درست به یاد دارم که به فرماندارن وقت جیرفت و عنبرآباد با صراحت گفتم با این عملکرد ناصواب و غیرخدایی شما قطعاً آقای اسلامی‌پناه، به مجلس می‌رود و رفت که البته رفتنش مرهون پیام و شهادت بنده بود که برای بازرس شورای نگهبان شهادت دادم که آرای ایشان اگرچه ناسیونالیستی می‌باشد ولی واقعی و مردمی است. حالا چرا ادامه دادم و انصراف خود را اعلام نکردم بماند برای یک وقت دیگر. فقط از فرماندار وقت جیرفت بخواهید که وضوء بگیرد و دست بگذارد بر روی قرآن کریم و بگوید که متن آن نامه‌ی محرمانه‌ای را که زادسر در شب آخر تبلیغات انتخابات برایت با نمابر فرستاد چه بود؟ ادامه . . .

 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

جیرفتی‌های باوفا و عنبرآبادی‌های پرصفا زیدعزهم

سلام علیکم، اسعدالله ایامکم

آخرین روز برج فروروردین و اولین روز ماه مبارک رجب‌المرجب 1436، و سالروز ولادت خامس‌الحجج علیه آلاف التحیةوالثناء است که بخش اول این نوشتار را آغاز کرده‌ایم، ضمن عرض تبریک ولادت با سعادت امام باقر علیه‌السلام و حلول ماه پربرکت رجب و خواندن دعای مخصوص رجبیه؛ «يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ، وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ، يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ، يا مَنْ يُعْطى‏ مَنْ سَئَلَهُ، يا مَنْ يُعْطى‏ مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ‏ تَحَنُّناً مِنْهُ وَ رَحْمَةً، اَعْطِنى‏ بِمَسْئَلَتى‏ اِيَّاكَ، جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَ جَميعَ خَيْرِ الْأخِرَةِ، وَ اصْرِفْ عَنّى‏ بِمَسْئَلَتى‏ اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا، وَ شَرِّ الْأخِرَةِ، فَاِنَّهُ‏ غَيْرُ مَنْقُوصٍ مااَعْطَيْتَ، وَ زِدْنى‏ مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ، ياذَا الْجَلالِ ‏وَ الْاِكْرامِ، يا ذَاالنَّعْمآءِ وَ الْجُودِ، يا ذَا الْمَنِّ وَ الطَّوْلِ، حَرِّمْ شَيْبَتى‏ عَلَى النَّارِ[1]، به استحضار آن مردمان شریف و رشید می‌رساند:

اول

در اوان فروردین سال یکهزار و سیصد و شصت و شش(بهار 1366) بود و این وامانده از قافله شهادت از جبهه آمده بود تا در مجلس ختم حدود 114 شهید جیرفتی در عملیات سخت کربلای 5 شرکت کند که بعد از خروج از آن جلسه‌ی الهی و سرخ‌فام، یکی از مقامات آن روز جیرفت مرا به منزل خود دعوت کرد که در آنجا جمعی از دوستان آن روزگار خصوصاً آقای ف ع گرد هم آمده بودند و پیشنهادی غیر مترقبه را مطرح کردند که با محوریت سه موضوع موضوعی که در پی می‌آید جلسه را رسمیت بخشیدند:

- سربازی شایسته برای مقام ولایت فقیه از جیرفت و عنبرآباد؛

- دفاعی جانانه از روحانیت در شهرستان‌های عنبرآباد و جیرفت؛

- حمایتی شایسته همراه با دفاعی شجاعانه از جیرفت بزرگ و کهن توسط وکیلی لایق، انقلابی و سخت‌کوش در مجلس شورای اسلامی؛

آری آن جمع محترم مخصوصاً شخص ف ع با اصرار زیاد از بنده خواستند که برای انتخابات دوره‌ی سوم مجلس شورای اسلامی از حوزه‌ی انتخابیه‌ی جیرفت و عنبرآباد نامزد بشوم. و این آقا که در دوره‌های هفتم، هشتم و نهم چها که بر علیه بنده نگفت و چه توطئه‌ها که نکرد، در جمع ما و بعداً در میان بسیاری از مردم و در جلسات متعدد می‌گفت در گرداگرد کعبه معظمه به من الهام شد که نامزدی آقای زادسر را مطرح کنم زیرا هر وقت به فکر مجلس می‌افتادم و به خود می‌گفتم یعنی در بین ما جیرفتی‌ها یک نفر آدم قابل پیدا نمی‌شود که یک سیرجانی یا سوغانی و کوهشاهی را به اسم وکیل به مجلس می‌فرستند، بلافاصله شکل و شمایل زادسرجیرفتی در مقابل چشمانم ظاهر می‌شد. و من با خود گفتم این یعنی این‌که زادسر مناسب وکالت ما مردم منطقه در مجلس شورای اسلامی است.

