آخر این شبهات چیست که پشت سر امام جمعه‌ی قبلی اسدآباد القا می‌کنی؟مگر شما و رفیقانتان به او نمی‌گفتید به کسی نگو که ماشین پژویی که زیر پای خانواده‌ی فلان بوده است، مال حوزه‌ی علمیه‌ی اسدآباد می‌باشد. راستی آیا بالاخره سندش را به نام حوزه زد یا نه؟ عجیب‌تر این بود که رئیس چهارساله‌ی حوزه نمی‌دانست که این پژو مال حوزه‌علمیه‌ی برادران اسدآباد بوده است. شما که راضی نبودید امام جمعه‌ی ششم اسدآباد از آن مبلغ پول مصلی که در نزد آن بازاری موجه موجود بود، چیزی بگوید و بپرسد که پول مصلی دست او چه می‌کرده است و سود ماهیانه‌ی آن کجا خرج می‌شده است. ادامه ... 

 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

 

«اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا خِیَرَهَ اللَّهِ و َابْنَ خِیَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ اَمیرِالْمُوْمِنینَ و َابْنَ سَیِّدِ الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یَابْنَ فاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِساَّءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ ...»[1].

«... محرّم و صفر است كه اسلام را نگه داشته است. فداكارى سيد الشهدا  سلام اللَّه عليه  است كه اسلام را براى ما زنده نگه داشته است. ...» [2]‏.

مردم مسلمان و رشید ایران اسلامی عموماً، و مردم عزیز و شریف جیرفت، عنبرآباد، اسدآباد، و مردم نجیب و نکته‌سنج استان‌های کرمان و همدان خصوصاً زیدعزهم

سلام علیکم،

ضمن عرض ادب به ساحت اقدس حجت ثانی عشر عجل الله تعالی فرجه‌الشریف، و محضر مبارک نایب شایسته‌اش حضرت امام خامنه‌ای مدظله العالی، و تبریکِ هفته‌ی مبارک بسیج، و گرامیداشت سالگرد بسیجی ناب و خالص حضرت آیت‌الله شهید سید حسن مدرس «ره»، و آرزوی علو درجات برای احیاگر اسلام عزیزِ علوی و مقتدای عاشورایی حضرت امام خمینی سلام الله علیه، به استحضار می‌رساند:

خداوند سبحان را سپاس می‌گویم که خبرنگار محترم، و مدیریت موفق خبرگزاری فارس در شهرستان اسدآباد و استان همدان را برآن داشته است تا گزارشی[3] «اینجا»، را از یکی از اقدامات مهم صاحب این قلم، در سطح کشور و بلکه جهان منتشر سازند (آن‌هم بعد از سال‌های متمادی انتظار مردم عزیز اسدآباد)، گزارش مزبور از نظر رسانه، نگاهی فنی و بیانی مطالبه‌گرایانه به وضعیت عجیب و غریب مصلای بزرگ امام رضا (علیه‌السلام) اسدآباد دارد. این مستند توفیقی وجیه را رفیق امام جمعه‌ی سابق سرزمین بیدارگر مشرق زمین استاد سیدجمال‌الدین اسدآبادی نورالله مرقد‌الشریف، گردانید تا توضیحی موجه را حداقل پیرامون یکی از کارهای مهم و تاریخی‌ خودش ارائه کند. زیرا ششمین امام جمعه‌ی اسدآباد بنیان‌گذار مصلای مذکور است، این امام جمعه اقدامی انجام داد که بعد از سی و چند سال از پیروزی انقلاب اسلامی، هیچ‌یک از ائمه‌ی جمعه‌ی قبلی نتوانسته بودند انجام بدهند و مشکلات مختلف شروع مصلی را از تعیین زمین تا اقدامات دیگر حل کنند و هیأت امنایی قوی و معتمد برای آن انتخاب کند. البته در آن مکان تاریخی بود که معنی غریبی را نیز با همه‌ی وجود حس و لمس کرد «اینجا»، . حالا که فرصتی برای این قلم فراهم شده است اجازه بدهید تا شرحی کوتاه از رنجی دراز را در الفاظ بگنجاند و در اوراق (صفحات) مجازی بسپارد، تا ودیعه‌‌ای در تاریخ بماند. باشد که نسل کنونی اسدآباد و آیندگان منطقه‌ای که قریب به 160 سال پیش رجلی تاریخی که از فحول روزگاران است همانند استاد سیدجمال را به تاریخ اسلام، ایران و جهان هدیه کرده است، بدانند. زمانی مناسب از راه رسیده است تا این قلم و بیان، از ظلم مضاعفی که به جهت پیروی وی از سید جمال کبیر و شهیر، بر او روا داشته‌اند، بگوید و بنویسد. از کسانی فریاد برآورد که عملکرد وحدت آفرین زادسرجیرفتی را در تضاد با منافع باندی، و سوء استفاده‌ی سیاسی و کذایی خود یافتند و بعد از استماع خطبه‌ی اول و دوم دو هفته‌ی امام جمعه‌ی جدید، به یقین رسیدند که این امام جمعه را نمی‌شود دور زد و به اسم او بر مردم بی‌نوا حکومت کرد.

درست در خاطرم هست که قبل از رفتنم به اسدآباد اطلاعات دقیق و کاملی را از تاریخ باستان اسدآباد، تاریخ بعداز اسلام اسدآباد، چگونگی  اقامت طوایف مختلف اصالتاً شیرازی، اصفهانی، کرد، فارس، ترک، لک و لر ساکن در اسدآباد، از موقعیت جغرافیایی، ترابری (ترانزیتی) و کشاورزی اسدآباد، به دست آوردم که بیان برخی از آن‌ها در خطبه‌ی دوم اولین نماز جمعه که در روز مبارک نیمه‌ی شعبان(1388/05/16)، موجب شگفتی بعضی‌ها شده بود. ظرف دوهفته‌ی اول هم معضلات اساسی فرهنگی، عمرانی، سیاسی و اجتماعی آنجا را، و برخی از معضلات و مشکلاتی که به تعدادی از آن‌ها در ادامه اشاره خواهم کرد، رصد کرده و اشراف پیدا کنم.

با خود فکر کردم که بنده در این مسؤولیت خطیر و آن‌هم بعد از 12 سال نمایندگی در مجلس شورای اسلامی چه وظیفه‌ای دارم. زیرا تا کنون شغل بنده صرفاً سیاسی اجتماعی و قانون‌گذاری بوده است و اینک به برکت توجه خاص مقام منیع ولایت، شغلی معنوی و مادی، سیاسی و عبادی، آن‌هم از قبل حضرت امام خامنه‌ای روحی فداه که بانی اصلی بودند، نصیبم شده است. حالا باید چکار بکنم.

بلی؛ زادسرجیرفتی در پاسخ به این پرسش مهم، به یاد آورد که در دیدار خصوصی حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی با ائمه‌ی جمعه استان گیلان، به همراه مرحوم آیت الله نوربخش، حضور داشتند، که معظم‌له در پاسخ به گزارش دقیق و آمار رسمی مرحوم نوربخش فرمودند. سخنی حکیمانه بدین مضمون: «امروز دیگر زمان قبل از انقلاب اسلامی نیست که روحانیت فقط با مسأله گویی بتواند دین مردم را حفظ کند. امروز آن روحانی می‌تواند حافظ دین مردم باشد، که برای عمران دنیای مردم هم تلاش بکند.»این نظر مقام معظم رهبری مرا برآن داشت که برای زدودن آثار فقر فرهنگی و خرابی عمرانی منطقه که با مطالعه، دقت و بازدید بر آن‌ها وقوف پیدا کرده بودم، آستین همت را بالا بزنم که چنین نیز کردم. و در اولین اقدام پیام ذیل را در سطح شهر منتشر کردم:

تعهدات زادسرجيرفتی به مردم عزيز و متعهد اسدآباد

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم

حضور شريف مردم عزيز، تيزبين و ولايت‌مدارِ سيدجمال‌الدينِ (قدس‌سره) ديار زيدعزهم

سلام عليكم، تقبل‌الله اعمالكم، پيشاپيش حلول ماه مبارك رمضان را تبريك و تهنيت عرض می‌نمايد.   

