مگر با قدرت نمايندگی جيرفتيان که به امانت در نزد زادسرجيرفتی قرار داشت. حال اگر کسی بگويد: خوب، زادسرجيرفتی، چرا خلاف قانون مرتکب شده ای؟ و با وجود فرودگاه بم و فاصله‌ی کم آن با شهر جيرفت، پی گيری کردی تا در جيرفت هم فرودگاه بسازند!؟. پاسخ می شنود که اولاً؛ باند خاکی فرودگاه جيرفت از قبل پيروزی انقلاب اسلامی احداث شده بود و حتی در همان زمان هم فعال بوده است و سازندگان خارجی سد جيرفت را سرويس می داده است. و ثانياً؛ وقتی که مقامات کرمان قول انتخاباتی احداث آن را به مردم جيرفت می دادند که برای امثال آقای فلانی، رأی بخرند، هيچ تصويری از ارگ جديد و فرودگاهش در ذهن آقای مرعشی و دوستانش که ريزه خواران سفره‌ی جمهوری اسلامی بوده و هستند، نبود. بنا بر اين اگر خلاف قانونی صورت گرفته باشد!،. در رابطه با احداث فرودگاه جيرفت و توسط زادسرجيرفتی انجام نشده است.

 

ب ـ نقل می کنند و ايچنين شايع است که هزينه‌ی احداث فرودگاه بم را « مسؤولين ارگ جديد و فروش دووهای مونتاژ » و فرودگاه سيرجان را «شرکت گل گهر» و فرودگاه رفسنجان را «شرکتهای پسته و مس سرچشمه»، به عهده گرفته بودند و پرداخت کرده اند، و آيا اين شايعه صحت دارد يا خير؟ الله اعلم. اگر نادرست می باشد چه خوب است که مسؤلان مربوط تکذيب کنند. تنها شهرستان جيرفت بود که شرکت آنچنانی نداشت تا هزينه‌ی احداث فرودگاه مورد نياز ساکنينش را تقبل کند و بپردازد. فقط اين را بگويم که سماجت و پی گيريهای زادسرجيرفتی آنقدر زياد و شديد بود که استاندار وقت را بر آن داشت که حتی مبلغی از اعتبارات اختصاص يافته به جاهای ديگری را و البته که بدون اطلاع زادسر، (حداقل حدود چهل ميليون تومان) مصروف ساخت فرودگاه جيرفت بکند. بلی؛ فقط فرودگاه جيرفت بود که با اعتبارات استانی ساخته شد و هزينه‌ی ميلياردی آن باعث و بانی خاصی نداشت.

 

ج ـ اصولاً؛ حال و هوای حاکم بر مديريت استان کرمان در قبل از پيروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ايران و حتی برخی آن را به بعد از آن هم تسری می دهند، مخالفت با پيشرفت جيرفت و ترقی اين منطقه‌ی زرخيز بوده است. علت آنهم برای جيرفتيان و عنبرآباديان آگاه و بصير، پاسخی هايی جدی و روشن دارد. و يادمان نرود که تا اولين پرواز از فرودگاه جيرفت به مقصد مشهد مقدس انجام نشد، مقامات دست اندرکار جرأت راه اندازی فرودگاههای سيرجان و بم را در خود نديدند. داستان آن پرواز تاريخی را از مبدأ فرودگاه مهرآباد تهران به مقصد فرودگاه جيرفت که فقط يک مسافر داشت و او هم کسی نبود مگر زادسر جيرفتی، هرگز از خاطر جيرفتيان زدوده نخواهد شد. و همچنين ماجرای انتقال مسافران جيرفتيش به تهران که پس از ساعتها انتظار در سالن خروجی فرودگاه جيرفت، خبر تلخ لغو پرواز را شنيده بودند، در يادها خواهد ماند. و بعيد به نظر می رسد که نمايندگان محترم مناطق ياد شده در احداث ارگ جديد و سالن مونتاژ خودروهای ساخت کره و منطقه‌ی ويژه‌ی اقتصادی سيرجان در نزديکيهای منطقه‌ی استراتژيک بندرعباس، و فرودگاهای ياد شده نقشی ايفا کرده باشند و با طرحهای آنها و پی گيری آنان انجام شده باشند. اگر غير از اين است رسماً، کتباً و مستنداً اعلام بفرمايند تا بنده اصلاح اين ذهنيت را به اطلاع همگان برسانم.

 

{mospagebreak}

 

د ـ آب شرب هفتاد هزار نفر شهروند مطلوم جيرفتی و ساکنين محروم روستاهای شهرستان جيرفت ؛قبل از اينکه چگونگی تأمين آب آشاميدنی بهداشتی روستاهای شهرستان را همانند: سقدر، مسکون، دوساری، جهادآباد، ميثم آباد، شهرک آزادگان، و . و، دلفارد، ساردوئيه، کوگوئيه، و . و، دولت آباد اسفندقه و . و، را برايتان شرح دهم، بخوانيد ماجرای غريب آب شرب قريب به هفتادهزار نفر از شهروندان محترم شهر جيرفت را!؟.

 

تا قبل از نمايندگی زادسرجيرفتی، به غير از فرماندار محترم آن زمان و نماينده‌ی محترم وقت جيرفت و مديرعامل محترم شرکت آب منطقه ای کرمان و آقای استاندار محترم وقت استان کرمان که بنا بر مسؤوليت هايی که عهده دار بوده اند ، و قطعاً از اين فاجعه‌ی انسانی در جيرفت، مطلع بوده اند،  هيچ کس ديگری از شهروندان غريب جيرفتی از جمله‌ی آنان زادسرجيرفتی، از اين واقعيت شرم آور که همانا غيربهداشتی بودن آب شرب شهروندان جيرفتی می باشد اطلاع نداشت و خداوند عليم و حکيم خوب می داند و همچنين بچه های زحمتکش آب منطقه ای کرمان و احتمالاً خبرنگار محترم «حديث کرمان» به خوبی واقف هستند که جهت تأمين آب شرب جيرفتيان عزيز، زادسرجيرفتی چه خون دلها که نخورد و چه سختيها که نکشيد تا بالاخره پس از گذشت سالهای سال شهروندان عزيز جيرفتی از نعمت بزرگ و غيرقابل شکر آب آشاميدنی بهداشتی و سالم برخوردار شدند.

 

 تنها اين نکته را يادآور می شوم که در اثر پشتکار و پی گيريهای ممتد و بی حد و حصر زادسر، آقای مدير عامل که جانش به لبش رسيده بود. دست به اقدامی . . . !؟ و نا موجه زد که اگر چه ذکر آن مايه‌ی ننگ و نفرت است. وليکن ضروری به نظر می رسد، تا افکار عمومی شهرستان و استان مستحضر باشند که با چه تيپ مديران موفقی (!) سر وکار دارند تا بيشتر قدرشان را بدانند. بلی اين طويل ترين مديريت، در استان کرمان، برای خلاص شدن از نظارت بی وقفه‌ی نماينده‌ی وقت جيرفت، طی دعوت نامه هايی از آقای بانک استاندار کرمان در آن روزگار و اينجانب دعوت کرد تا جهت افتتاح رسمی طرح تأمين آب شرب شهر جيرفت عازم آن ديار عاشقان بشويم، که با خوشحالی غير قابل وصفی در هفته‌ی دولت سال يکهزاروسيصدوهفتادوسه خود را به محل احداث مخازن آب، که تا سی سال ديگر پاسخگوی تأمين آب مورد نياز شهروندان خواهد بود،  رسانيديم که خلاصه‌ی داستان از اين قرار است: پس از مراسم رسمی شروع بهره برداری از مخازن بزرگ و استاندارد آب آشاميدنی شهر جيرفت  توسط استاندار، (فيلم و تصاوير مراسم مذکور موجود است ) ظريفی سر در گوش برگزيده‌ی مردم گذاشت و فرمود: فلانی همه‌ی اين تشريفات، دروغ بزرگی بود به بزرگی دروغ نمونه شدن آقای . . . !. اين لوله‌ی چند اينچی که به اصطلاح آب را وارد آن فرمودند، چند متر آن طرف تر با شير فلکه ای بزرگ روبرو خواهد شد که همانند شير بيشه راه را بر آن سد کرده است تا از به هدر رفتن آب در «گُسک تل سياه»،(بيابان سنگلاخی و لم يزرع اطراف شهر جيرفت را گويند) ممانعت به عمل آورد. زيرا بعد از آن شيرفلکه حتی کانالی هم حفر نشده است چه رسد به اينکه لوله کشی شده باشد و يا شبکه آب شهر را اصلاح کرده باشند!. مردم عزيز سر بسته می گويم که چه کرده ام. اجمالاً بدانيد که نظارت نفس گير آقای مرتضی بانک که منشأ آن قدرت بلندگوی رسای مجلس شورای اسلامی بود، مدير عامل محترم شرکت آب منطقه ای کرمان را بر آن داشت تا پروژه ای را که با مقايسه با اجرای طرحهای ديگر دولتی، حداقل دو سال زمان می برد. چند ماهه آنهم با بکارگيری تمام امکانات آن شرکت به انجام برساند.

 

سرانجام آب شرب بهداشتی مخازن بزرگ آب شهر جيرفت در ماه های نخست سال يکهزاروسيصدوهفتاوچهار، وارد شبکه‌ی آب رسانی شهر جيرفت شد و مردم جيرفت را دعاگوی همه‌ی کسانی قرار داد که آن خدمت بزرگ، حياتی و غيرقابل توصيف و شکر ناشدنی دولت جمهوری اسلامی را به مردم قدرشناس جيرفت انجام دادند.

 

راجع به تأمين آب شرب مناطق ديگری که اشاره شد، دلم می خواهد نقش برجسته و تاريخی اين خدمتگزار کوچک مردم تبيين بشود تا بيشتر بدانند  که چه ماجراهايی بر او رفته است تا مردم شريف و محروم آن مناطق از نعمت آب شرب برخوردار شده اند. ولی از دو جهت می ترسم ، اول اينکه شما خوانندگان محترم خسته بشويد و دوم اينکه حجم نوشته  بيش از حق قانوني بشود و در انتشار آن با مشکل روبرو بگردد. تنها به ذکر نکته ای راجع به آب سقدر بسنده می نمايم و بيش از اين سرتان را به درد نمی آورم: در جلسه ای که به درخواست زادسر و با حضور رئيس محترم دفتر امور مناطق محروم رياست جمهوری، معاون محترم وقت عمرانی استانداری کرمان و رئيس محترم وقت جهاد سازندگی استان کرمان برگزار گرديد. برای اولين بار و تا اين لحظه آخرين بار قلب نگارنده درد گرفت. وليکن به فضل پروردگار، اعتبار مورد نياز اجرای طرح آب رسانی به سقدر را تأمين کرد وسقدريان محترم و عزيز را به آرزوی چهل و چند ساله و به حقشان رسانيد و به قول برخی از سقدري های عزيز، زادسر دين خودش را به سقدري ها ادا کرد و حل مشکل آب به غير از ساخت مسجد کناره جاده و . و .، می باشد.