بنده بعد از مشورت با حضرت آقا روحی فداه، قبول کرده و برای اولین بار نامزدی خودم را در جلسه‌ای که در منزل آقای ب م برگزار شد[2]، اعلان کرده و عملا نامزده شدم و در وقت ثبت‌نام در زمستان همان سال مورد اشاره، اول غسل کردم و به زیارت قبور مطهر شهدا شرفیاب شدم و با آنان عهد بستم و برای نام‌نویسی به فرمانداری جیرفت مراجعه نمودم، به رغم این که رأی اکثریت واقعی مردم در آن انتخابات، به نام زادسرجیرفتی در صندوق‌ها ریخته شده بود، نامبرده موفق به توفیق خدمتگزاری نشد. همگان به یاد دارند که مخالفین بلوا به پا کردند و صندوق‌های پر از آرای تقلبی را به آتش کشیدند و بسیاری از زادسری‌ها را از جمله همین آقای ف – ع را که از زادسری‌های داغ و چهارآتشه‌ بود، کتک زدند و زندانی ساختند. سرانجام آن انتخابات پر تقلب، توسط شورای محترم نگهبان، باطل شد.

دوم

مرتبه‌ی بعدی که مجدداً غسل کردم و به زیارت قبور مطهر شهدا شرفیاب شدم و با آنان عهد بستم و برای ثبت‌نام به فرمانداری جیرفت مراجعه نمودم، سال 1367 بود که انتخابات میان دوره‌ای دوره‌ی سوم مجلس در جیرفت برگزار می‌شد. همان انتخاباتی که دادگاه انقلاب کرمان حکم تبرئه‌ی زادسرجیرفتی و طرفدارانش را از اتهام ناجوانمردانه و ظالمانه‌ی به آتش کشیدن فرمانداری جیرفت و صندوق‌های اخذ رأی و ایجاد بلوا، صادر نکرد تا سرانجام آقای اسحق جهانگیری‌کوهشاهی را به زور کمیته انقلاب، و امکانات مادی جهادسازندگی که بسیار بود، و حمایت جدی استاندار کرمان و فرماندار جیرفت، به خانه‌ی ملت بردند. آنگاه حکم تبرئه و بی گناهی همه‌ی دستگیرشدگان را انشاء کردند. همان انتخاباتی که کسی جرأت نکرد جایی را به عنوان ستاد در اختیار ما بگذارد و جناب آقای باباجان کرد حقیقتاً لطف کردند و خانواده خود را به منزل پدرشان فرستادند، و خانه‌ی خود را در اختیار اعضای ستاد انتخاباتی زادسرجیرفتی قرار داد.

سوم

سومین باری که در وقت ثبت‌نام، اول غسل کردم و به زیارت قبور مطهر شهدا شرفیاب شدم و با آنان عهد بستم و برای نام‌نویسی به فرمانداری جیرفت مراجعه نمودم، و به دستور مردم عزیز منطقه، نامزد شدم، زمستان 1370 بود که شرح آن نیز سر دراز دارد. به یاد دارم که در یک روز و شب، شانزده سخنرانی، آنهم در شانزده مکان دور از هم، از اسفندقه تا نرگسان و کلجک و تا آب برده، که ساعت 12 شب بود و من در حالی که در منزل پدر گرامی جناب آقای ن ع، مشغول سخنرانی بودم برای لحظاتی حقیقتاً خوابم برد. و باز به یاد دارم که در آن انتخابات به شدت زخم معده گرفتم به حدی که بعضاً بالا می‌آوردم، و از بس از فرط گرسنگی آب قند خوردم، مردم. خب نتیجه آن این شد که تفاوت آرا بین علی زادسرجیرفتی نامزد بسیجیان و حزب‌اللهی‌ها و به اصطلاح آن روزگار راستی‌ها، با آقای اسحق جهانگیری‌کوهشاهی نامزد جهادی‌ها، کمیته‌ای‌ها و دولتی‌ها که همان چپی‌های کذایی بودند، قریب به چهل هزار رأی بود. همان انتخاباتی که فرماندار برگزارکننده‌اش ع – ن ، سکته کرد و مدتی قسمت چپ صورت او کج شده بود. همان انتخاباتی که آقای مرعشی در حضور جمع از جمله نویسنده گفت: «به جدم قسم، به عنوان استاندار کرمان هرچه در توان داشتم بکار بستم که زادسر رأی نیاورد اما زورم نرسید. تفاوت رأی آنقدر زیاد بود که هیچ راهی به جز اعلام پیروزی زادسر نداشتیم.»