خدای سبحان را سپاس كه توفيق زيارت شما مردم عطوف و شفيق را رفيق گردانيد. الحمدلله كه درك محضر مردمی جليل با جمعی جميل را، ارزانی داشت. به درگاه با عظمت ذات اقدس احديت جلت عظمته، جبهه‌ی عبوديت ساييده است كه سعادت حشر و نشر با اسدآبادی‌های متدين، خون‌گرم و سلحشور را، روزی اين عبد سراپا تقصير، فرموده است و اينجانب را مفتخر به بودن با شما و زيستن در ميان مردم اسدآباد، موفق گردانيد.

برخود فرض می‌داندكه در طليعه‌ی خدمتگزاری برای شما كه ولی‌نعمت هستيد، تعهداتی را امضاء نمايد :

1-   امام جمعه‌ی اسدآباد، با خداوند تبارك و تعالی عهد بسته است كه به جز رهنمودهای مقام منيع ولايت، نگويد، و به غير از آرمان‌های بلند و الهی حضرت آيت‌الله معظم خامنه‌ای كبير مدظله‌العالی، نرود، و فقط و فقط به تعالی مادی و معنوی مردم اسدآباد بينديشد، و منحصراً در خدمت منافع شما سروران بزرگوار اسدآبادی باشد، و از اعوجاجات سياسی اجتناب نمايد.

2-   به فضل پروردگار، سعی براين است تا خطبه‌های نماز جمعه را كه بسی مقدس است و بسيار مبارك، پربار و خلاصه تقديم نمايد. قابل ذكر است كه حداكثر زمان نماز جمعه تا پايان نماز عصر 45 دقيقه بيشتر نخواهد شد.

3-  مدت زمان معين شده‌ای كه عملی نيز گرديده است، برای دعای روحبخش «توسل» 15 الی 20 دقيقه و برای دعای معنويت‌زای «كميل» نيز 25 الی 30 دقيقه می‌باشد.

ارادتمند، دعاگو و ملتمس دعا

علی زادسرجيرفتی

امام جمعه‌ی اسدآباد

( 1388/05/29)

اقدام دوم تصمیم جدی برای رفع مشکلات آنجا که بعضاً عبارتند بودند از:

1-   فاضلاب وحشتناک، بسیار مشمئز کننده و غیر قابل توصیف،

2-   پروازی بودن مدیران و رؤسا، بیش از ... % مقامات آن دیار خصوصاً شهردار، فرماندار، اداره بهداشت و ...،

3-   وجود تپه‌ی زباله و کثیف و آلوده کننده، درست در مقابل در ورود و خروج مسجد جامع که مصلی هم بود، و امام جمعه می‌بایست در بعضی از هفته‌ها، در کنار آن تل آشغال و کثافات  نماز جمعه را اقامه کند.

4-    عدم وجود مصلی،

5-   عدم وجود کمربندی با وجود عبور و مرور روزانه حداقل 10000 هزار وسایل سبک و سنگین در از وسط شهر،

6-   جاری بودن فاضلاب گندیده و بد بو در مقابل بازار شهر و کشت مزارع مختلف و آبیاری انواع باغات با فاضلاب، و ... ،

7-   خطرناک بودن گردنه‌ی بسیار خطرناک و معروف اسدآباد،

8-   دروازه‌ی شهر اسدآباد از طرف همدان و مخرج آن از سوی کرمانشاه، که گفتن آن شرم‌آور است و . و ...، چه گویم که نا گفتنم بهتر است،

9-    عدم نظم و انتظامات امامت جماعت مسجد هشتصد ساله‌ی جامع اسدآباد.

10-  و ده‌ها مشکل دیگر که ذکر و توضیح آن‌ها بماند برای زمانی دیگر.لطفاً «اینجا» را کلیک بفرماييد

 خوب نامبرده با خود گفت زادسر تو که به صداقت و توانمندی خود اعتماد دارید و خدا می‌داند که تو دلت برای مردم محروم و مظلومیت آنان می‌سوزد، تو که می‌بینی منتظران تاکسی و غیره در اسدآباد، به جای گفتن میدان سید جمال، می‌گویند میدان سیامکی، کاری بکن که مردم به نیکی از تو یاد بکنند. حرف‌های که پشت سر برخی می‌زنند پشت سر تو نزنند. پا شو و مشکلات را اولویت بندی بکن و اولویت اول و دوم را به فاضلاب و مقیم شدن مقامات بده، اولویت سوم و چهارم را مختص شناساندن سیدجمال، و تأسیس بنیاد او در شهر اسدآباد بگردان، و اولویت پنجم هم به احداث مصلی اختصاص بده، و به ترتیب مشکلات دیگر را. و رسماً بگو که بنده می‌توانم حلال مشکلات شما باشم، چنانچه همدل و همراهم باشید. به آنان بگو به خاطر پیشرفت اسدآباد، بحث‌های چپی و راستی را کنار بگذارید و با بنده همکاری کنید، مطمئن باشید که می‌توانم کاری کنم که تا سالی دیگر همین موقع، هم مقامات مقیم بشوند و هم اجرای طرح احداث فاضلاب کند و راکد مانده، شتاب بگیرد و اجرایی گردد، چون سرنوشت عدم اقامت مدیران و پدید آمدن فاضلاب به یکدیگر گره خورده است. 

انگار خداوند سبحان به زبانم جاری کرد که به اسدآبادی‌ها بگو اگر ظرف مدت یکسال این دو مشکل اولویت دار برطرف شدند که الحمدلله، و من تا پایان مأموریت سه ساله‌ام در اسدآباد می‌مانم، و اگر حل نشدند منطقه را ترک خواهم کرد. با خود گفتم زادسرجیرفتی اگر چنین کنی، اسدآبادی زیبنده‌ی شأن استاد جلیل‌القدر سید جمال بزرگ «ره» خواهد شد. پس توکل بر خدا کن و اقدام نیز، و از ملامتِ ملامت کنندگان خوفی به دل راه مده و از اذیت و آزار برخی نادانان و حساد سینه تنگ، دلگیر مشو که خدا کمک خواهد کرد.