 

راجع به طرحهای مهم ديگری همچون :

 

 پايانه‌ی باربری که انصافاً که يکی ديگر از شاهکارهای دوران نمايندگی نگارنده می باشد و صددرصد فکر و پی گيريش تا شروع آن، با زادسر بوده است و احداث و ادامه اش هم با سازمان پايانه های وزارت راه و ترابری بوده و می باشد. راه اندازی شبکه های سوم و چهارم سيمای جمهوری اسلامی، تا آنجا که اولين شهرستانی که از اين نعمتها در استان کرمان برخوردار شد، جيرفت است. و راه اندازی ايستگاه پر قدرت تلويزيونی شهيد شهسواری دشت جيرفت که اينک مردم می توانند برنامه های استانی را از مرکز کرمان دريافت نمايند که انصافاً کاری تاريخی و کم نظير است. و چه بسيار است از اين گونه کارها و پی گيريهايی که در رابطه با اقشار مختلف جامعه انجام شده است. خصوصاً؛ رزمندگان، آزادگان، جانبازان، جوانان، کشاورزان، فرهنگيان، قضات، پاسداران، انتظاميان، دانشگاهيان، روحانيان، بازاريان، ورزشکاران و . و . و همه‌ی زنان و مردان جيرفتی اعم از موافقان و مخالفان و بالاخص خانواده های معظم شهداء که معروف و زبان زد خاص و عام است و عزيزان کميته‌ی امداد امام خمينی جيرفت و عنبرآباد بر اين مهم شهادت خواهند داد که در اين مقال نمی گنجد و با اين مجال کفاف نمی دهد. پی گيري انواع مشکلات اقشار مختلف مردمی که از سراسر ايران می آمدند، توسط نماينده‌ی سابق مردم جيرفت و عنبرآباد در دفتر ملاقات نمايندگان مجلس شورای اسلامی واقع در بهارستان معروف، و دفتر وی هميشه پر مراجعه کننده بوده است. صدها مدرک و سند معتبر دال بر اثبات اين مدعی قابل ارائه می باشد و  شاهدان زنده هم جهت تأييد اين مطلب، خود عزيزان شاغل در مجلس هستند که زحمات فراوانی از ناحيه‌ی اينجانب متحمل شده اند که خداوند از همه‌ی آنان قبول کند و جزای خير مرحمتشان فرمايد. وصدها نفر شهروند جيرفتی که در طول هر سال به دفتر زادسر در تهران مــــراجعه می کرده اند.شرح سخنرانيهای نگارنده در جمع نمايندگان پارلمانی يکصدودو کشور جهان در دهلی نو پايتخت کشور هندوستان و در جمع دانشمندان و شاعران کشور بنگلادش در داکا، و مذاکرات مفصلش با رئيس و اعضای کميسيون فرهنگی قزاقستان در آلماتی و سخنرانيش در جمع شيعيان مرکز تايلند در شهر بانکوک، بماند برای بعد. همچنين چگونگی بيش از چهارصد سفر رفت برگشت وی به حوزه‌ی انتخابيه اش جيرفت، در طول مدت هشت سال که بنا بر مصاحبه‌ی رسمی يکی از اعضای محترم هيأت رئيسه‌ی وقت مجلس، رکوردار سفر به حوزه های انتخابيه، نماينده جيرفتيان می باشد. و دعوت از دهها وزير و مقام ارشد ديگر جهت سفر به شهرستان هميشه بهار سبزواران بازديد رسمی آنان از مناطق مختلف و محروم شهرستان و کيفيت دستور اقدام گرفتن از آنان برای رفع نابسامانيهای جيرفت و پی گيری بعدی آنها تا حصول نتيجه، سر دراز دارد که از حوصله نويسنده و خواننده به بيرون است و ذکر آنها در کتــاب « جيرفت، گنج ايران » آمده است.

 

{mospagebreak}

 

واما پاسخ به بيست وسه بند جوابيه‌ی هشت صفحه ای که با امضای نماينده‌ی محترم ميان دوره ای جيرفت، در اعتراض به نامه‌ی ارسالی زادسرجيرفتی به رياست محترم جمهوری، تنظيم شده است، با اين شرح تقديم می گردد که از شماره‌ی يک شروع می شود و به شماره‌ی بيست و سه ختم می گردد، آنهم با سعی بر اختصار، به اصطلاح تلگرافی، مگر اينکه تطويل اجباری بشود که چنين خواهدشد.قبل از هر چيز به استحضار می رساند که زادسر آرزو داشته و دارد که بتواند خود را خدمتگزار مردم، مدافع مظلومين، دشمن ظالمين، مخالف سوء استفاده گران موقعيت های مختلف، موافق خادمان، عدو خائنان، دوست جوانان، ياور محرومان و . و . . . ، قرار بدهد. زادسر ضعيف و فقيری که هيچ است و هيچ، و خود را حقيقتاً هيچ می داند و خداوند سبحان را قيم خود و خانواده اش يافته و می داند. کی و کجا خود را قيم مردم دانسته و يا خدای ناکرده می داند که او را ذاتاً قيم مآب ! معرفی می کنند.

 

1- فرموده اند: «آتش بس  اعلام کنيد» (!) مردم می دانند که چه کسانی و با چه اهدافی بر سر زادسر آتش می ريزند و آغاز کننده و مهاجم را به خوبی می شناسند و کيفيت دفاع شخص مورد هجوم را که بی سلاح است و مظلوم، نيز به خوبی درک می کنند و می دانند که اين گونه جنگيدن، همان نبرد تن و تانک است که بالاخره با پيروزی خون بر شمشير ختم شد. زادسر بنده خدا که کاری به کار کسی نداشته است و بعد از اين هم به کار کسی کاری ندارد و از اين تعبير « آتش بس » در شگفت شده است، مگر جنگ است!؟. او به هر چه تکليفش بوده و باشد عمل کرده است و بعد از اين هم چنان خواهد کرد. و سر جنگ با کسی نداشته است و ندارد. وليکن اگر ديگران بر او و اعتقادات و مردم و دوستانش يورش ببرند، مدافع سر سخت و مقاومی بوده و خواهد بود. و فکر می کند که به فضل اله‌ی اين ادعا و مابقی ادعاهای خودش را در مقام عمل ثابت کرده است و ثابت خواهد کرد. جرم زادسر تنها نوشتن نامه ای است که حق مسلم او و هر شهروند ديگری بوده و می باشد، تحت عنوان: « جيرفت، در آتش خشم طبيعت می سوزد، و جيرفتيان، در چنگال تبعيض گرفتارند»، به رياست محترم جمهوری اسلامی ايران و بس.در باره‌ی مطالب نامه ای که اصلاً به آنها مربوط نمی شده است. جوابيه ای سر تا به پا فحش را با ايـراد اتهام های غيرقابل دفاع و اثبات و به قصد تشويش اذهــان عمومی تهيه و در سرتاسر دنيـا پخش کرده اند و بعــد هـــم می فرمايند: آتش بس اعلام کنيد .

 

 خدايا شکرت، که مدعيان طرفداری از جامعه‌ی مدنی و گفتگوی تمدنها ، مخالفان جنگ که در هفته‌ی دفاع مقدس شاخه گل به مردم می دادند و دفاع مقدس ملت مسلمان ايران را " برادر کشی" نام نهادند و شهروند پرسشگر ، دولت پاسخگو و تبديل معاند به مخالف و مخالف به همراه و جامعه‌ی چندصدايی و مجلس اصلاحات ( !! ) . و . و .، نامه‌ی يک شهروند معمولی را جنـــگ می دانند و پس از ريختن بمب های تهمت و شليک توپ های افترا، خمپاره های دورغهای انتخاباتی، و چکاندن ماشه‌ی مسلسلهای کينه های قبل از مجلس رفتن و به خيال ..... خودشان بکار گيری ســـلاح شيميـــايی آپارتمــان اجـــاره ای نمـــاينده‌ی دو دوره‌ی مجلس و به هوا پراندن آواکس  نمره‌ی بيستِ فرماندار دوم خردادی ! جيرفت و . و .، اعــلام آتش بس می کنند !؟. پناه بر خدا، دنيا کارش به کجا رسيده است !!.

 

اگر کسی از اين آقای محترمی که از جايگاه مجلس، تهمت زده و تحريف کرده است و اقدام به نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومي نموده و ادعاهاي جنابش از مصاديق روشن انتساب امور غير واقع مي باشد.  به محکمه شکايت کند، آيا می تواند ثابت کند که زادسر سه انتخابات را باطل کرده است ؟!، زادسر دوازده سال به مردم جيرفت خيانت کرده است !؟. زادسر برنامه‌ی پژواک را تهيه کرده است ؟! . زادسر منزلی ( آپارتمــــان اجاره ای و دو خوابه ) به قيمت پانصد ميليون تومان خريداری کرده (!!) و . و  . و مجازات قانونی نشر اکاذيب به قصد تشويش اذهان عمومی و انتساب امور غيرواقع هم بر همگان روشن است.

 

 بلی؛ پس از ارائه‌ی طريق از جايگاه يک معلم اخلاق (!) ، بيان داشته اند: « . . . از سال [يکهزاروسيصدوهفتادوچهار] تا انتخابات ميان دوره ای  مجلس شش به شما(زادسر) "نه" گفتند،(مردم جيرفت) باز هم پاسخ آنها به شما "نه" خواهد بود».  از آنجا که صحت و يا سقم اين ادعــا بر مردم جيرفت کاملاً روشن است و در آينده هم آنان خودشان تصميم می گيرند و نمی شود از طرف آنان اعلام رأی و نظر کرد، نياز به پاسخ ندارد. اما اينکه نخبگان به زادسر تکليف کرده باشند که آن نامه را بنويسد يا خير؟، و آيا دولت برای انتقام گرفتن از مردم جيــــرفت برنامه ريزی می کند يا خير؟، نيز جوابش روشن است و قبلاً نيز اشارت رفته است.

 

2- فرموده اند: « . . . جيرفت در زمان شما (زادسر) فراموش شده بود . . . جيرفت در هشت سال دفاع مقدس . . . هر هفته در آن يک پروژه اجرا می شود . . . از مردم شريف ساردوئيه . . ». يکی از عجيب ترين عجائب اين جوابيه که متأسفانه منقوش به امضای يکی از نمايندگان محترم به اصطلاح اصلاح طلب مجلس ششم می باشد و معنی بسيار بدی را در ذهنها متبادر می سازد، عبارت است از؛ شناساندن نقش مردم رزمنده و سلحشور جيرفت در دوران دفاع مقدس به اين طلبه‌ی بسيجی !!. مثل اين است که يکی از بچه های کوير لوت که هرگز از نزديک دريا را نديده و درک نکرده باشد، بخواهد برای يکی از بچه های بندرعباس و يا بوشهر و يا چالوس، دريا را تعريف و توصيف کند. به نظر شما خيلی خيلی عجيب نيست که يک نفری که اصلاً شنا بلد نيست و يا استعداد و توان ياد گيری آن را ندارد، برای يک غواص چيره دست و مجرب، ادعا کند که نجات غريق است. و از موج، ماه‌ی، کشتی، نهنگ، طوفان دريايی و . و . سخن بگويد ! .حقيقتاً پناه بر خدا. سابقه، نقش، خدمات، حضورگسترده‌ی جوانان و مردم  سلحشور و شهيد داده‌ی جيرفت و اهالی رزمنده و مجاهدفی سبيل الله پرور آن را به کسی معرفی می کنند که از يک ماه (آبان ماه از شروع جنگ نگذشته، تا فرجام دفاع مقدس (مرداد ماه، که بسی نيکو بود (که همانا به دار آويختن منافقان کور دل در شهرهای اسلام آباد غرب و کرند غرب می باشد)، با سرزمين مقدس نبرد، آشنائی خاص داشته است و از جای جای جبهه های غرب و جنوب، خاطراتی ناب و تاريخی را از سجايای اخلاقی، ملکات نفسانی، صفات حميده، حالات ملکوتی، تهجدهای شبانه و رزم و جانفشانی مردانی نوشته است که فقط اجسام خاکيشان در ناسوت، حياتی خاکی را سپری می کردند و ارواح پاکشان در اعلی عليين و عالم لاهوت، طيران دايمی داشتند و . و .، آنهم از بيش از يازده عمليات جنگی در پنج مجلد، تحت عنوان « خاطرات يک طلبه از جبهه های جنگ » با تقريظهايی از حضرت آيه الله معظم، خامنه ای کبير روحی فداه و آيه الله هاشمی رفسنجانی و آيه الله مظاهری حفظهماالله. و افتخار آن را دارد که عکسش در آلبوم عکس متعلق به جبهه های اکثر شهداء و رزمندگان ديده می شود آنهم با لباس رزم و در کنار تمثال مبارک آنان، خصوصاً،جيرفتيان و عنبرآباديان، قرار دارد و حدود سه سال از عمرش را به عنوان مجروح جنگی در بيمارستانهای : « قائم مشهد » ، « آزادی تهران » ، « مصطفی خمينی تهران » ، « فاطمه الزهراء تهران » و آيه الله العظمی گلپايگانی قم »، سپری کرده است و سه مرتبه زير تيغ چاقوی جراحی قرار گرفته و انجام انواع آزمايشات پزشکی را بر روی دست مجروح و گردنش تحمل نموده است، و فقط امضايش را در انتهای هشت ورقه از فرمهای رضايت نامه برخی از پزشکان، از انجام آزمايشات و معاينات طبی آنان، که در هشت نوبت انجام گرفته است، ترسيم کرده است و رضايتمندی خود را، از اختيار تام داشتن پزشک معالجش، رسماً و کتباً اعلام داشته است که  اگر بعد از هر آزمايش، به ديار باقی سفر کرد، کسی مقصر به حساب نايد. و فزون بر بيست سال است که درد عصب تحمـــل می کند. خدايا مرا ببخش، خدايا تو که می دانی مجبورم ساخته اند که اين مسائل را بنويسم. ياللعجب؛ نقش برجسته مردم جيرفت و سرداران سر بدار سبزپوش سپاه توحيد را از خطه‌ی سرسبز سبزواران، به کسی تعليم می دهند که هر وقت سروکله اش در جبهـــه ای پيدا می شد زمزمه‌ی؛ « بچه ها عمليات نزديک است » در بين رزمندگان لشکر 41 ثارالله دهان به دهان، نقل می شد و به ياد ندارد که حتی برای يک بار هم که شده، چشمانش به قد و قيافه‌ی خيلی ها افتاده باشد. يعنی همان کسی که علاوه بر حضورش در بيش از يازده عمليات بزرگ جنگي در جبهه های غرب و جنوب دفاع مقدس ايران اسلامی، خداوند تبارک و تعالی توفيق حضور در جمع جميل رزمندگان لبنانی را در آن سرزمين خون و قيام نيز روزيش فرموده است.

 

{mospagebreak}

 

ما بقی بند دوم، در بخشهای قبلی، مستند و قوی پاسخ گفته شد. ولی اگر منظور مثلاً تلفن همراه است که اينک وزارت پست و تلگراف دنبال مشتری می گردد و حتی جهت تـرويج و فروش آن می خواهد نرخ مکالمات با آن را کاهش بدهد تا شماره هاي بيشتري را به فروش برساند. بعيد به نظر می رسد اگر نماينده ای پيرامون آن پی گيری نکند، مثلاً حالا حالاها انجام نشود. اگر کاری برای ساردوئيه و يا هر جای ديگری انجام بشود، ما هم خوشحال می شويم مهم اين است که بشود، قطعاً وقتی جاده " گدار خيموکی " احداث بشود، زادسر هم خوشحال خواهد شد. و بهتر آن است که اسامی پروژه هايی که اجرا شده اند را به تعداد هفته هايی که ادعا گرديده است، مشخصاً اعلام بکنند، تا معلوم بشود که ساخت اوليه‌ی آنها از چه وقتی شروع شده است؟ و پی گير اصلی آنها چه کسی بوده است؟. تا اگر مدارک مستند آنها در نزد زادسر وجود نداشته باشد، مخالفين ايشان هم باور بکنند و خوشحال بشوند.

 

 3- فرموده اند: « . . . ميلياردها تومان اعتبار به اين شهرستان(جيرفت) اختصاص يافت و . . . عادلانه به خسارت ديدگان پرداخت . . . مسؤولين ذی ربط از شما (زادسر) شکايت خواهند کرد . . .،. چرا از زادســر شکايت می کنند!؟، بهتر است فهرست و نشانی کامل اسامی کسانی را که اين ميلياردها تومانِ مورد اذعان قرار گرفته شده را دريافت کرده اند منتشر کنند و در اختيار همگان قرار بدهند تا مردم جيرفت که از بعضی پرداختها خبر دارند و برخی اشخاص وام گيرنده را به خوبی می شناسند به يقين برسند که توزيع ميلياردها تومان پول بيت المال متعلق به خودشان، عادلانه به مصرف خسارت ديدگان واقعی از خشکسالی که زادسر هم نمی تواند برای از بين بردنش ادعايی نعوذبالله، داشته باشد. مگر اينکه شايعه سازان حرفه ای . . . !. خدا کند که مقاماتی که افراد را برای اخذ وام به بانکها معرفی کرده اند، از زادسر شکايت بکنند.

 

 4- فرموده اند: « . . . شما (زادسر) با اينکارتان . . . بايد پاسخگوی آنان باشيد.»  (!) بنده به فضل خدا يکی از دوستان، ياران، حاميان و مبلغان سربازان عزيز و پرتلاش و مؤثر گمنام امام زمان عليه السلام و تمام رده های نيروی زحمتکش انتظامی و . و . در جيرفت و کرمان و کشور بوده و هستم و خواهم بود، و اين مطلب را جمله‌ی آن عزيزان در طول ساليان سال، از خدمتگزاری زادسر تجربه کرده و باور دارند و می دانند که « اثبات شیء، نفی ما عدا نمی کند ». اگر جملات نامه‌ی تاريخی زادسر را به رئيس جمهور محترم که عبارتند از: « اشرار مسلح دگرباره دست به شرارت زده اند. و، سرقتهای خانگی و خيابانی چنـــد بــرابــر شده است » را بادقت ملاحظه کرده بودند اين گونه نوشته ای را امضا نمی کردند.

 

 5- «اقرار عقلاء علی انفسهم جائز»، شاهد از غيب رسيد!. حرف مردم هم همين بوده است که جناب ايشان در بند پنجم جوابيه‌ی تنظيمی و ارسالی، معترف به آن شده است و ســـرقت و نـــاامنــی را رسمـــاً اعلام کرده است. و اگر منکر می شود چه پاسخی را راجع به ناامنی هايی که طی همين روزهای اخير صورت گرفته است ( در تاريخ های 2/9/1381 و 7/9/1392 در روستاهای سرونی عليا از توابع بحش مرکزی جيرفت و خضرآباد از توابع بخش بزرگ عنبرآباد به وقوع پيوسته اند ) به مردم جيرفت و عنبرآباد ارائه می دهد؟

 

.6- چنانچه در بند ششم جوابيه ای که امضاء فرموده اند، با صداقت تمام مرقوم می فرمودند که آن مطلبی را که برخی از نشريات محلی از قـــول مـــن راجع به " استـــان شـــدن جيـــرفت ظــرف مـــدت يکســـال "چاپ کردند از توان من خارج است و يک شعار تبليغاتی بيشتر نبوده است. مردم بيشتر می پسنديدند تا بعد از شش ماه از استمهال گذشته، بحث استان خراسان را . . . (!!). خراسان که خودش استان هست و مرکز آن هم مشهدالرضا عليه السلام است. و آن بيست وشش نماينده‌ی محترم دسته جمعی هم چنين ادعايی را مطرح نکرده اند. تازه راجع به تقسيم استان خراسان به چند استان. چه رسد که يکی از آنها قاطعانه استان شدن شهر خودش را تعهد بدهد. ولی دکتر! محترم شهر جيرفت با قاطعيت تمام اعلام کرده است که : « يک سال به من مهلت بدهيد، مـــن جيرفت را استان می کنم » ( ! ).  خود اين مطلب که ايشان خود را مجبور می ديد که بايد در آخرين سخنرانی انتخاباتيش به مردم جيرفت اعلام بکنند که : « يک سال به من مهلت بدهيد تا جيرفت را استان بکنم»، (!). و بعد از اين همه وقت که از استمهال او گذشته است تازه می فرمايند که نمی شود !، نمی توانم !، مرهون وجود زادسر است.

 

 زادسر همان زمانی که در مجلس بود دهها بار در سخنرانيهای متعددش اعلام کرد، که اگر دولت، جيرفت را استان بکند، برای دوره‌ی ششم نامزد نمی‌شود. و به خدا قسم که اگر چنان کرده بودند، قطعاً که چنين می کرد و طی يک اطلاعيه ای رسماً از نامزد دولتي ها حمايت می کرد، فردش هم برايش مهم نبود. اگر اينک مردم جيرفت دنبال استان شدن جيرفت هستند و مردم عنبرآباد منتظر شهرستان شدن عنبرآباد می باشند و حق هم دارند، نتيجه‌ی آن قول قوی و محکم جنابش است که « يک سال به من مهلت بدهيد جيرفت را استان می کنم ».، (!). اينجا هم طبق معمول آقای دکتر!، زادسر بدهکار شده است، خدايا شکرت، نمرديم و اين جوريش را هم خوانديم و ديديم!!.

 

 7- مرقوم فرموده اند: « حالا مردم متوجه می شوند که چه خيانت بزرگی به جيرفت شده که قبلاً محروم اعلام نشده؟ . . . » و قبول فرموده است که اعلام منطقه‌ی محروم شدن جيرفت ربطی به عملکرد ايشان به عنوان نماينده‌ی مجلس ندارد و خيلی هم به جا و درست فرموده است، پس خيانتکـــــاران به جيــرفت را هم معرفی می فرمودند. اگر عدم منطقه‌ی محروم شدن جيرفت را خيانت می داند!؟ ببيند از آن وقتی که دفتر مناطق محروم رياست جمهوری تأسيس شده است و مطابق قانون، شاخصهای محروميت شهرها و استان های محروم کشور مشخص می شده اند، تا سال يکهزاروسيصدوهشتادويک چه کسانی بر گُرده‌ی جيرفت سوار بوده و حکم رانی کرده اند. در زمان نمايندگی زادسر سياست دولت بر محروميت زدائی بوده است نه محروميت زائی!. و بر اين اساس بود که مقامات کرمان آمار رسمی نرخ بيکاری را در جيرفت حدود شش درصد اعلام کردند که با اعتراض شديد زادسر مواجه گرديد. و به برکت کمک ارواح طيبه‌ی شهدای عظيم الشأن رضوان الله عليهم اجمعين، کارنامه ي زادسر در تلاش برای محروميت زدايی از چهره‌ی مبارک و غبار گرفته‌ی جيرفت نيز درخشان و پرونده‌ی قطور پی گيري های او در دفتر امور مناطق محروم رياست جمهوری واقع در چند قدمی مجلس، موجود است و قابل ملاحظه .

 

8- راجع به بند هشتم پاسخنامه جناب ايشان، منتظر اقدامات عملی دولت جمهوری اسلامی ايران می‌مانيم و فعلاً عرضه می داريم: « به عمل کار برآيد به سخندانی نيست»( به جوابيه پرانی نيست).

 

 9- اميدواريم که ادعای نامبرده را در بند نهم، دولت جمهوری اسلامی ايران عملی سازد و دعای خير مردم قدر شناس جيرفت را بدرقه راه دولتمردان خدومش بگرداند.

 

 10- مرقوم فرموده اند؛ « نمی دانم . . . معاملات حرام . . . مردم جيرفت خوب می دانند که چرا نمی گوييد حرام! . . . می گفتيد کيف می کنم! حض می کنم! . . . قطعاً الان هم برگرداندن آن (اصل پول مال باختگان محروم جيرفتی و عنبرآبادی)  کار آسانی نيست . . . ».