 نگارنده با این دیدگاه، در اولین ماه اقامت خود در اسدآباد، در جمع محترم ستاد نماز جمعه با صراحت سخن راند و مدعی شد که مشکلات اساسی شما که مادر بقیه‌ی معضلات اسدآباد است، عدم مقیم بودن اکثریت قاطع مسؤولین در اسدآباد، و وجود فاضلاب است، که این دو به یکدیگر گره خورده‌اند. یعنی چون مقامات مقیم نبودند و نیستد، فاضلاب به وجود آمده است و چون اکنون این فاضلاب وحشتناک و آزار دهنده وجود دارد، هیچ مسؤولی مقیم نمی‌شود. بنده نیز اگر قبل از ابلاغ حکم امامت جمعه‌ی خود، با خانواده به این شهر آمده بودیم، هرگز این مقام خطیر را برای این دیار نمی‌پذیرفتم. و به دلیل این دو مشکل است که تا حالا این دو معضل، هرگز توسط نامزدهای مجلس، و نامزدهای شوراها از دو جناح، و در خطبه‌ی پنج امام جمعه‌ پیشین مطرح نشده‌اند و آنان جرأت نکردند پیرامون آن‌ها حرفی بزنند یا وعده‌ای بدهند. کدام نماینده‌ی مجلس، یا امام جمعه‌ یا عضو شورای شهری، توان رو در رو قرار گرفتن با اکثریت قاطع مدیران منطقه را داشته و یا خواهد داشت.لکن بدانید که زادسرجیرفتی آدم خطر پذیری است و توان و تجربه‌ی رفع این دو مشکل مهم را دارا می‌باشد. شرط آن این است که هر نماز جمعه‌ی زادسر حداقل با 5000 نمازگزار اسدآبادی اقامه گردد. فقط کافی است هر جمعه یک‌ساعت نیم وقت بگذارید، 45 دقیقه برای ایاب و ذهاب و 45 دقیقه تا 50 دقیقه هم برای نماز از شروع نماز جمعه تا ختام نماز عصر. آن موقع نتیجه‌ی آن را در عمران و آبادانی منطقه نظاره‌گر خواهید شد. زنهار و هرگز چنین اتفاقی نیفتاد. البته صدها نفر اسدآبادی و بلکه بیشتر آمدند و بعضاً سوگند یاد کردند که ما 20 الی 25 سال است که به نماز جمعه نیامدیم اما به خاطر عملکرد حق‌مدارانه و غیر سیاسی‌کارانه‌ی شما و مواضع قاطع و قوی شما می‌آییم. به جهت این‌که شما از مسجد جامع اسدآباد با کل کشور و جهان، محکم، استوار، منطقی، با صلابت، صراحت و صداقت سخن می‌گویید و برای خطبه‌هایت ساعت‌ها مطالعه می‌کنید و با بصیرت و دانش سخن می‌گویید، و در بین مردم هستید، پیاده از دفتر امام جمعه تا مصلی را طی می‌کنید و به درد دل مردم گوش می‌دهید و ...، بدین خاطر می‌آییم. البته آمدند اما هرگز از 2500 الی 3000 نفر بیشتر نشدند.

مستحضر باشید که مشکلات حوزه‌های علیمه‌ی خواهران و برادران، تپه‌ی آشغال مقابل مسجد جامع، کثافت‌کاری در پارک جنگلی ورودی شهر، شروع احداث مصلی، و ...، با پی‌گیری امام جمعه و همت مقامات از جمله فرماندار وقت، به سرعت بر طرف شدند، اکثر مقامات دل را یک دله کردند که مقیم بشوند، مباحث فرهنگی به سرعت جا افتاد تا آنجا که ظرف یک سال کار به جایی ‌رسید که اگر امام جمعه، یا مقامی، یا سخنرانی دیگر، نام مبارک حضرت استاد سید جمال‌الدین اسدآبادی قدس‌سره را بر زبان می‌آورد مردم اسدآباد یک‌پارچه و با شور و حال سرود دل‌ربا و پربرکت:«اللهم صل علی محمد و آل محمد»سر می‌دادند، آن‌هم چه صلواتی می‌فرستادند.احداث فاضلاب در آن 14 ماه به اندازه‌ی ده سال پیشرفت کرد. شرح این‌ها و ده‌ها نمونه‌ی دیگر خیلی زمان و حوصله می‌خواهد. فعلاً دیگر بس است، مابقی ماجراهای زادسرجیرفتی و همدان و اسدآباد بماند برای روزگاری دیگر.

و اما در خصوص دلایل این نوشتار باید به استحضار برساند:

از تاریخ 1389/07/16(روز خدا حافظی زادسرجیرفتی با مردم محترم اسدآباد) تا کنون که 1393/09/05 (روز انعکاس این پاسخ‌نامه) می‌باشد بعضی‌ها با جور و جفا مرتب تبلیغ کردند و بعضاً هنوز نیز، که زادسرجیرفتی دوره‌ی سه ساله‌ی امامت جمعه‌ی اسدآباد را به پایان نرسانید و رفت. تبلیغ کنندگان این دروغ بزرگ، در تهران بعضی از مقامات . . .!، در جیرفت و عنبرآباد برخی از مخالفین بی‌رحم سیاست‌باز و دروغ‌پرداز، در همدان هم یکی یا دو نفر، و در کرمان نیز چندتایی که خوف آن را دارند که نکند دوباره نتوانیم مانع رفتن زادسرجیرفتی به مجلس بشویم. در اسدآباد هم که کم و بیش مردم آن چند نفر را می‌شناسند. اما دلایل آن را ذکر نمی‌کنند زیرا چناچه مردم عزیز اسدآباد، که سیدجمال‌الدین اسدآبادی عشق زادسرجیرفتی بوده و هست، بدانند که چه کسانی و چرا او را به رغم میل باطنی‌اش، مجبور به رفتن از منطقه کردند، ای بسا آنان را نفرین کنند[4]. از درگاه ذات اقدس احدیت مسألت دارد تا عنایت فرماید و کتابت داستان عبرت‌آموز رفتن زادسرجیرفتی به اسدآباد و مراجعت‌اش را، روزی، روزی این بنده‌ی سراپا قصور و سراسر تقصیر بگرداند «تا سیه روی شود هر که در او غش باشد»[5]. با این وصف به گوشه‌ای از ماجراهای پیش آمده در اسدآباد را در انتهای پاسخ‌نامه مورد اشاره قرار خواهیم داد.

بر کسی پوشیده نیست که طی سه دهه‌ی اخیر، مخالفان انتخاباتی در جیرفت و عنبرآباد، و سیاسی در کرمان و برخی از شهرستان‌های آن، اصلاح‌طلبان امریکایی در مرکز و دیگرانی در تهران، و یک باندی هم در همدان و اسدآباد، نسبت به نگارنده با شب‌نامه، روزنامه، هفته‌نامه‌‌‌، وبلاگ، سایت، و در پایگاه اطلاع رسانیwww.zadsar.ir به صورت نظر (کامنت، از یکی از رؤسای مراکز عالی در اسدآباد)، انواع هتک‌ها، تهمت‌ها، افتراها و دروغ‌های بزرگ بزرگ، در قالب رئیس جمهور، وزیر، معاون وزیر، استاندار، معاون استاندار، فرماندار، معاون فرماندار، و از همه بدتر در قالب امام جمعه و حتی در خطبه‌های نماز، گفتند[6]و نوشتند و منتشر ساختند، چه زیبا حضرت مولانا فرموده است:

«این چنین بهتان منه بر اهل حق

* کین خیال تست برگردان ورق».[7]،

و به قول خواجه‌ی شیراز:

«رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس

* گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

* در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا

* سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت»*

البته همیشه به کسانی که مقام رسمی داشتند به جهت شخصیت حقوقی آنان پاسخ مقتضی داده شده است. اما جواب دادن به اتهامات القایی غیر مستقیم رابط محترم شورای سیاست‌گذاری ائمه‌ی جمعه در همدان، به دلیل شخصیت حقوقی یا حقیقی نامبرده نیست، بلکه از آن باب است که صاحب این سطور امام جمعه و جماعت مردم عزیز اسدآباد بوده است، و به عنوان امام جمعه‌ی اسدآباد در اکثر شهرستان‌های استان همدان در همایش‌های فصلی شورای نگهبان، سخنرانی کرده‌ است و بارها سخنان‌اش از صدا و سیمای مرکز استان به سمع و نظر مردم غرب کشور رسیده است. و در سال‌های 1388 و 1399 تیتر رسانه‌های استانی در آن سرزمین پر خاطره بوده است. و از آنجایی‌که امام جمعه و جماعت باید عادل باشد و دروغ نگوید و حق کسی را تضییع نکند، باید مردم را از القای شبهه‌های این شخص با خبر ساخت. این فرد به عنوان رابط شورای مذکور با «فارس» مصاحبه کرده و در مقام عمل اتهاماتی را که در پی می‌آید به این امام جمعه‌ی سابق، روا داشته و به افکار عمومی (خوانندگان فارس در جای جای ایران و جهان) القا کرده است که:

الف - امام جمعه‌ی سابق اسدآباد به موارد شبهه‌ناک، آن‌هم شبهه‌ی عمومی بی‌توجه بوده است،

ب - غصب مال و ملک مردم برای او عادی بوده است،

ج - به مدارک به اصطلاح معارضین توجه نکرده و اقدامات لازم را انجام نداده است،

د - اعتبارات مخصوص مصلی را که صرف ساخت و ساز در آن مکان معارض‌دار کرد، باید مثل من (رابط شورای مذکور) آهن می‌خرید و در مکان مصلای به قول وی معارض‌دار، انباشته می‌کرد تا زیر باران و برف و بوران، زنگ بزنند و بپوسند تا بعد از یکی دو سال دیگر آهن‌ها برای ساخت مصلای به آن عظمت قابل استفاده نباشند.

ه -  شبهه افکنی کرده است که چطور امام جمعه‌ی سابق نفهمیده است که باید از معارضین سند بخواهد!،

خلاصه سعی داشته است که چهره‌ی علی زادسرجیرفتی را تخریب کند و او را در نزد مؤمنین و متدینین اسدآبادی اعم از چپ و راست، بدون تقوی معرفی کند. زیرا برابر اخباری که بعضی از اسدآبادی‌ها در حرم کریمه‌ی اهل بیت سلام‌الله علیها و علیهم‌ می‌دهند، هنوز که هنوز است مردم دیار سید جمال بزرگ، به نیکی از او یاد می‌کنند و می‌گویند که آن امام جمعه‌ی قبلی می‌خواست برای ما کار بکند ولی مغرضان نگذاشتند و عملاً کاری کردند که او عطای امامت جمعه‌ی اسدآباد را به لقایش بخشید و به قم مراجعت کرد.این حقیر برای رفع شبهه، و اطمیان خاطر دادن به مردمی که نمازهای واجب و نماز جمعه‌ی خود را به بنده اقتدا کرده‌اند، خود را ناگزیر دانسته تا یکایک آن‌ها را به صورت مستقل پاسخ بدهد.

خوانندگان عزیز، جملات قهوی رنگ مربوط است به سخنان رابط محترم شورای مورد بحث، و پاسخ بنده به اتهامات وی در پایان هر یک از بندهای مربوط تقدیم می‌گردد:

1-   «... با بیان اینکه پیمانکار اولیه پروژه مصلای امام رضا (ع) در اسدآباد به خوبی عملیات اجرایی را پیش برده و به تأیید ناظر ما هم رسیده است، اظهار داشت: اجرای عملیات فونداسیون و تسریع در کار این مصلا کار اولیه این پروژه بود که به خوبی انجام شده است ...».

پ 1- این شخص قبل از هر چیز پیمانکار طرح احداث مصلای بزرگ امام رضا (علیه‌السلام) اسدآباد را، پیمانکاری خوب با اجرایی خوب معرفی کرده است. همان پیمانکاری که آن جفای بس بزرگ و غیرقابل باور را در حق مردم اسدآباد و امام جمعه‌ی سابق دیار بیدارگر شرق، روا داشت و اگر امام رضا علیه‌السلام لطف نفرموده بود و بنده در جریان آن فاجعه قرار نگرفته بودم، فقط خدا می‌داند که در آینده چه اتفاقی می‌افتاد و خدای ناکرده ممکن بود بیش از ده هزار اسدآبادی نمازگذار را به کشتن بدهد. فیلم مستند بازدید شورای تأمین شهرستان اسدآباد، و حتی همین شخص تأیید کننده‌ی ان پیمانکار آنچنانی، از وقوع آن فاجعه و حادثه‌ی بس خطرناک و مرگبار، موجود است. ضمن این‌که بسیاری از مردم اسدآباد خصوصاً هیأت امنای مصلی نسبت به عمق خطر و ... ، در جریان قرار گرفتند. ضمناً تصاویر آن‌هم موجود است.

تحلیل این است؛ ادعای این آقای رابط، وجود معارض برای مکان ساخت مصلی می‌باشد و قبل از اعلان آن، پیمانکار را خوب و خوب‌کار معرفی می‌کند، یعنی چی؟، یعنی می‌ماند کارفرمای بد و بدکار، ناظر هم که خودش بوده است. پس آن کارفرمای بد و بدکار کیست؟ معلوم است، نویسنده‌ی این سطور که امام جمعه بوده است، چرا؟ چون بر روی زمینی که نعوذبالله صاحب داشته است، دستور احداث مصلی را صادر کرده است و عملاً زمین متعلق به صاحبان آن را، غاصبانه مکان سجده‌ی بندگان خدا قرار داده است. اگر در کل عالم هر خواننده یا شنونده‌ای، همین برداشت را از این مصاحبه نکرده باشد، بفرمایید تا بنده رسماً عذرخواهی خود را تقدیم خوانندگان این صفحات اینترنتی بنمایم.

2-   «... وی با اشاره به ادعای برخی افراد به عنوان معارض مبنی بر مالکیت 2 هزار هکتار از مکان مصلی گفت: مالکیت این امر با منابع طبیعی بوده که ما در استعلام‌ها این امر را پیگیری کرده‌ایم ...».

پ 2- احتمالاً منظور او 2000 متر بوده است نه 2هزار هکتار، زیرا کل آن زمین 10 هکتار بود. شاید هم اشتباه تایپی بوده است.

3-   «... وی در پاسخ به این سئوال که با وجود نبود معارض، چرا مصلی را احداث نمی‌کنید؟ گفت: تا تکلیف معارضین صددرصد مشخص نشود و آنان به صورت قطعی اعلام نکنند که فاقد سند هستند، ما این پروژه را ادامه نخواهیم داد ...».

پ 3- باید کسی به او بگوید مرد حسابی! شما که لحظه به لحظه از بدو تا ختم، چهار تا چشم هم قرض گرفته بودی تا یک ایرادی را از عملکرد زادسرجیرفتی بگیری و علیه او اقدام کنی. چطور نفهمیدی که زمین مصلی معارض دارد!، یا للعجب از ...! به او بگوید از  کدام سند!، کدام معارض! سخن گفته‌ای؟ ای کاش خبرنگاری به او یادآوری کند که زادسر 1389/07/16 از اسدآباد رفته است، یعنی بیش از پنج سال است که شما متوجه معارضان نشدید!، اگر شدید، واقعاً نتوانستید مسأله‌ی به این کوچکی و ساده را حل بکنید؟! که ... . باید یک شجاع اسدآبادی پیدا شود و به او بگوید فلانی تو و امثال تو، توان ادامه‌ی این پروژه‌ی بس بزرگ و به فرجام رساندن آن را که نگینی می‌شود در غرب کشور، ندارید، این پروژه با آن اهداف و طرح‌های که امام جمعه‌ی قبلی اسدآباد برابر اسناد و نقشه‌های مستند توضیح می‌داد و ارائه می‌کرد، مثل او را می‌خواهد نه مثل تو را. در اینجا بخشی از خطبه‌ی دوم روز بس مبارک 88/08/08  را که روز کلنگ‌زنی مصلی هم بود تقدیم می‌دارد.