 

{mospagebreak}

 

خدا را شاکرم که بالاخره اين توفيق بزرگ را روزيم فرمود تا راجع به اين قضيه‌ی مذموم و محکوم با مردم عزيز، سخن بگويم. آری مردم دانای ما به خوبی به اين نکته‌ی مهم دانا هستند که چرا زادسر هرگز نگفت و ننوشت، نمی گويد و نمی نويسد " معاملات حرام " بلی آنان می دانند که اولاً؛ اين جيره خوار سفره‌ی مبارک حضرت حجه بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشريف و روحی له الفداه، مدعی است که مردم جيرفت مسلمان، مؤمن، مسأله دان، مقيد به حلال و حرام اله‌ی و شيعه‌ی ناب مرتضی علی عليه السلام و ولايتمدار بوده و هستند و خواهند بود و مطابق گزارش مقامات مسؤول استان کرمان در روزگار وکالت اين عبد ذليل خداوند جليل، از نظر طهارت اخلاقی بالاخص جوانان برومند و پاکدامنشان اعم از دختران و پسران، در سطح استان کرمان سرآمد هستند و با همه‌ی وجود از کسانی که اين مردم با ايمان و با اخلاص را، اهل معاملات حرام (!) ( خريد و فروش ماشين به صورت اقساطی ) معرفی کردند و هنوز هم چنين می کنند!، از آخوند و غير آخوندش گرفته تا قلم به دست و مقام دار و غيره اش، گله مند و منتقد بوده و هست. ولی برای آنان و خودش، مغفرت پروردگار را مسألت می کند و جهت هدايت آنها و نفسش، دست نياز را به سوی آسمان دراز و زبان نياز را به پيشگاه با عظمت ذات اقدس آن بی نياز می گشايد.  اين بنده کوچک خدا می داند که مردم جيرفت قربانی شدند تا زادسرجيرفتی که حقيقتاً موی دماغ بعضي ها بود، به مجلس نرود. زيرا طبق نظر بسياری از آنان که سرشان در کتاب دعا می باشد، قدرتمندان مقام دار و . . . در استان کرمان و شهرستان جيرفت، می توانستند آن برخوردی را که در آذرماه سال يکهزاروسيصدوهفتادوهشت، که مصادف بود با شعله ور شدن تنور انتخابات دوره‌ی ششم با پديده‌ی بدفرجام معاملات چکی ( خريد و فروش اقساطی ماشين ) انجام دادند، سال قبل و يا سالهای قبل و يا حتی شش ماه قبل از انتخابات انجام بدهند و يا صبر کنند و بعد از برگزاری انتخابات مجلس ششم اين کار را بکنند. بــرخی می گويند، چرا در اوج داغی بحث انتخابات به بانکها دستور داده شد که چکهای معامله گران اصلی ( چند نفری که اصلی بودند و بنگاه معاملات ماشين داشتند ) را پرداخت نکنند. و بعضی از چک به دستان را ايضاً تشويق کردند تا جهت وصول چکهايشان اقدام فوری قانونی بکنند. و بلافاصله دستگير و زندانی شدند. و در همان حيص و بيص از انواع بلندگوهای مقدس و غير مقدس، افراد مغرض و بعضاً معامله گر . . !.و اين در حالی بود که جيرفتيان و عنبرآباديان از سالها پيش می شنيدند و نيز شـاهد بودند که عده ای معامله گر بيخ گوش مقاماتی مانند امام جمعه(وقت)، فرماندار(فعلی)، رئيس دادگستری(وقت)، و عزيزان مسؤول ديگر، در کمال عزت و احترام مشغول معاملات پر سود هستند و اکثر قريب به اتفاق دست اندرکاران شهرستان هم که در رده های مختلف مديريتی قرار دارند. ضمن اينکه خيلی به معامله گرها احترام می گذارند با آنان هم ماشين خريد و فروش می کنند. با خود می گفتند چرا ما چنين معاملاتی انجام ندهيم؟ و حق هم داشتند. زيرا فتاوی مراجع عظام تقليد شيعه دامت برکاتهم و فتوای رهبر معظم انقلاب مدظله العالی هم، ظواهر امور معاملات را تأييد می کرد. آن کس هم که نماينده‌ی مجلس بود، بيشتر اوقات در تهران ساکن بود و شايد در آن زمان، تنها مقام داری بود که هيچ گونه داد و ستدی با آنها نکرده است و شغل نمايندگی هم که هيچ گونه ربطی به معاملات شخصی مردم نداشته و ندارد و نخواهد داشت. و اگر کسی نماينده‌ی مجلس را در اين زمينه مقصر بداند بايد در سلامت عقلش شک کرد. و چنانچه حتی يک نفر پيدا بشود و مستند اعلام بکند ( مقام دار ياشد يا بی مقام) که: من به زادسر مراجعه کردم و برايش با دليل و حتی بدون دليل ثابت کردم که يک عده ای در شهر جيرفت . . . . و مقامات شهر هم از اوضاع آنان اطلاع کافی دارند و جلــــوی آنها را نمی گيرند. و زادسر، تو از تهران و مجلس يک کاری بکن. و زادسر اقدامی نکرده است تمام حرفهايم را پس می گيرم و از مردم بزرگوارمان رسماً عذر خواه‌ی خواهم کرد. اگر کسی اظهار بکند که تحليل من از داستان غم انگيز معاملات چکی اين گونه است: " در هنگامه ای طومار معاملگرها را جهت پيروزی در انتخابات در هم پيچيدند و آنها را به زندان افکندند و کل انتخابات را تحت الشعاع آن قرار دادند تا شخص مورد نظرشان را از صندوقها بيرون بيآورند که يکی دو ماه به روز رأی گيری بيشتر باقی نمانده بود. وگر نه اينان که از دوم خرداد هفتاد و شش ، حکمرانی بی حساب و کتاب مجدد خود را بر جيرفت از سر گرفته بودند چرا زوتر اين کار را نکردند!. اگر اين معاملات بد بود؟ خوب همان بعد از پيروزيشان در انتخابات اين کار را می کردند!. در شرايط قبل از انتخابات می خواستند مردم را آنچنان مشغول ، مضطرب ، پريشان و سرگردان بکنند که اصلاً انتخابات از خاطرشان محو بشود و رغبتی پيدا نکنند که فعاليت انتخاباتی بنمايند و به ستاد زادسر بروند و سخنان مستند او را مبنی بر خدمات گسترده اش به جيرفت، استماع کنند که اگر چنين بشود زادسر همه‌ی رشته های کذايی اين چند ساله‌ی آقايان را پنبه خواهد کرد. و همين کار راهم کردند و مردم جيرفت را ...!؟. و اضافه کند هر کس که باور ندارد برود و از جناب آقای . . . که معرف حضور همه‌ی مـــردم منطقه می باشد، بپرسد تا  با سند و مدرک برايش بگويد قصه‌ی آن ختنه سوران معروف را، و اين که چگونه چند نفر از . . .  ، چه سودهای کلانی از معاملات به قول نماينده‌ی محترم ميان دوره ای جيرفت: « حرام! » به  جيب زده اند ». و . و ." . با کدامين دلايل محکمه پسند، مجابش خواهند کرد؟! .حتماً در خاطر مبارک مردم هست که بعضی از مقامات محترم با استفاده از موقعيت قانونی خود به داخل زندان رفتند و با علم به اينکه هر گونه باز جويی و تحت هر عنوانی و در هر کجای از زندان ولو دفتر رئيس و يا نمازخانه‌ی زندان از هر گونه زندانی ولو سياسی و . و .، ممنوع می باشد. بر خلاف نص قانون، از عوامل اصلی معاملات چکی استنطاق کردند و از آقای . . . پرسيدند؛ آيا پژويی را که زادسر از مجلس گرفته است به شما فروخته است يا خير؟!. حال اگر کسی بعد از اين قضايا تحليل ذيل را ارائه بدهد، جوابش چيست؟ : « پر واضح و بسيار بديه‌ی است که آنان که مردم جيرفت را نستجيربالله،....، شناخت بسيار خوبی از زادسر داشتند و می دانستند که زادسر نسبت احکام سعادت بخش اسلام عزيز و مردم مسلمان جيرفت و عنبرآباد، تعصب بسيار دارد و به رغـم اينکه می داند در چنين شرايطی هر گونه واکنشی به ضررش تمام خواهد شد، اين گونه مطالب(اراجيف و خزعبلات) را برنمی تابد و عکـس العمل نشان می دهد و آنگاه ما هم او را در اين وادی انتخاباتی به حمايت از ....!!؟، متهم می کنيم. در نتيجه هزاران نفر مردم محرومی که طلای دست زن و بچه‌ی خودشان را فروختند و پول آنها را در اختيار اينان قرار دادند و از ورشکستگی معامله گران، زندگی خود را به تاراج رفته می بينند، زادســـر را مقصــــر می شناسند و نظرشان از او برمی گردد و به ما پناه می آورند و ما هم در بيست و دوم بهمن ماه که شش روز به روز برگزاری انتخابات بيشتر نمانده است معـــاون محترم سيـــاسی و امنيتـــی استـــانداری کرمـــان را به عنوان سخنران به جيرفت دعوت می نماييم و تحت عنوان اين که استرداد پول مال باختگان داستان اين معاملات چکی، عواقب سياسی و امنيتی دارد، زيرا ورشکستگی آنان، (بنا بر اظهارات آشنا به مسائل اقتصادی و بانکی ورشکستگی زود رس و ساختگی) هزاران خانواده‌ی محروم ومستضعف را به روز سيــــاه نشانيده است و به هر طريق که شده است از او قـــــول می گيريم که در سخنرانيش اعلام بکند که بعد از انتخابات پول مال باخته ها را بر می گردانيم، و او که اعلام بکند مردم خاطر جمع می شوند و به فرد مطمح نظر ما رأی می دهند، و بعد از انتخابات هم کـــی به کيـــه ». به راستی چه جـــوابی بـــرای اين تحــليل ارائــه می دهند؟! . ضمناً همه بدانند که زادسرجيرفتی  از خـــدا می خواهد که اسامی همه‌ی کسانی که در معاملات چکی ( خريد و فروش اقساطی ماشين ) نقش ايفا کرده اند چه آنان که سود برده اند و چه آنان که زيان ديده اند، منتشر شود. چونکه نه خودش و نه هيچ يک از اعضای درجه يک و دو و سه‌ی خانوده اش، جزو هيچکدام از آنها قرار ندارند و آنگه « سيه روی شود هر که در او غش باشد ». و اسامی معامله گران اصلی قاعدتاً در نزد عامو زاده‌ی(پسر عمو) نازنينش هست. چرا از زادسـرجيرفتی درخواست کرده است :« . . .  از جنابعالی درخواست می شود اسامی کسانی که پول مردم را خورده اند منتشر کنيد تا روشن شود وابسته به چه کسانی هستند؟»!!؟.

 

{mospagebreak}

 

اگر در شهر جيرفتی که او به اصطلاح وکيلش می باشد خــدای ناکرده چنان کساني وجود دارند و او می داند و آنان را می شناسد و به قوه‌ی محترم قضائيه درخواست مجازات فوری آنها را تقديم نکرده باشد که وای بر احوال جيرفت!. البته اگر گذاشته بودند که زادسر به مجلس برود چه بسا که مال باخته های محروم و مستضعف، حداقل اصل پول خود را دريافت کرده بودند.

 

  11- فرموده اند: « جيرفت به عقب بر نمی گردد . . . پل عنبرآباد . . . جاده‌ی نرگسان . . .». (!)

 

اگر کسی فکر کند که جيرفت به عقب بر می گردد، قطعاً، از داشتن نعمت عقل محروم است، زيرا جيرفت، قطره ای ناچيز ار اقيانوس بی کران و بی انتهای جهان هستی می باشد که زمان در آن نقش برجسته ای داشته و دارد و زمان هرگز عقب گرد ندارد، و از همين روست که فرموده اند « وقت طلا است » اگر چه طلای گم شده ممکن است بر گردد ولی وقت از دست رفته، هيهات. جيرفت امروز، جيرفت ديروز نيست، جيرفت فردا هم نيست، هر روز جيرفت و هر مکان ديگری، اختصاصی است و مشابه نخواهد داشت چه در گذشته و چه هم اکنون و چه در آينده و درست بدين دليل است که تاريخ رقم خورده و می خورد. و مردم جيرفت می توانند قضاوت کنند که زادسر چه کرده است و ديگران چه کرده اند و چکار خواهند کرد.

 

 کمترين قضاوت مردم جيرفت بعد از هشت سال خدمتگزاری زادسر به آنان، عبارت است از ؛

 

 1- زادسر دزد نبود.

 

 2- زادسر درغگو و حقه باز نبود و نيست.

 

 3- زادسر هيچ گونه سوء استفاده ای از موقعيتی که از برکت خون شهداء و همت بلند و زجر دوازده ساله مردم جيرفت به دست آورده بود، نکرد و اجازه آن را هم نه به اقوام دور نزديکش و نه به دوستان سياسيش، نداد. ضمن اين که اقوام و دوستانی که خدای ناکرده دنبال سوء استفاده بوده و يا باشند نداشته و ندارد.

 

 4 – زادسر پيشرفت جيرفت و مصلحت جيرفتيان را بر همه کس و همه چيز حتی موقعيت خودش در کشور و در مجلس، ترجيح داد. حتی تحصيلات دانشگاه‌ی و حوزوی خودش را نيز فدای خدمت به جيرفت کرد. ديگران در مجلس ليسانس و بالاتر راهم گرفتند ولی زادسر....... .

 

 5- زادسر برای جلب نظر مردم جيرفت و عنبرآباد، هرگــز قــول دروغ نداد. و اگر کاری را نمی توانست انجام بدهد مردانه و با شجاعت می گفت نمی توانم و هرگز توجيه نمی کرد و عذر بدتر از گناه تحويل مردم نمی داد. و . و . و جيرفت را در ابعاد گوناگون آباد ساخت و به جلو انداخت.

 

 چرا جناب دکتر ! چنين فرموده اند:« جيرفت به عقب بر نمی گردد » (!) الله اعلم. خيلی بديه‌ی است که جيرفت به عقب بر نمی گردد. (!) هر کودک چهار و پنج ساله هم اين را می داند که روزی که سپری شد ديگر بر نمی گردد. اما آيا صحت اين ادعا را که پل سرنوشت ساز عنبرآباد و جاده‌ی مهم نرگسان، از خدمات دولت دوم خردادی می باشد؟ مردم با هوش و چيز فهم آن مناطق، تأييد می فرمايند يا خير؟ با توجه به مدارک مستندی که از سالها پيش ، در نزد برخی از آن عزيزان موجود می باشد که همه آنها با سر برگ کاغذهای مجلس شورای اسلامی و به امضای علی زادسرجيرفتی می باشند. چه عرض کنم. بهتر است که از خودشان سؤال بشود.

 

12- در بند دوازدهم جوابيه، زادسر را به سخره گرفته اند که چرا نوشته است ؛ « پرواز هواپيماها به فرودگاه جيرفت لغو گرديد »!، از جنابش بپرسند؛ مگر در جوابيه، نيامده است که جيرفت هفته ای يک پرواز داشته است؟( در تلکس « ايسنا » آمده است: «  از آنجائيکه تعداد مسافر آن به حداکثر 10 [ده] ( ده نفر ! هميشه کمبود جا داشتند )  نفر رسيد . . . تعطيل شد! . . . هفته ای يک پرواز با يک هواپيمای سه ( 3 نفره ! )  نفره راه اندازی شد........، [ اختمالاً، سی (30) نفره منظور بوده است ] برو فکر ديگری بردار! چون مردم خيلی دانا شده اند (!!).به راستی که عجيب است. مگر مردم تا کنون خدای ناکرده دانا نبوده و يا کمی دانا بوده اند که با فرستاده شدن جناب ايشان به مجلس، مردم هم خيلی دانا شده اند!؟ جداً متأسفم، مردم جيرفت، هميشه دانا بوده اند و خواهند بود. خوب، اين جمله که غلط نيست. برای اينکه هر هفته، يک هواپيمای خاص با کادر پروازی متفاوتی و مسافران ديگری در فرودگاه جيرفت به زمين می نشسته است. بنا بر اين استدلال، ظرف پنجاه ودو هفته‌ی هر سال، پنجاه ودو فروند هواپيما، از نوع A.T.R  و فوکر28 آنهم سي و شصت نفره، در فـــــرودگاه جيرفت به زمين می نشسته اند که احتمالاً، تعدادی از آنها، قبلاً، به اين فـرودگاه پرواز کرده باشند. پس جمله‌ی زادسر " پرواز هواپيماها به فرودگاه جيرفت لغو گرديد " مانند بقيه‌ی مطالبی که مطرح کرده، کاملاً درست است و با آيين نگارشی دستور زبان فارسی منافاتی ندارد. آقای دکتر ! مطابق نظر کدامين استاد ادبيات از به کار گيری آن جمله، انگشت به دهان مانده اند !!؟.

 

  13- راجع به بند سيزدهم، مطمئن باشند که اگر روزی برسد که زادسر و امثال زادسر، از دوراه‌ی ابارق فقط تا شهر جيرفت، چه رسد تا پل بهادرآباد. بر روی جاده‌ی چهار خطه رانندگی بکنند همه‌ی کسانی که چنين خدمت بزرگی را به جيرفت کرده اند، خدا پدرش را بيامرزد، خواهند گفت و اگر آنان دعوت حق را اجابت فرموده باشند می گويند: خدای بيامرزد فلانی و فلانی را که چه خدمت بزرگی را در حق اين مردم ذی حق انجام دادند، کما اين که اکثر کسانی که از همان دوراه‌ی ابارق تا رودان بندرعباس، در جاده فعلی، بعد از سال يکهزاروسيصدوهفتادوسه، رانندگی می کنند و زادسر را هم می شناسند، می فرمايند: خدا پدر زادسر (و همه‌ی کسانی که با وی صميمانه همکاری کردند از دولتيها و وزيران سه گانه راه و ترابری گرفته، تا پيمانکاران آن جاده) را بيامرزد که ما و ماشين هايمان را از آن چاله هاو گودال های خطرناک و فنر شکن و آن جاده کم عرضِ حادثه خيز و مرگ آفرين نجات داد. و همچنين جاده‌ی مهم سرنوشت ساز، جيرفت ـ ساردوئيه ـ بافت.

 

14- نظر به اينکه بارها و بارها ادعای مطرح شده‌ی در بند چهاردهم را در کل متن جوابيه تکرار کرده اند و در اينجا به عنوان يک بند مستقل، تکرار و تأکيد شده است.

 

 اجازه بدهيد تا از حضور شما خوانندگان محترم غير جيرفتی که از ماجراهای تلخ و فراوان انتخابات مجلس ششم و ميان دوره ای آن در حوزه‌ی انتخابيه‌ی جيرفت، اطلاعاتی به غير از اخبار مراجع رسمی به دست نياورده ايد ولی اجمالاً با چند و چون انتخاباتها در جمهوری اسلامی آشنائی داريد. سؤالی را بپرسم و آن سؤال اين است که اگر شما در زادگاهتان بعد از دو دوره ای که پياپی نماينده‌ی مجلس بوده ايد برای بار سوم هم بنا به خواست و دستور مردم شهرستانتان، نامزد انتخابات بشويد و فرزند پسر عمــوی رقيب شما برگزار کننده‌ی انتخابات باشد و قبل از انتخابات، رئيس جمهور مملکت به حوزه‌ی انتخابيه ات سفر رسمی بکند و در حضور دهها هزار از کسانی که بايد يا به شما و يا به رقيبتان رأی بدهند، غير مستقيم عليه شما موضع بگيرد، به طوری که همه متوجه بشوند که شما را نشانه رفته است و برای رفتن رقيب شما به مجلس دست دعا به هوا بلند کند و رقيب اول و اصلی شما را جلوی چشم مردم حسابی تحويل بگيرد و خطاب به او بگويد « چطوری مرد صابر » و نشريات محلی چند روز بعد آن جمله را تيتر بکنند و همان نشريات بنا به دلايل اجاره ای و کليشه ای، در بيش از يکصد شماره، و طی بيش از دو سال، شما را ترور شخصيت بکنند و باعث و بانی تمام مشکلات مردم حوزه‌ی انتخابيه ات معرفی بکنند و قبل از انتخابات آقايان محترم و مشهور و قدرتمندی چون ؛ غلامحسين کرباسچی(شهردار سابق تهران)، اسحاق جهانگيری کوهشاه‌ی(وزير فعلی صنايع و معادن و نماينده‌ی دو دوره‌ی اسبق جيرفت)، حسين مرعشی(استاندار قبل از اسبق کرمان و نماينده‌ی فعلی مجلس) به شهرستانت سفر بکنند و طرفداران قدرتمند رقيبانت که  پر قدرت ، پر پول و دولتی هم هستند  شايعه به راه بيندازند که اين آقايان برای برنامه ريزی مجلس نرفتن شما و به مجلس فرستادن رقيبت به اين جا سفر کرده اند، و ايضاً تمام امکانات مادی و معنوی دولت جمهوری اسلامی با بذل و بخشش فراوان، مصروف اشخاصی بگردد که از رقيب شما حمايت می کنند و نگرانان از انتخاب شما، شايعه به راه انداخته باشند که خدای ناکرده شما قاتل بردار خانم خودت هستي و رقيب اصلی شما با لطايف الحيل و اصرار بسيار، مسن ترين برادر خانم شما را همراه خودش بردارد، همان برادر خانمی که سال قبل از انتخابات ، برادر مرحوم کوچک تر از او را جنايتکارانی چون دکتر مزيدی ملعون و معدوم کشته اند و هيچ راه‌ی هم برای دفاع خداپسندانه ای که احساسات کسی را جريحه دار نکند در پيش رويت وجود نداشته باشد. آری رقيب اصلی و اوليت. بردار خانمت را همراه خودش ده به ده و شهر به شهر و محله به محله بگرداند و در سخنرانيهايش که در حضور برادر خانمت صورت می گيرند، با به کار گيری کلماتی چون ؛ « . . . . برادران عزيز و خواهران محترم، اينها (زادسر)  اگر در بطن مردم جايی داشتند؟ امروز نزديک ترين کسانشان به ما پيوسته اند (!) ، امروز برادر مرحوم دکتر آيين به ما پيوسته است، بريد بپرسيد دليلش چيه؟اگر امروز بخواهم همين دليل را برای شما توضيح بدهم، به خدا قسم شما انقدر منزجر می شويد، شايد در طول عمرتان از هيچ چيزی اينقدر منزجر نشده ايد، من دوست ندارم اين را توضيح بدهم . . . اين چگونه مردانگی است که حتی بر خويشاوندان حود رحم نکنی . . . الخ » ، سعی بر واقعی جلوه دادن شايعه‌ی قتل برادر خانمت توسط شما بنمايد و در آخرين ساعات تبليغاتی قبل از انتخابات هم آقای تاج زاده (معاون محترم سابق سياسی و امنيتی وزارت کشور) در ستاد مرکزی تبليغاتی رقيب، سخنرانی بکند و ..... ، و متأسفانه مقامات محلی شورای محترم نگهبان هم از سر غفلت و بی توجه‌ی عناصر اصلی، قوی، مجری، شجاع و کـاردان خود را که همه‌ی مردم شهر و روستاها آنان را از نزديک می شناسند و حضور ثابتشان در کنار صندوقهای اخذ رأی، امنيت زا، آرام بخش و اطميان آفرين می باشد. به عنوان بازرس سيار و يا ناظر سيار مأموريت بدهد و بدينسان مکانهای استقرار صندوقهای اخذ رأی را از کسانی که نفس حضور آنان، چشم غره های نمايندگان فرمانداری که مبلغ فرزند پسر عمويش که رقيب اول و اصلی شما هست، می باشند. ختثـــی می کند و همين طور حضور ثابت آنان نگاههای معنی دار اعضای شوراهای روستايی را که جمله‌ی آنان محتاجان اعانت آن گونه فرمانداری هستند. بی اثر و بی معنی می کند، خالی گذاشته باشد و . و . . . . !!؟، و حتی سپاه و بسيج و کميته‌ی امداد هم از ترس متهم و بايکوت شدن توسط فرمانداری و هيأت حاکمه‌ی شهر، تبليغات رقيب را مبنی بر مخالفت آنها با شما، نتوانند آن تبليغات گسترده و منفی(propaganda "پروپاگاندا ") را خنثی بکنند. و امام جمعه‌ی شهر هم به عنوان يکی از اعضای ستاد مخفی برنامه ريزان اصلی عليه موفقيت  شما دعوت بشود و برای اينکه شما را تضعيف بنمايند حسابی او را تحويل بگيرند تا آنجا که پنج هفته مانده به انتخابات هر هفته عليه شما سخن پراکنی کند و برای رقيبت شما انجــام وظيفــه بکند و اکثر طــلاب حوزه‌ی علميه‌ی شهر را بر ضد شما بسيج بنمايد و کسی که شما با يک واسطه از او خواهش کرده باشی که برای احتياط و مساعدت قانونی او، نامزد انتخابات بشود و او هم چنين بکند و به نـــاگـــه ستاد تبليغاتی او با همه‌ی امکاناتش بر عليه شما قيام بکند و . و !؟. اگر خواننده‌ی عزيز در چنان شرايطی نامزد انتخابات می بوديد فکر می کنيد که از حدود يکصد هزار رأی مأخوذه، چند هزار رأی به نام شما می توانست داخل صندوق های اخذ رأی برود؟. و فرمانداری که لاينقطع اسم شما را با صدای بلند فرياد می کرده و در همه جا و پيش همه کس ( جلسات غير رسمی و خـــانـگی ) داد می زده است که: " زادسر" ، دوهزار تا فقط دو هزارتا،. و از همه می خواسته است که به اصطلاح رأی خودشان را خراب نکنند (!). و ازاين قبيل. قاعدتاً با حساب دو دو تا چهار تا. فکر می کنيد چند هزار رأی را می بايست به اسم شما اعلام می کرد؟. دو هزار؟، سـه هـزارتا؟، پنج هزارتا، ده هزار؟، پانزده هزار؟ بيشتر و يا کمتر؟ چندتا؟. قطعاً قريب به چهل هزار رأی را حدس نزده ايد، درست است ؟. حال شما بفرماييد که آيا مردم عزيز سرزمين زرخيز جيرفت و عنبرآباد زادسر را خواسته اند، يا آن گونه است که نماينده‌ی محترم ميان دوره ای جيرفت، مدعی شده است؟ ( !! ).