«این كلنگ‌زنی. كه ان‌شاءالله مبارك باشد و بتوانیم شاهد باشیم بزودی مصلا را. پارك زیبای مصلا را كه در طول هفته پذیرای صدها و هزاران انسان در شب‌های بهاری، در روزهای تابستانی، شب‌های تابستانی، پذيرا باشد. شاهد باشیم كه سالن هزار نفری پذیرایی با مدیریت دینی ساخته شده باشد كه عروس و دامادهای متدین كه مجلس عروسی‌شان را آنجا خواهند گرفت. شاهد باشیم كه مردمان عزیزی كه مكه مشرف می‌شوند، در برگشت ولیمه حجشان را در آن سالن با مدیریت دینی بدهند. مجموعه ورزشی كه آنجا تدارك دیده شده است، تا حتی استخر سرپوشیده و جكوزی و سونا و سالن فوتسال و تنیس روی میز و آلاچیق و همه اموراتی كه یك مجموعه فرهنگی، تفریحی دينی نیاز دارد.» امام جمعه‌ی اسدآباد88/08/08، برای ملاحظه اصل خطبه،«اینجا»را کلیک کنید

4-   «... این پروژه به عنوان مصلای نماز جمعه است و ما نمی‌خواهیم ذره‌ای شبهه در این پروژه باشد ...».

پ 4 – باید عزیزان اسدآبادی به این شخص بگویند مرد شریف، مکان این پروژه شاهد برگزاری مراسم نماز جماعت با شکوه شب قدر، و افطاری خوردن مؤمنین و مؤمنات اسدآبادی بوده است. این طرح بلاتکلیف مانده نظاره‌گره نماز بس با شکوه فطر 1389 شمسی، در پایین دست خود که مشرف کامل بر شهر اسدآبد می‌باشد، بوده است. همان عزیزان اسدآبادی‌ عزیزی که به من می‌فرمودند که هرگز چنین نماز فطری با عظمت، ابهت، شکوه، زیبایی و پرجمعیت را در اسدآباد به یاد ندارند. بارها ایشان، و بعضاً در خدمات مقامات معاونت عمرانی  شورای سیاستگذاری از آن مکان بازدید داشته‌اند و خبری از معارض و شبهه نبود، حالا شبه‌ناک شده!، العیاذ بالله. جماعت بدانید اگر معارض واقعی وجود داشت، و مدرک مستندی نیز، حتماً آنان بلد بودند که به سراغ آن آقا در همدان بروند و شکایت مرا تسلیم او بکنند، و  او هم از خدا می‌خواست که نواقص عملکرد بنده را به رفیق شفیق و صمیمی‌اش در شورای تهران، خبر بدهد. همو او که بعد از خروج بنده از اسدآباد به آن دیار رفت و آن‌همه خوشحالی کرد و القای شبهه نمود، زیرا اصلاً تحمل حضور یک امام جمعه‌ی فعال، رسانه‌ای، پرکار، مردمی و ساده زیست را در دیار سید جمال «ره» نداشت، که بین من واو خدای علیم، حکیم و قدیر حکم کند ان‌شاءالله.

5-   «... برای این پروژه وکیلی برای پیگیری مسائل گرفته‌ایم که در صورت حل مشکل معارضین، برای سال 94 این پروژه را آغاز خواهیم کرد ...».

پ 5 - واقعاً که عجیب است، ای خوانندگان محترم، ای مردم اسدآباد، ای دادگاه ویژه، ای حفاظت و اطلاعات قوه‌ی قضائیه، ای مدیر کل ثبت و اسناد استان همدان، ای شورای سیاست‌گذاری مرکز، بدانید و آگاه باشید که این واژه‌بازی‌ها برای مخدوش کردن چهره‌ی خدوم و زحمتکش این قلم در نزد مردمان ایران اسلامی بوده و هست. هر کس باور ندارد برود سراغ آقایان فرماندار و رؤسای دادگستری و ثبت و اسناد آن وقت اسدآباد، و از آنان سؤال کنند. مردم اسدآباد قطعاً به یاد دارند که فرماندار و رؤسای مذکور که بانیان اصلی موضوع مطروحه بودند و رئیس دادگستری، و ثبت‌اسناد آن دیار بارها در دفتر امام جمعه و بر سر صحنه‌ی زمین‌ها حضور پیدا کرده بودند و پیرامون سلامت زمین منظور شده به یقین رسیده بودند، به درخواست اینجانب در جمع نمازگزاران اسدآبادی در مسجد جامع حضور یافتند و کل داستان را مستنداً توضیح دادند و برای مردم با تأکید بسیار ثابت کردند که یک معارض واقعی، و یک ورق سند مستند، حتی قول‌نامه‌ای نیز، مبنی بر صاحب داشتن زمین مشخص شده برای مصلی وجود ندارد. بنده و آنان مستنداً برای مردم نمازگزار توضیح دادیم که این زمین متعلق به دولت جمهوری اسلامی است و سند مصلی قطعی و بدون خدشه خواهد بود، و اصلاً آن زمینی را که برخی از این معارض‌ها! مدعی آن هستند هیچ ربطی به زمین مصلی ندارد. ضمن این‌که احداث مصلی قیمت زمین‌های آنان را افزایش می‌دهد. آری زمین مزبور در بهترین نقطه‌ی کل منطقه قرار دارد. کسانی که آن مکان را ندیده‌اند، تا حضوری نروند و نبینند، نمی‌توانند تصور بکنند. اگر آن طرح با آن اهداف و آن نقشه، پیاده و اجرایی بشود، چه غوغایی در غرب کشور به پا خواهد کرد، خدا می‌داند و بس. حیف و صد حیف. بنا به فرمایش حضرت حافظ:

«زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست

* در حق ما هر چه گوید جای هیچ اِکراه نیست».

یادم هست که آقای مرادی استاندار وقت همدان بعد از توضیحات فنی امام جمعه‌ی وقت، بدین مضمون می‌گفت: حاج آقا زادسر عجب سلیقه‌ای دارید و عجب کار کارشناسی و حرفه‌ای انجام داده‌اید.

6-   «... برای ادامه ساخت مصلی نباید هیچ‌گونه شبهه‌ای باشد ...».

پ 6 - یک کسی به این شخصی که خودش را، دبیر شورای سیاست‌گذاری ائمه‌ی جمعه‌ی همدان می‌خواند، و مقامات شورا در تهران به بنده گفته بودند وی رابط شورا در استان است، و حالا که در فارس، به عنوان رئیس معرفی شده است، بگوید؛ آخر این شبهات چیست که پشت سر امام جمعه‌ی قبلی اسدآباد القا می‌کنی؟مگر شما و رفیقانتان به او نمی‌گفتید به کسی نگو که ماشین پژویی که زیر پای خانواده‌ی فلان بوده است، مال حوزه‌ی علمیه‌ی اسدآباد می‌باشد. راستی آیا بالاخره سندش را به نام حوزه زد یا نه؟ عجیب‌تر این بود که رئیس چهارساله‌ی حوزه نمی‌دانست که این پژو مال حوزه‌علمیه‌ی برادران اسدآباد بوده است. شما که راضی نبودید امام جمعه‌ی ششم اسدآباد از آن مبلغ پول مصلی که در نزد آن بازاری موجه موجود بود، چیزی بگوید و بپرسد که پول مصلی دست او چه می‌کرده است و سود ماهیانه‌ی آن کجا خرج می‌شده است. همان پولی را کهآن آقای موجه از بنده سؤال کرد این پول را چه کنم و پاسخ شنید بدهید به جناب آقای م – ف مسؤول مالی منصوب هیأت امنای مصلی، که ظاهراً در سه نوبت آن مبلغ را به حساب اختصاصی مصلی که به خواست زادسرجیرفتی باز شده بود، واریز کرده است. همان حسابی که از آن پول به آن پیمانکار! مذکور، پرداخت می‌‍شد. بگویند که آن ماشین را، و ماشین سمند سفید صفر کیلومتری را که زادسرجیرفتی 72 ساعته با اسناد کامل خرید وتحویل گرفت و اصرار کرد تا کارخانه سندش را به نام امام جمعه‌ی اسدآباد بزند و نه به نام زادسر، و شخصاً به اسدآباد آورد و با کارکرد کمی، در وقت رفتن صحیح وسالم تحویل شما داد، کجا هستند؟