 

 15- فرموده اند : « آقای زادسر تحقير ديگران کار شايسته ای نيست . . . دو فوق ليسانس . . . نمره . . . . نان نوکری نخورده است (!) . . . چند بار بگويم ايشان پسر عموی من نيست . . . آقای زادسر شما علم نسابه (نسب شناسی) را در کجا آموخته ايد که يک روز من پسر فرماندار جيرفت می شوم (!). . .  روز ديگر او پسر عموی من می گردد.

 

{mospagebreak}

 

 با همين دروغها ( !) زمينه‌ی ابطال انتخابات را فراهم کرديد؟» (بند15جوابيه). خوانندگان معزز سايت خبری « ايسنا » و هر خواننده‌ی محترم ديگری، لطفاً عين عبارت اينجانب را در نامه‌ی خطاب به رئيس جمهور محترم دوباره بخوانيد : " مردم نکته سنج و هوشيار منطقه : می گويند: در حالی که باغات بزرگ و کوچک کشاورزان و باغداران جيرفتی و عنبرآبادی از بی آبی و خشکسالی خشکيده می شوند و به صحرا(بيابان) تبديل می گردند، فرماندار محترم دوم خردادی جيرفت که با زحمات طاقت فرسای مادر محترم و زحمتکشش، روزگار گازرانيده و بزرگ شده است و همانند اکثريت قاطع مردم منطقه، جزو فقيران قبل و بعد از انقلاب اسلامی در جيرفت به شمار می رفته است، يک شبه ره چهل ساله طی کرده و با تمسک قرار دادن ارثيه‌ی همسرش که جيرفتی نيست در منطقه‌ی بلوک جيرفت در حال احداث باغستانی بزرگ بر روی زمينهای حاصلخيز منطقه‌ی مذکور از انواع مرکبات به مساحت دهها هکتار (برخی می گويند صدها هکتار) آنهم قطره ای که امکانات فراوان و اعتبار کلان نياز دارد، می باشد. " اگر شما خوانندگان محترم اين جملات را خدای ناکرده تحقير آميز يافته ايد اعلام بفرماييد تا زادسر از فرماندار محترم دوم خردادی جيرفت و مادر محترمش عذر خواه‌ی بکند. ولی ای کاش يک بار ديگر جوابيه ای که تهيه شده و برای « ايسنا » ارسال گرديده است را با دقت بخوانيد.

 

 بايد به اين آقای دکتر ! بگويند: مرد حسابی جواب يک کلمه است. آيا آقای فرماندار دوم خردادی جيرفت از موقعيت سياسی مديريتی خود جهت احداث آن باغستان بزرگی را که بـــرخی ها می گويند يکصد هکتار . بعضی ها می گويند دويست هکتار سوء استفاده کرده است يا خير؟.همان باغی که همه‌ی مردم جيرفت می گويند و حتی نويسندگانی که طرفداران خودشان هستند، متعرض آن شده اند. آ يا احداث آن صحت دارد يا شايعه و دروغ است؟!. هزاران وصف خوبی دارد. چندتا فوق ليسانس دارد. درس معارف دينی بيست گرفته است. نان نوکری نخورده است (!) ( همه‌ی مردم می دانند که ايشان که نان اربابی خورده است! البته که نان نوکری نوش جان نفرموده است؟، ولی مگر نان حلال را از راه نوکری خوردن گناه است و ننگ ! ؟ ضمن اينکه جمله‌ی مردم هم می دانند که زادسر سر سفره‌ی پدر بزرگوارش نشسته است که محتويات فقيرانه‌ی آن از راه حلال، حلالِ حلال و طيب کشاورزی تهيه شده است. يعنی با عرق جين و آبله‌ی کف دست. آنهم يک عمر. ان شاءالله عمرش دراز باد)  . پسر عموی من نيست. من پسر او نيستم (!). ( آخر مگر چنين امر محالي متصور است که { پسری پنجـاه ساله }، { بــابــايی دارد چهل و پنج ساله }. !!؟ به راستی که . . . !، گرچه برخی از اين دوم خردادی های کذايی بعضی از محالات را هم، ممکن ساختند.

 

 بايد يک کسی به جنابش بفرمايد، دکتر جان ( ! ) اين که نشد جـــواب!. مـــــردم جيـــرفت جـــواب می‌خواهند. اين رطب و يابس ها چيست!؟ که در سراسر جهـان منتشر کرده ايد؟!. مثل اين می ماند که از طرفدار يک نـــامزده انتخاباتی بپرسند، چرا شورای نگهبان صلاحيت کانديدای شما را رد کرده است؟ و او در عوض اينکه بگويد نمی دانم و يا بگويــــد، می گويند مثلاً . . .، بگويد: در فلان دانشگاه فلان کار را کرده است. بهمان نمره گرفته است. از پل کــارون اهــواز به پل هليــل جيـرفت بپرد و . و . !!. و خود را هم در عالم رؤيا در در آکسفورد ملکه ببيند.خوبی هاي (!) فرماندار را، مردم جيرفت بيشتر از عـــاموزاده دلسوزش، می دانند و می شناسند.

 

 الحمدلله از برکت جمهوری اسلامی اينقدر دکتر و مهندس و فوق فلان و پروفسور بهمان، در اين کشور زياد شده است که بسياری از آنان از برکت مديريت بسياری از مديران دوم خردادی راست راست تو خيابانها بيـــکار و حيــران روز را به شب و شب را به روز می کنند، زيرا عضو باند و دسته ای نشده اند. نمی خواهم به مدرک داران و کذا و کذا، خدای ناکرده جسارتی روا بدارم. وليکن مدرک که ملاکی است دنيايی و فانی. ديگر دکترا داشتن هم پز ندارد چه رسد به فوق ليسانسش که اصلاً نازيدن ندارد. قاتل مرحوم دکتر ماشاءالله آيين رحمه الله عليه هم دکتـــرا داشت. آنهم دکترای اقتصاد!. تازه چيزی نمانده بود که نماينده‌ی مجلس ششم و همکار دکتر ! شهر ما هم بشود!. جنــاب دکتــر علی مزيدی ملعون و معدوم هم دکترا داشت. همان کسی که رئيس و فرمانده‌ی قاتل اصلی (مباشر) مرحوم دکتر ماشاءالله آيين، بود و می گويند قاتل همسرش را از جيرفت انتخاب کرده است و همسرش از خويشاوندان برخی از مقامات مهم جيرفت می باشد. و قاتل هنوز هم قصاص نشده است!.

 

دريغا که کسی يافت نشده است به نماينده‌ی محترم ميان دوره ای جيرفت ياد آوری بفرمايد که ای مرد شريف، آن کسی را که در پاسخنامه‌ی ارسالی از سوی جناب عالی مورد لطف و مرحمت قرار داده اند. از هفده ـ هجده سالگی در خدمت امام خمينی ره و انقلاب شکوهمند اسلاميش بوده است. جزو اولين انقلابيون و مبارزان جيرفت به شمار می رود. زمان تبعيد رهبر معظم انقلاب اسلامی به جيرفت، خدمتگزار آن حضرت و بقيه‌ی تبعيديانی امثال؛ آيه الله (شهيد) ربانی املشی، آيه الله (شهيد) ربانی شيرازی رحمه الله عليهما، و . و . بوده و بنا به راهنمايی و هدايت آيه الله معظم خامنه ای کبير راه‌ی حوزه‌ی مقدسه‌ی علميه‌ی قـــم گرديده و اولين طلبه‌ی شهرستان جيرفت است. از قبل پيروزی انقلاب مقدس اسلامی تا سال يکهزاروسيصدوشصت و هشت در شهر مقدس خون وقيام قم، روزگار گذرانيده و تا لمعتين را در مدرسه‌ی کرمانيهای قم و لمعه را در نزد آيه الله اشتهاردی دامت برکاته و آيه الله فخروجدانی رحمه الله عليه، مکاسب را نزد آيه الله پايانی رضوان الله عليه و آيه الله بنی فضل حفظه الله تعالی، رسائل را نزد مرحوم آيه الله اعتمادی، تلمذ کرده و در سر درس اخلاق آيات عظام مشکينی و مظاهری شرکت می کرده است و همين الان هم در درس خارج فقه حضرت آيه الله العظمی حاج سيد علی خامنه ای مدظله العالی و درس خارج اصول حضرت آيه الله حاج سيد محمود هاشمی شاهرودی دامت برکاته، شرکت می کند. در يازده عمليات جنگی شرکت مستقيم داشته است. پنج جلد کتاب « خاطرات يک طلبه از جبهه های جنگ » را به رشته‌ی تحرير در آورده است. چنــدين مجلد کتاب ديگر هم آماده چاپ دارد که فقر مالی اجازه‌ی انتشار آنها را به او نداده است. مجروح جنگی است. جانباز است. در بين رزمندگان عزيز لبنانی شرف حضور پيدا کرده است. هشت سال تمام تحت عنوان مبارک « نماينده‌ی مردم شريف جيرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی » به نمايندگی از طرف ملت قهرمان ايران با مردم سراسر کشور و مسلمانان جهان و مستضعفان دنيا سخن گفته است. مقاله نوشته است. به راحتی به زبانهای عربی و انگليسی تکلم می کند و حتی نه واحد درس فرانسه را پاس کرده است. سخنرانيهای دو ساعته و جذابش را در جيرفت برايت گفته اند و قلمش را نيز خوانده ای و . و . ، آيا سزاوار بود اين همه صفحه را از زشت ترين القاب، صفات و . و . ، نثار او بگردانی؟!، حداقل به احترام مردم جيرفت هم که شده بود به او احترام می گذاشتيد. آخر هشت سال نماينده و برگزيده‌ی مردم ما بوده است. برای خودمان هم حوب نبود و نيست که با آن کسی که قبل از شما با رأی مردم جيرفت در خانه‌ی ملت انجام وظيفه کرده است. حالا از طرف کسی که بعد از او به مجلس فرستاده شده است، اين همه ناسزا و فحش بشنود. جايگاه مجلس هم اقتضا می کرد که اين جوری با او برخورد نکنيد. بنده خدا که خلافی نکرده است. به عنوان يک شهروند پرسشگر يک نامه به رئيس جمهور پاسخگو ! نوشته است. آسمان که به زمين نيامده است. نمايندگی شما هم که سرجای خودش هست .به او بگويد پدر بيامرز، زادسر که هميشه از اين نامه ها می نوشت. چه آن زمان که مجلس نرفته بود و چه موقعی که در مجلس بود و حالاهم می نويسد و فکر می کنم بعد از اين هم بنويسد. نامه اش هم که خطاب به رئيس جمهور است. و به شما هم اصلاً نپـــرداخته است. تعجب می کنم که شما چرا آن پاسخنامه را امضاء کرده ای!. به نظر من بهتـرين فـرصت را بـــرای زادسرجيـــرفتی فراهم کردی تا نـــاگفتــه هــای چندين و چند ساله اش را مستند و قانونی بزند و شايد زادسر دنبال يک همچنين فرصتی می گشت.

 

 ای کاش يک کسی از جايگاه يک پدر دلسوز، آقای دکتر را  نصيحت می کرد که پسر جان، با اين کارها که دردی از درد های مردم جيرفت دوا و مشکلی از مشکلات شهرستان برطرف نمی شود. زادسر قطعاً نمی تواند مانع خدمات رسانی شما بشود حتی اگر خدای ناکرده بخواهد. در حـــالی که ما خوب می دانيم زادسر دلش می خواهد جيرفت آباد بشود. خيلی برايش مهم نيست که به اسم چه کسی تمام بشود. ما شنيده ايم که به يکی از مقاماتی که هر ساله برای خانواده های معظم شهداء با پی گيری او هديه می فرستاده است، نامه نوشته است که شما آن کمکها را قطع نکنيد و بگويد نماينده‌ی ميان دوره ای فعلی درخواست کرده است. به اسم او هم تمام بشود من راضی هستم. که آن مقام حقيقتاً تعجب کرده است. او کار خود را می کند. شما هم کار خودت را بکن. چکار به کار زادسر داری؟!، خوب به آقای رئيس جمهور نامه نوشته است. نوشته که نوشته است. اگر راجع به شخص شما و نمايندگی شما نوشته که ننوشته و يا بنويسد که بعيد می دانم و خدای ناکرده خلاف نوشت. شما هم با احترام به رئيس جمهور بنويس که آقای رئيس جمهور مطالب نامه‌ی زادسر به اين دليل و به اين دليل واقعيت ندارد. و مستند و محترمانه حرف خودت را بزن و مردمی که نامه زادسر را خوانده اند، نامه‌ی شما را هم می خوانند و قضاوت می کنند. پسر جان تو که می دانی زادسر دست به قلم است. در نوشتن هم کم نمی آورد. از کس هم باکی ندارد. زادسر با روزنــــامه هفتاد ـ هشتادساله‌ی " اطلاعات "، مجله‌ی هفتگی " گل آقا " ، روزنامه‌ی " جمهوری اسلامی "، قلم به دستان…." همشهری" که خيلی ها از قلمشان می ترسند و حرف نمی زنند، با مجله‌ی کذايی گزارش روز، و . و . ، واشخاصی مثل آقای نجفی وزير سابق آموزش و پرورش، مرعشی استاندار قبل از اسبق کرمان و عطاءالله مهاجرانی که در نوشتن و.........يد طولائی دارد و . و . ، دست و پنجه‌ی قلمی نرم کرده است. می تواند بنويسد و هيچ گونه ضعف اخلاقی، اقتصادی، سياسی و غيره ندارد. اگر داشت که جرأت نمی کرد که آن نطق ها را ايراد بکند. آن مواضع را اتخاذ نمايد. اين نامه ها را بنويسد. شما که الان در مجلس هستی جرأت داری اين گونه صريح و باشجاعت مشکلات مردم را به مقامات منتقل بکني؟. جواب آقای مرعشی و آقای استاندار را چه می ده‌ی؟. کاری به کار زادسر نداشته باش. او می داند چه می گويد و چه می نويسد. مگر شما حداقل مصاحبه ها و مقالات آتشين او را پيـــــرامون موضاعات مختلف در روزنامه ها وسايت های خبری نمی بينی، نمی خوانی؟. زادسر، اکنون که مجلس نيست قوی تر از زمان نمايندگيش سخن می راند و مقاله می نگارد.  عين همين فحشهايی را که جناب دکتر! نثار زادسر فرموده است، راديو امريکا هم نثار او فرموده است.مطمئن باش که بازنده‌ی اين بازيی که شروع کرده ای، زادسر نخواهد بود. 

 

{mospagebreak}

 

افسوس که روزگار غدار، اين عبد ذليل، حقير مسکين، مستکين، مقر، معترف، مذنب، و . و  ، را که نه طاقت گرسنگی را دارد، نه تشنگی را می تواند تحمل بکند، گرما او را از پای درمی آورد، سرما وی را عاجز و درمانده می سازدو چه فراوان است از اين قبيل ضعف ها و نواقصی ديگری که در وجودش يافت می شود. مجبور کرده است که از زادسر با آنهمه ضعفها و نواقصی که برايش بر شمرد، تبليغ کند!؟. آری؛ افسوس که روزگار مجبورم ساخته است تا به رغم ميل باطنيم اين همه از زادسر بگويم و بنويسم.

 

 16- شکسته نفسی فرموده اند که از معانی لغات « تبعيض، ناروا، ليبراليسم » و « اختلافات، طبقات، امپرياليسم » که در بنددو نامه‌ی نگارنده به رياست محترم جمهوری به کار رفته است.

 

در بند شانزدهم (16) جوابيه، اظهار بی اطلاعی کرده اند.

 

امروزه سخن از مدرنيسم، پست مدرنيسم، مدرنيته، عصر پاره سنگی، تحجر، تجدد، تنوع، تکثر، پلوراليسم، اومانيسم، سکولاريسم، لائيسم، فمنيسم و . و . ، در روزنامه ها، شبکه های مختلف راديويی، تلويزيونی، و بلندگوهای محتلف، بسيار است بسيار. اينگونه کلمات مورد بحث عزيزان دبيرستانی قرار گرفته اند. اکنون فصل تجارت الکترونيک و جنگ ستارگان است و در همه جا صحبت از دهکده‌ی جهانی و مک لـــوهـــان کانـــادائی چهل و چندسال سال قبل و جامعه‌ی مدنی و گفتگوی تمدنها، در ميان است. چه رسد به سخن گفتن از لييراليسم و امپرياليسم و . و . و استعمار، استثمار و استحمار و . و . که از چند قرن گذشته در ايران بر سر زبان روشنفکران، خواص، قلم به دستان متعهد و غيرمتعهد، اجاره ای و کليشه ای که نان آن را می خورند و زحمت اهل ايمان می شوند، نويسندگان مکتبی و غير آن و لسان خطيبان بوده و هست. حتماً شکسته نفسی فرموده اند. آخر جناب دکتر، دکترا ! دارند. قطعاً معانی آن لغات را می دانند !.

 

17- فرموده اند : « آقای زادسر می گويند که منزل ( آپارتمان اجاره ای )  شما در ناب ترين جای [ نقطه ] تهران است 500 [ پانصد ]  ميليون تومان می ارزد . . . » ، راجع به اين که صفت " ناب " برای موصوف " مکانی " منزل " ( آپارتمان اجاره ای ) به کار می رود و صفت تفضيلی " تـــرين " به لغت نـــاب اضافه می شود ياخير؟ بهتر آن است که اهل لغت پاسخ بدهند. ولی راجع به " منزل " [ آيارتمان ] اجاره ای به استحضار برساند که آيارتمانی که يک واحد دو خوابه است، و برابر اسناد قانونی قابل عرضه به هر کجا و هر کس مبنی بر اجاره ای بودن آن، در اجاره‌ی زادسر می باشد، اطلاعات جامع و کاملی از چگونگی پيدا کردن و اجاره ای بودن و مبلغ اجاره اش، در اختيار کسی که دوست صميمی، رفيق شفيق، ياور واقعی و هميشگی و خويش نزديک و دلسوز نماينده‌ی محترم می باشد، يعنی جناب آقای .....، که فقط در زمان نمايندگی زادسر لطف می فرمود و هر از چندگاه‌ی خودش و بعضاً با خانواده‌ی محترمش به اين فقيرالی الله تعالی سر می زد و زادســــر هم با علم به ...او را حقيقتاً اکرام می کرد،  قرار گرفته است و جناب او که برخی ها می گويند همه‌ی مشکلات جناب دکتر ! را حل و فصل  می نمايد. می داند که چرا بعد از پنج ماه جستجوی زادسر برای سرپناه‌ی مناسب، در محله های بهارستان، ميدان شهداء، اکباتان، سعادت آباد، زادسر سر از دهات شميرانات يعنی ده امامــزاده قــاســم عليه آلاف التحيه والثناء واقع در شهرستان شميرانات درآورد؟ که عله العلل آن صاحب خانه ای متدين و مهربان و امين می باشد. به قول خواهر مکرم سرکار خانم دکتر مرضيه وحيد دستجردی شير زن مجلس شورای اسلامی در دوره های چهارم و پنجم مجلس شورای اسلامی که به عنوان گواه قرارد اجـــاره‌ی واحـــــدی که برای سکونت زادسر مشخص شد، اجاره نامه را امضا کرده اند که می فرمود : « زادسر، شايد در کل تهران يک چنين صاحب خانه ای را نتوانی پيدا بکني » . البته که در نقطه ای قرار دارد که در سمت راست آن با فاصله‌ی چند صد متر، حسينه‌ی مبارکه‌ی " جماران " قرار دارد و طرف چپ آن شما را با پيمودن راه‌ی حدود يکصد(100) متر، به امامزاده قاسم عليه السلام می رساند و روبروی آنهم که بارگاه مطهر امامزاده صالح صلوات الله عليه، واقع شده است. بنابراين در نقطه‌ی خوبی قرار دارد. اما اينکه مکان آن به قول جناب دکتر ! « در ناب ترين جای تهران » (گران ترين) هست يا خير؟ بنده نمی دانم. و دوست جون جونی جناب دکتر شاهد بوده اند که وقتی حضرت ايشـــان ( و هر ميهمان ديگری ) به آپارتمان اجاره ای زادسر تشريف فرما می شدند و می شوند، پـــــرده ای در وسط پـــذيـــرايی آن آپـــارتمـــان دوخـــوابـــه آويـــزان می کنيم تا اهل و عيال زادسر مجبور نشوند که چادر به سر کنند. آری ؛ آپارتمان اجاره ای  زادسر را صدها نفر از مردم بزرگوار جيرفت و عنبرآباد و . و . از نزديک ملاحظه فرموده اند و اثاثيه‌ی داخل آن و بقيه‌ی دارئيهای زادسر را هم از نگاه تيز و دقيق خويش گذرانيده اند. قابل ذکر است که مخالفين زادسر در زمان انتخابات ششم هم راجع به آپارتمان اجاره ای زادسر .....!، و اکنون هم که مورد توجه قرار گرفته و بين المللی شده است. احتمالاً برای موجه جلوه دادن يکی از دروغهای شاخدار انتخاباتی می باشد. ای خدا ، زادسر يک آپارتمان اجاره ای هم نبايد داشته باشد؟!. بعد از هشت سال نماينده‌ی مجلس بودن و بيست و دو سال ديگر زحمتکشی بی وقفه، حريفان می گويند تو يک واحد دو خوابه‌ی اجاره ای هم نبايد داشته باشی!!؟.

 

خدايا پناه بر تو.اميدوارم که پرداختن به مسأله‌ی بسيار بسيار مهم و سرنوشت ساز منزل [ آپارتمان ]  اجاره ای زادسر که بسياری از مشکلات شهرستان جيرفت را از بين می برد ( ! ) و نمره‌ی خيلی خيلی استراتژيک بيست  درس معارف اسلامی آقای فرماندار دوم خردادی جيرفت که نجات دهنده‌ی همه‌ی بيکاران منطقه می باشد ( ! ) و ناامنی ها و سرقتها را کاهش می دهد و صـــدهـــا ميليون کاربر شبکه های رايانه ای " اينترنت "در سراسـر جهان پس از ملاحظه‌ی سايت خبری « ايسنا » متحير شده و پيرامــون آنها به بحث و مناظره پرداخته اند ( ! ) . نتيجه‌ی تنگی قافيه و ناشی از حقد و کين نباشند.

 

 18-  اگر پسر عمويش نيست (!) لطفاً؛ دقيقاً نسبتشان را اعلام فرمايند . ضمن اينکه عرف پسر ـ پسر عمو، و پسر ـ پسر ـ پسر عمو و . و . را به عنوان پسر عمو خطاب می کند. زادسر در نامه اش به رئيس جمهور نوشته است " چرخاننده‌ی، و گرداننده‌ی اصلی ستاد انتخاباتی " ، و اهل فن، تفاوت رئيس اسمی ستاد انتخاباتی که به فرمانداری معرفی می شود را با گرداننده و چرخاننده اصلی، به خوبی حس و لمس کرده و می دانند. نظر سنجيهای مرکز کشور دروغين از کار در آمدند و برخی از عوامل آنها به اتهام جاسوسی، هم اکنون بازداشت هستند. با اين اوضاع چرا بايد يک نامزد انتخابات، به نظر سنجی طرفدارانش اعتماد بی چون و چرا بکند و آن را به عنوان سند ارائه بدهد. کس نگويد دوغ من ترش است.