وه که چه خوش فرموده است حافظ شیرین سخن:

«صاحب دیوان ما گویی نمی‌داند حساب

* کاندر این طُغرا نشان حَسبه لله نیست».

7-   «... وی از حوصله و بزرگواری مردم برای اجرای این پروژه قدردانی کرد و گفت: از اینکه این مصلی با مشکلاتی برای احداث روبه‌رو بوده عذرخواهی می‌کنیم که البته این عذرخواهی دلیل بر کوتاهی ما برای احداث آن نیست بلکه به دلیل این که این پروژه بعد دینی و اعتقادی دارد، نمی‌خواهیم کوچکترین شبهه‌ای در آن باشد ...».

پ 7 – به راستی اسدآبادی‌های عزیز به بنده بفرمایید که این سخن این شخص چه مفهومی دارد. کدام حوصله! مردم مظلوم و محروم اسدآباد مگر چاره‌ای به جز سکوت و غصه خوردن دارند. این سخن یعنی چی:«این پروژه بعد دینی و اعتقادی دارد، نمی‌خواهیم کوچکترین شبهه‌ای در آن باشد»، اگر راست می‌گویند کل اسناد و مدارکی را که از بنده و هیأت امنای مصلی تحویل گرفتند به همراه اسناد مالی و صورت‌حساب خریدهای برای مصلی را تا زمان حضور بنده، و همچنین پس از عدم حضور زادسرجیرفتی در اسدآباد، که در این مدت چقدر پول گرفتند و در کجا هزینه کردند، و ...، در اختیار رسانه‌ها خصوصاً خبرگزاری فارس قرار بدهند و شبه‌هایی را که وجود دارد و ادعا می‌کنند، برجسته سازند. اگر چنین کردند! هرگز جرأت چنین اقدام مهمی را پیدا نخواهند کرد. این زادسر است که الآن نیز چنین با شجاعت سخن می‌گوید، زیرا کوچکترین خدشه‌ای در عملکرد او پیدا نکرده‌اند.

مردم عزیز و خوانندگان محترم، خداوند کریم در قرآن مجید با تأکید تصریح می‌فرماید که : «وَلاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً؛ و از چيزى كه بدان علم ندارى (در مرحله اعتقاد و گفتار و عمل) پيروى مكن، زيرا گوش و چشم و دل، هر يك مورد سؤال قرار خواهند گرفت (از انسان درباره كارهاى آنها و از آنها درباره كارهاى خودشان مى‏پرسند)»"ترجمه مشکینی«ره»[8]. حالا تصور بفرمایید حال کسانی را که در باره‌ی یک موضوعی که همه چیز آن را می‌دانند، خلاف واقعه و حقیقت بگویند و بنویسند!، چگونه پیامبر خدا صلى الله علیه وآله و سلم می‌فرمایند: «هر کس به مرد یا زن مؤمن بهتان زند یا درباره او چیزى بگوید که از آن مبراست. خداوند در روز رستاخیز وى را بر تلّى از آتش نگه دارد تا از حرف خود درباره او برگردد»[9].

البته که ما معتقد به قرآن کریم هستیم که وعده داده است: «و کسانى که مردان مؤمن و زنان مؤمن را بى آن که گناهى کرده باشند، مى آزارند، بهتان و گناه آشکارى را به دوش مى کشند». و امام على علیه السلام می‌فرمایند: «لا قِحَةَ کالبَهْتِ، هیچ بى شرمى و وقاحتى چون بهتان زدن نیست»[10] و نیز می فرمایند: «البُهتانُ على البَری ءِ أعظَمُ مِن السَّماءِ، بهتان زدن به آدم بیگناه بزرگ‌تر از آسمان است»[11].

در پایان ضمن خداحافظی عرضه می‌دارد:

فصل بيست وهفتم قانون مجازات اسلامی

افتراء و توهين و هتك حرمت

-          هركس به وسيله اوراق چاپي يا خطي يا به وسيله درج در روزنامه و جرائد يا نطق در مجامع يا به هر وسيله ديگر به كسي امري را صريحا" نسبت دهد يا آنها را منتشر نمايد كه مطابق قانون آن امر جرم محسوب مي شود و نتواند صحت آن اسناد را ثابت نمايد جز در مواردي كه موجب حد است به يك ماه تايك سال حبس وتا ( 74 ) ضربه شلاق يا يكي از آنها حسب مورد محكوم خواهد شد.[12]

-         هركس به قصد اضرار به غير يا تشويش اذهان عمومي يا مقامات رسمي به وسيله نامه يا شكواييه يا مراسلات يا عرايض يا گزارش يا توزيع هرگونه اوراق چاپي يا خطي با امضاء يا بدون امضاء اكاذيبي را اظهار نمايد يا با همان مقاصد اعمالي را بر خلاف حقيقت راسا" يا به عنوان نقل قول به شخص حقيقي يا حقوقي يا مقامات رسمي تصريحا" يا تلويحا" نسبت دهد اعم ازاينكه از طريق مزبور به نخوي از انحاء ضرر مادي يا معنوي به غير ورد شوديا نه علاوه بر اعاده حيثيت در صورت امكان ، بايد به حبس از دوماه تادو سال و يا شلاق تا ( 74 ) ضربه محكوم شود.[13] که تا کنون هرگز به این مواد و محکمه متمسک و متوسل نشده‌ایم و بعداز این چنین باد.

ضمناً چنانچه اسدآبادی‌های عزیز می‌خواهند داستان‌هایی همانند مواردی که در پی می‌آید را بدون واسطه بخوانند تا بدانند، بنده را مطلع فرمایند:

-         اولین مسؤولی که بعداز امام جمعه شدن و قبل از اسدآباد آمدنم به منزلمان آمد و چه مطالبی را گفت،

-         اولین مقامی که تماس تلفنی گرفت و می‌خواست با هماهنگی او به اسدآبد بیایم و من قبول نکردم، چه کسی بود و چه می‌گفت،

-         جریان آن تلفن‌بازی پشت بلندگو را در وقت معارفه‌ی بنده، که ظاهراً طرف در منزلش بود و ...، پناه بر خدا.

-         دلایل اولین کسانی که مرا به میهمانی می‌بردند و بنده بعد از یکی دو روز دیگر به هیچ‌وجه زیربار میهمانی رفتن به همراه آنان نرفتم و کارشکنی و تهدید، از آن لحظه شروع شد،

-         چرا قبلی به مدت چند هفته دفتر امام جمعه را در اختیار ششمین امام جمعه‌ی اسدآباد نگذاشت و منزل را تخلیه نکرد، تا سرانجام از طریق شورا حل و فصل شد.