 

 19- مردمی که با سفارش نماينده‌ی محترم ميان دوره ای جيرفت، به فرمانداری آنجا مراجعه کرده اند و آنانی که خودشان مراجعه فرموده و به عنوان طرفدار نامزد ديگر انتخابات شناخته شده اند، به خوبی می دانند که زادسر راست نوشته است و يا دروغ!؟. هر کس که با الفبای سياست و حکومت آشنا باشد و آن جمله زادسر را خوانده باشد و بداند که نماينده و فرماندار يک شهر عاموزاده (پسرعمو)هستند، بعيد است که زادسر را جزو دروغ گويان به شمار آورد.

 

   20- زادسر که سر فصلهای پی گيريهای خودش و خدمات جمهوری اسلامی را در دوران وکالتش تا تاريخ 6/3/1379، خيلی قرص و محکم فهرست کرد. جزئيات اکثر قريب به اتفاق آنها هم در گزارش کار ساليانه‌ی فرماندار سابق جيرفت، آمده است. فرمانداری محترم جيرفت و يا هر کس ديگری که قرار است فرمان  کذايي ايشان را : « . . . گفته ام خدمات دوران بعد از دوم خرداد را تا الان منتشر کنند . . »، اجرا بکند، مشخص فرمايند که کدام دوم خرداد را فرموده اند؟ عمو زاده جناب ايشان که در تاريخ 1/9/1376 درست شش ماه بعد از دوم خرداد تازه به عنوان فرماندار دوم خردادی جيرفت منصوب شده اند.

 

 خود ايشان بفرمايند که چند ماه از آن تاريخ گذشت تا به قول ما جيرفتی ها عامو زاده اش با چند و چون فرمانداری و طرحهای مختلف مطرح شهرستان، آشنايی نسبی به دست آورد. ضمناً خدماتی را منتشر کنند که از 6/3/1379 به بعد شروع و پی گيری شده باشند و سند رسمی و قانونی پی گيری آنها در بايگانی اسناد هشت سال خدمتگزاری زادسر موجود نباشد. و مردم هوشيار نيز قضاوت خواهند کرد. بد نيست اين نکته را به سمع مبارک نامبرده برسانند که زادسر گفته است به فضل اله‌ی و کمک ارواح شهداء عليهم الرحمه، زادسر در کارهايی که به قصد تکليف و انجام وظيفه انجام داده است، هرگز پشيمان نشده و اميدوار است که جناب دکتر هم پشيمان نشده باشد ونشود. ان شاءالله زادسر بعد از اين هم در رابطه با اعمالی که به نيت انجام وظيفه صورت می دهد هرگز پشيمان نشود. و در رابطه با ارسال نامه ای که درد دل جيـــرفتيان را به رئيس جمهور حکايت کرده است، بعد از واکنشهای . . . !، به يقين رسيده است که اين بار هم خدمتی بس بزرگ را برای مردم جيرفت انجام داده است زيرا مقامات را به نوکری مردم جيرفت وادار کرده است. ان شاء الله بزودی مردم فکور و با شعور جيرفت که آشنايی خاصی دارند با شيوه زشت برخی از قلم به دستان اجاره اي و کليشه ای که مأموريت اصلی آنان، تخريب ديگران است، و از راه آبرو ريزی امثال زادسر ررزق حـلال ! می جويند و نان مي خورند، پاسخ مستند و مشروح زادسرجيرفتی را به ظلم و جفايی که روزنامه‌ی همشهری در حق او روا داشته است، از نظر مبارکشان می گذرانند.

 

 21- زادسر هرگز در کار کسی حتی در زمان نمايندگيش، دخالت نکرده و هر گز به آنچه که به او مربوط نباشد همانند گذشته دخالت نخواهد کرد. زادسر تکليف خودش را انجام داده است و خواهد داد . نوشتن آن نامه هم تکليفش بوده است و همان نامه ناقابل اينان را مجبور کرده و خواهد کرد که برای مردم جيرفت نوکری بکنند.

 

 22- تا زمان برگزاری انتخابات بعدی کی مرده و کی زنده؟! زادسر هرگز فراموش نمی کند دارفانی وداع گفتن کسانی را که سرنوشت انتخاباتيشان برای او مايه‌ی پند و عبرت است. امثال؛

 

 مرحومين و مففورين، مهندس احمد شريفی ره، علی زادسر ره ،(کارمند شهرداری جيرفت)، دکتر ماشاءالله آيين ره، و حجج اسلام ؛ عباس عباسی بندرعباسی ره، قندهاری ره، نظری نيا ره، مؤدب پور ره، دکتر عليرضا نوری ره، و . و . که رضوان الهی روزی همه‌ی آنان باد، که روزی روزگاری جمله‌ی آنان نـــامزد انتخابات بوده اند و بعضی از آن سفر آخرت رفتگان رحمه الله عليهم، نماينده‌ی مجلس بوده اند.

 

ديوانگی محض است که آدمی اعمال خودش را برای چيزی که نه به بار است و نه به دار، خراب بکند. الاعمال بالنيات. چه خوب است که يک آدم تيز هوش و کيس از جناب دکتر سؤال بکند که راستی چه خدمتی برای زادسر انجام داده ای؟(!) که در جوابيه ای که امضاء کرده ای به آن اشاره شده است!. البته چه خدمتی از اين بالاتر که فرصتی فراهم فرمود تا هم خودش را به جامعه معرفی فرمايد و هم زادسرجيرفتی بتواند مطالبی را که ذکر آنها را برای افکار عمومی جيرفت ضروری و مفيد می دانست، مستند، مشروح و قانونی، به استحضار همشهريان عزيزش که ولی نعمتش نيز می باشند، و همچنين به استحضار ملت بزرگ ايران و خوانندگان معزز سايت خبری « ايسنا » برساند.

 

23- اگر اينچنين هم خير زادسر به مردم برسد، راضی می باشد. ولی برنامه‌ی پژواک هيچگونه ربطی به زادسر ندارد. تهيه کنندگان آن را هرگز نديده است و اگر هم ببيند، نمی شناسد. زادسر هم آن برنامه‌ی جگرسوز را از سيمای جمهوری اسلامی تماشا کرده و مثل ميلونها بيننده‌ی ديگر متأثر شده و غصه خورده است.

 

خوب است آقای دکتر ! در خصوص قاتل مرحوم دکتر آيين تحقيق کند و اعلام کند که آيا او از جيرفت زن گرفته است يا خير؟. و پی گيری بفرمايد که چرا تا حالا آن قاتل لعنتی را قصاص نکرده اند؟!.در پايان از همه‌ی مردم ايران، جيرفت و عنبرآباد، خوانندگان «ايسنا» خبرنگاران ايسنا و جمله‌ی تحصيلکردگان، خصوصاً « دکترها » جداً و صميمانه عذر خواه‌ی می نمايم.

 

والسلام علی من اتبع الهدی

 

والسلام علی عبادالله الصالحين و رحمه الله وبرکاته

 

اللهم اجعل عواقب امورنا خيراً

 

اللهم لا تجعل الدنيا اکبر همنا و لا تسلط علينا من لا يرحمنا

 

بحق فاطمه و ابيها و بعلها و بنيها صلوات الله عليها و عليهم اجمعين

 

اقل الطلاب :علی زادسر جيرفتی

 

نماينده‌ی دوره های چهارم و پنجم

 

مردم جيرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی

 

نوشتن دیدگاه
تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید زادسرجیرفتی: مردم مسلمان با حضور یك‌پارچه در عید فطر تمام كدورت‌ها را دور ریخته و پس از یك ماه عبادت ، دل‌هایشان آماده یك زندگی مملو از معنویت و شادابی می‌شود ادامه . . . گروه استانها / حوزه همدان...

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل تمدن های تاریخی و مانا، در کنار آب ها و رودخانه‌ها، توسط کسانی که محل استقرار خود را، موطن همیشگی برگزیده اند، ساخته، پرداخته، و عالم گیر شده‌اند. بنابراین استعمال کلمه تمدن هلیل، غلط، غیرراست، و جیرفت زدا خواهد بود. احتمالآ در خاطر مبارکتان باشد که سال های سال...

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388 بنده‌ شك ‌ندارم ‌كه ‌جریان ‌نفاق، ‌كه ‌دست‌ نیاز به سوی ‌ترامپ ‌دراز كرده ‌است، هیچ آخوندی چه خوب و چه بد مثل خاتمی را، هیچ وقت قبول نداشته و ندارد، طراحان طرح آشتی ملی، به‌ چیزی ‌كمتر از سرنگونی نظام جمهوری ‌اسلامی ‌ایران و تسلط مجدد امریکا، رضایت ‌نخواهند...

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را تو در کمین نشسته‌ای تا انتقام ناکامی‌های چهل ساله‌ات را، از تار، تنبور، وافور، کاباره، رقاصه‌ها، قمار، شراب، مستی‌ها شبانه، خوردن و بردن شاهانه، و . و ...، همه و همه را، از امام و مولا و مقتدای مؤمنان و شهیدان و آزادگان، حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی، بگیری، که مثل...

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری قلم و بیان زادسرجیرفتی, [21.07.17 17:35] https://www.instagram.com/p/BWzzK9djf_b/ زادسرجیرفتی: از عید سعید فطر و شعر حماسی دکتر میثم مطیعی، و سخنان امروز نماینده محترم دانشجویان، قبل از خطبه‌های نماز جمعه، بوی خوش انقلاب و عصیان اهل ولاء، علیه اشرافیگری و کداخداپرستی استشمام می‌شود. به گمانم طولی نکشد که شعار "روحانی امریکایی،...

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره ما که جزو انقلابیان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هستیم، به راه، آمان و اهدافمان، آگاه، مؤمن، مصمم و جدی بودیم، و اکنون نیز، و تا زنده هستیم ان‌شاءالله چنینیم. بنده و مانند نگارنده، یقین و ایمان داشتیم که شکنجه دیدن در راه خدا، ثواب دارد، سرباز امام زمان علیه‌السلام...

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش امریکا که مثل کشور ما که نیست که رئیس جمهور بتواند حتی خدای‌ناکرده ساز مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران را هم، کوک کند. یا عناصر مخالف اصل نظام را، مسؤولیت بدهد. یا مقابل حکومت پنهان (رهبری) امریکا بایستد، هرگز، کما...

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2)

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2) اغلاط املایی تا دلتان بخواهد. زیاد خوانده و می‌خوانیم که "خواهش می‌کنم"، را خواهشاً می‌نویسند؟ "ثانیا"، را دوماً، "ثالثاً" را سوماً، ...، "تاسعاً"، را نهماً، و قس علی هذا. حالا هرچه بگویید آقا، در زبان فارسی تنوین نداریم. شما دکتر شدید، فوق لیسانس گرفتید، نماینده مجلس بوده‌اید، باید...

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان در استخر اختصاصی فرح دیبا در کوشک، و در حال شنا و در کمال سلامت جسم و تن، دعوت حق را لبیک گفته است، و اینک کسی نمی‌تواند به سبب مرگ اینچنینی آن مرحوم، بر نظام مردمسالاری دینی، انقلاب اسلامی، امام خامنه‌ای عظیم‌الشأن مدظله‌العالی، انقلابیون ولایتمدار، حزب‌الله راستین، اصول‌گرایان...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ... كسانی در انگلستان موفق شدند دكترا بگیرند كه تز دكتراشان را آنان برایشان معین كرده‌اند و اطلاعات ریز را از اینان گرفته‌اند، مثلاً گفته‌اند شما تز دكترایت را راجع به ایلات و قبایل ایرانی، شما راجع به ساخت و ساز مسكن در ایران، شما راجع به عملكرد سپاه پاسداران از...