-         چه کسانی وجوهات منطقه را و با چه شیوه‌های از مردم می‌گرفتند و به کجا می‌فرستادند.

-         ماجرای آمدن یکی از اعضای باندی خاص در منزل، و تهدید علنی او در همان اوایل حضورم در اسدآباد،

-         ماجرای وحشتناکی را که تدارک دیده بودند که امام جمعه را بدنام بکنند. از آن کسانی که در دفتر بودند بپرسید که چگونگی توطئه‌ی اخلاقی که توسط ... (با قربانی کردن سرباز دفتر) ریخته بودند و قصدشان این بوده است که با آوردن نیروی انتظامی و دستگیری آن سرباز، و یکی از طراحان آن توطئه‌ی شوم و شرم‌آور، و آن ... ، مقدمات بدنام کردن امام جمعه را که منزل او دیوار به دیوار دفتر بود، فراهم نمایند،

-         معرفی اشاره‌ای کسی که می‌گفت حاج آقا زادسر هی می‌گویید از اسدآباد می‌روید و نمی‌روید، پس کی می‌روید؟،

-         معرفی اشاره‌ای کسی که مرتب می‌گفت حاج آقا زادسر اسدآباد برای شما کوچک است، حیف شما که اینجا خودت را خسته‌ می‌کنی. شما برو من هم خواهم رفت.

و قصه‌های دیگری مانند :

-         دفاع جانانه در جلسه‌ی شورای فرهنگ عمومی کشور از اسدآباد و استاد حضرت سیدجمال، الهم صل علی محمد و آل محمد،

-         شرح داستان جالب ملاقات با معاون اول رئیس جمهور وقت، و حرف‌های عجیب و دور از انتظار نماینده‌ی وقت مجلس از اسدآباد،

-         بیانات صریح زادسر به مقامات وزارت راه، راجع به گردنه‌ی معروف اسدآباد، فریادبرآوردن برای احداث تونل آن گردنه، و آسفالت خیابان بزرگ و اصلی شهر، به جای نداشتن جاده‌ی کمر کمربندی.

-         مذاکره برای رفتن به اصفهان وبستن قرار داد برای خرید آهن مورد نیاز مصلی،

-         داستان خروج عجیب و غریب آقای م از جلسه‌ی معارفه رئیس دانشگاه علوم پزشکی در حضور وزیر وقت بهداشت و درمان سرکار خانم دکتر وحیددستجردی، که به محض گفتن این جمله توسط مجری محترم برنامه خانم ... که: در این بخش از برنامه‌ها دعوت می‌کنیم از حجت‌الاسلام والمسلمین زادسرجیرفتی نماینده‌ی محترم ولی فقیه و امام جمعه‌ی اسدآباد تشریف بیاورند، به وقوع پیوست و همگان را متحیر ساخت،

-         دلیل داستان جالب زادسرجیرفتی از جلسه‌ی مهمی که با حضور رئیس جمهور در همدان برقرار بود، که به محض پا شدن رئیس جمهور وقت برای رفتن به سوی جایگاه، زادسر نیز به پا خواست و از سالن خارج شد و پس از اتمام سخنرانی آقای احمدی‌نژاد به سالن برگشت. به قول نماینده‌ی وقت اسدآباد رئیس جمهور در هواپیما از او پرسیده بود که زادسر چرا و کجا رفت؟!. 

-         دلیل گله‌مندی شدید زادسرجیرفتی از نماینده‌ی وقت اسدآباد بعد از جلسه با استاندار و امام جمعه‌ی همدان در خصوص احداث بنیاد سیدجمال در اسدآباد و نه در همدان،

-         چطور شد استاندار همدان ناگهانی و سرزده به اسدآباد آمد و درخواست امام جمعه را مبنی بر تأمین پول فرش سجاده‌ای و چندین تلویزیون بزرگ ال سی دی نصب شده در چند(3) جای مسجد جامع و حسینه را، فوراً دستور داد که ظاهراً بیش از 70 میلون تومان آن وقت شد. موضوع را از هیأت امنای محترم مسجد و خادم آن بپرسید،

-        دلیل تجهیز دفتر امام جمعه به آن‌ همه امکانات سمعی، بصری، رایانه، چاپگر، و ساخت مجدد منزل مسکونی امام جمعه و جابه جایی پلکان متحرک رفتن به طبقه‌ی دوم دفتر از محوطه‌ی بیرونی دفتر. و ده‌ها مورد دیگر ... مثل:

-        شناسایی سادات واجد شرایط سهم سادات و پرداخت مستمری ماهانه به آن عزیزان و سروران از طریق صنوق مهدیه و همت حناب آقای حاج سلطان. این اقدام باعث تحیر و تعجب همگان حتی خود سادات منطقه شده بود و می‌پرسیدند پس چرا تا حالا سهم سادات را از وجوهات که اختیار داشتند به سادات واجد شرایط نمی‌دادند؟! خدا کند که این اقدام الهی و مبارک ادامه داشته باشد.

-         ملاقات امام جمعه، نماینده و فرماندار اسدآباد با رئیس شورا ... ائمه‌ی حمعه،

-        مشرف شدن فرماندار وقت اسدآبا به محضر نورانی ولی امر مسلمین حهان حضرت امام خامنه‌ای و بوسیدن وی دست پر برکت آن حضرت را، (به وسیله‌ی امام جمعه وقت اسدآباد)،

-         چلسه‌ی شورای اداری در دفتر امام جمعه برای اولین بار، سخنان عجیب و غریب شهردار وقت،

-        علت عزیمت دو هفته‌ای ششمین امام جمعه به قم و مراجعه ایشان،

-         بازدید اعضای محترم ستاد نماز جمعه‌ی اسدآباد از طرح و پیشرفت مصلی، چگونگی فاضلاب محله‌ی سیدان و جای جای شهر اسدآباد و آن ... سقط شده در پشت کانال . . .، و . و ...

مجدداً از همه‌ی مردم اسدآباد عذرخواهی کرده و حلالیت می‌طلبم. امام جمعه‌ی اسدآباد بودن به عشق استاد سیدجمال‌الدین اسدآبادی نورالله مرقده‌الشریف، افتخار بنده بود اما نه به هر قیمتی.

«اَللّهُمَّ ارْزُقْنی شَفاعَهَ الْحُسَیْنِ یَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لی قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَکَ مَعَ الْحُسَیْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَیْنِ الَّذینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلامُ»

والسلام علی عبادالله الصالحین

اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً

طلبه‌ی بسیجی؛

محقق و نویسنده،علی زادسرجیرفتی

ششمین امام جمعه‌ی زادگاه سیدجمال‌الدین اسدآبادی قدس‌سره

قم‌المقدسه؛ 1393/09/05

پاورقی‌ها:


[1] . شروع زیارت عاشورا.

[2] . صحيفه امام خمینی قدس سره، ج ‏15، ص: 331

[3] . www.farsnews.com/newstext.php?nn=171#sthash.bqW9fFq5.dpuf، با عنوان: «مصلای امام رضا (ع) در گیر و دار بلاتکلیفی و ادعای معارضین».

[4] . اگر خدا توفیق بدهد و قابض‌الاراوح علیه‌السلام فرصت، شاید زمانی برسد که بر مبنای ادای تکلیفی الهی، مشروح اذیت و آزارهای آنان را با ذکر خواسته‌ای غیرخدایی و تهدیدهای‌شان را برایتان بنگارم یا بیان کنم تا بدانید که کیان بودند و چه کاره‌.

[5] .  غزل شمارهٔ ۱۵۹ حافظ شیرین سخن علیه‌الرحمه: «نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد ... ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد ... خوش بود گر محک تجربه آید به میان ... تا سیه روی شود هر که در او غش باشد».

[6] . در ... توسط دو امام جمعه که در بودن آنان در آنجا خودم نقش کلیدی داشتم.

[7] . آن یکی یک شیخ را تهمت نهاد          

        کو بدست و نیست بر راه رشاد

آن یکی گفتش ادب را هوش دار            

         خرد نبود این چنین ظن بر کبار

دور ازو و دور از آن اوصاف او              

     که ز سیلی تیره گردد صاف او

این چنین بهتان منه بر اهل حق           

           کین خیال تست برگردان ورق

[8] . سوره : الاسراء آیه : 36

[9] . پیامبر اسلام صلى الله علیه وآله و سلّم فرمود: «من بهت مؤمنا او مؤمنة او قال فیهما ما لیس فیه اقامه الله تعالى یوم القیامة على تل من نار حتى یخرج مما قاله.

[10] . لا قحه کالبهت هیچ وقاحتی چون بهتان زدن نیست غررالحکم 10455.

[11] . بحار الأنوار : 78 / 31 / 99 منتخب ميزان الحكمة : 86.

[12] . ماده ی ۶۹۷ قانون مجازات اسلامی.

[13] . ماده 698 قانون مجازات اسلامی.

=====

دیدگاه‌ها   

#3 mostafa 1393-09-08 19:52

سلام و عرض ادب.
محضر مبارک استاد ارجمندزادسرجیرفتی
موندم چرا بعضی ها با اینکه در لباس روحانیت هستند و باید الگویی برای بقیه باشد براحتی حق الناس رو نادیده میگیرند و انکار میکنند خون جگر هایی که خورده شد برای رهایی اسدآباد ازاین وضعیت اسفناک.خدا رو شاهد میگیرم همین بس در اثبات حقانیت در گفتار و کردار جنابعالی، مردمی که حتی برای یکبار هم که شده به نمازجمعه و جماعت نیامده اند به نیکی از شجاعت و دلسوزی حضرتعالی یاد میکنند.
استاد گرامی از ماست که بر ماست
انشالله اون روز هم خواهد آمد که دست افراد منافق در این شهر و استان که مانع از به ثمر رسیدن زحمات جنابعالی شدند برای مردم رو خواهد شد.
نقل قول کردن

#2 صادقی 1393-09-08 19:30

سلام
حقیقت هرچی باشه انشالله برملا خواهد شد. شما زحمت خودتون رو کشیدید و حتما اجرش رو هم از خدا خواهید گرفت همین که با صداقت با مردم صحبت میکنید مطمئنا مردم خودشون به درستی قضاوت میکنند.
موفق باشید.
نقل قول کردن

#1 مهندس قادری 1393-09-08 18:21

سلام بر حضرتعالی و مردم شریف اسدآباد
حاج آقا خسته نباشید
مثالی خوبی هست که میگن شیر که در بیشه نباشد روبهان جولان می دهند.این افراد از عجز و ناتوانی دنبال توجیه عمکرد اشتباه خودشان هستند.
حاج آقا دوستون دارم و آرزوی موفقیت هرکجا که هستید.
نقل قول کردن
نوشتن دیدگاه
تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید زادسرجیرفتی: مردم مسلمان با حضور یك‌پارچه در عید فطر تمام كدورت‌ها را دور ریخته و پس از یك ماه عبادت ، دل‌هایشان آماده یك زندگی مملو از معنویت و شادابی می‌شود ادامه . . . گروه استانها / حوزه همدان...

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل تمدن های تاریخی و مانا، در کنار آب ها و رودخانه‌ها، توسط کسانی که محل استقرار خود را، موطن همیشگی برگزیده اند، ساخته، پرداخته، و عالم گیر شده‌اند. بنابراین استعمال کلمه تمدن هلیل، غلط، غیرراست، و جیرفت زدا خواهد بود. احتمالآ در خاطر مبارکتان باشد که سال های سال...

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388 بنده‌ شك ‌ندارم ‌كه ‌جریان ‌نفاق، ‌كه ‌دست‌ نیاز به سوی ‌ترامپ ‌دراز كرده ‌است، هیچ آخوندی چه خوب و چه بد مثل خاتمی را، هیچ وقت قبول نداشته و ندارد، طراحان طرح آشتی ملی، به‌ چیزی ‌كمتر از سرنگونی نظام جمهوری ‌اسلامی ‌ایران و تسلط مجدد امریکا، رضایت ‌نخواهند...

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را تو در کمین نشسته‌ای تا انتقام ناکامی‌های چهل ساله‌ات را، از تار، تنبور، وافور، کاباره، رقاصه‌ها، قمار، شراب، مستی‌ها شبانه، خوردن و بردن شاهانه، و . و ...، همه و همه را، از امام و مولا و مقتدای مؤمنان و شهیدان و آزادگان، حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی، بگیری، که مثل...

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری قلم و بیان زادسرجیرفتی, [21.07.17 17:35] https://www.instagram.com/p/BWzzK9djf_b/ زادسرجیرفتی: از عید سعید فطر و شعر حماسی دکتر میثم مطیعی، و سخنان امروز نماینده محترم دانشجویان، قبل از خطبه‌های نماز جمعه، بوی خوش انقلاب و عصیان اهل ولاء، علیه اشرافیگری و کداخداپرستی استشمام می‌شود. به گمانم طولی نکشد که شعار "روحانی امریکایی،...

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره ما که جزو انقلابیان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هستیم، به راه، آمان و اهدافمان، آگاه، مؤمن، مصمم و جدی بودیم، و اکنون نیز، و تا زنده هستیم ان‌شاءالله چنینیم. بنده و مانند نگارنده، یقین و ایمان داشتیم که شکنجه دیدن در راه خدا، ثواب دارد، سرباز امام زمان علیه‌السلام...

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش امریکا که مثل کشور ما که نیست که رئیس جمهور بتواند حتی خدای‌ناکرده ساز مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران را هم، کوک کند. یا عناصر مخالف اصل نظام را، مسؤولیت بدهد. یا مقابل حکومت پنهان (رهبری) امریکا بایستد، هرگز، کما...

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2)

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2) اغلاط املایی تا دلتان بخواهد. زیاد خوانده و می‌خوانیم که "خواهش می‌کنم"، را خواهشاً می‌نویسند؟ "ثانیا"، را دوماً، "ثالثاً" را سوماً، ...، "تاسعاً"، را نهماً، و قس علی هذا. حالا هرچه بگویید آقا، در زبان فارسی تنوین نداریم. شما دکتر شدید، فوق لیسانس گرفتید، نماینده مجلس بوده‌اید، باید...

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان در استخر اختصاصی فرح دیبا در کوشک، و در حال شنا و در کمال سلامت جسم و تن، دعوت حق را لبیک گفته است، و اینک کسی نمی‌تواند به سبب مرگ اینچنینی آن مرحوم، بر نظام مردمسالاری دینی، انقلاب اسلامی، امام خامنه‌ای عظیم‌الشأن مدظله‌العالی، انقلابیون ولایتمدار، حزب‌الله راستین، اصول‌گرایان...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ... كسانی در انگلستان موفق شدند دكترا بگیرند كه تز دكتراشان را آنان برایشان معین كرده‌اند و اطلاعات ریز را از اینان گرفته‌اند، مثلاً گفته‌اند شما تز دكترایت را راجع به ایلات و قبایل ایرانی، شما راجع به ساخت و ساز مسكن در ایران، شما راجع به عملكرد سپاه پاسداران از...