چهارم

زمستان 1374 و انتخاب پنجمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی از راه رسیدند و نگارنده باز هم قبل از ثبت‌نام، برای چهارمین بار عهد خود را با شهدا تجدید کردم، که شرح این انتخابات ‌هم سر دراز دارد که خدا رحم کرد و به موقع متوجه کار عجیب و دور از انتظار فرماندار وقت که با تأیید خودم به آن مقام بالا دست یافته بود، شدم و کاری کردم که آن کار خطرناکش را اصلاح کرد، و الحمدلله رأی واقعی مردم از صندوق‌ها بیرون آمد و اتفاقات دوره‌های سوم و چهارم به و قوع نپیوست و زادسرجیرفتی باز هم توفیق ادامه‌ی نوکری بندگان خدا رفیق خود یافت.

پنجم

بعد از انتخابات دوره‌ی پنجم، در تابستان 1375 که تازه دوره‌ی جدید نمایندگی‌ام شروع شده بود و همه‌ی شواهد و قرائن حکایت از رئیس جمهور شدن جناب آقای ناطق نوری می‌کردند و از آنجایی‌که بنده حال و حوصله جر و بحث با نوچه‌های آقای م – ب را نداشتم، در اوج قدرت و نهایت هماهنگی در منطقه و استان و کشور، و شروع نمایندگی دوره پنجمم، آقایان ح – ب، و ط – ط را به صورت جداگانه به منزل سازمان دعوت کردم و به عنوان شهادت دو نفر عادل این راز مهم را که شاهد باشید که بنده از حالا نظرم این است که برای دوره‌ی ششم از میدان انتخابات بیرون باشم، با آن دو در میان گذاشتم، زیرا تحلیل‌ها و عملکردها می‌گویند که آقای ناطق‌نوری رئیس جمهور می‌شود، و اگر چنین بشود آقای م – ب ای بسا معاون اول بشود و در هرحال بسیار قدرتمند خواهد شد و نوچه‌های فرصت‌طلب او که در جیرفت و عنبرآباد دنبال کاسبی خود بودند و هستند و مرا نپسندیده‌اند، در اینجا قدرت می‌گیرند و بنده نمی‌خواهم با به اصطلاح برخی از این راستی‌نما‌ها یک و دو کنم.

اما چرخ روزگار به کام ناطق‌نوری نچرخید و پنجه‌های قوی همای قدرت بر روی عبای شکلاتی و گرانقیمت آقایی که اینک یکی از سران فتنه است جا خوش کرد. هفته‌ی دوم انتخاب منتخب دوم خرداد 1376 بود که تماس‌های متعددی از جیرفت گرفته شد که مگر شما گفته‌اید که برای دوره‌ی ششم مجلس کاندیدا نمی‌شوید! بنده با تعجب از افشای آن راز مهم توسط یکی از آن دو، در پاسخ به سؤال آنان می‌پرسیدم چه کسی این حرف را زده است و پاسخ می‌شنیدم آقای ط – ط گفته و می‌گوید. تلفنی به او گفتم مرد حسابی من شما را امین و محرم خود دانستم و این مطلب را به عنوان یک راز و سر، با جنابعالی در میان گذاشتم و شرط من هم رئیس جمهور شدن آقای ناطق بود که نشد. چرا راز مرا به دروغ فاش کردید! من هنوز سه سال دیگر باید وکالت کنم. مرا تضعیف کردید. الآن که چپی‌ها قدرت را به دست گرفتند این شایعه‌ی دروغ، به عقب نشینی بنده از مواضع بحقم، تحلیل و تفسیر خواهد شد، و در پی‌گیری امور مردم ضعیف می‌شوم که البته چنین نشد زیرا بنده با خدا معامله کرده بودم. اجازه بدهید جریان انتخابات ششم مجلس در جیرفت را جداگانه تقدیم نمایم از بس که مهم است. انتخاباتی که خبرگزاری‌ها ایرنا، رویترز، آسوشیتدپرس، فرانس‌پرس و . و ... اولین خبری را که در ساعت حدود 03:00 بامداد در خصوص نتیجه‌ی انتخابات ششمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی در کل کشور، بر روی خروجی‌های خود فرستادند، عبارت بود از(مضمون): «از جنوب شرق ایران گزارش می‌رسد که آقای علی زادسر مخالف برجسته‌ی اصلاحات و منتقد اصلی خاتمی، از نامزد اصلاح‌طلبان شکست خورده است.»

ششم

نامزد شدن زادسرجیرفتی با مشی و منش سابق خود در انتخابات میان‌دوره‌ای دوره‌ی ششم مجلس شورای اسلامی که با تأخیر بیش از یکسال و اندی برگزار می‌شد، با علم به تصمیم خفن دولتی‌ها مبنی بر عدم راه‌یابی وی به مجلس، صورت گرفت که شرح آن نیز بماند برای شرح انتخابات ششم که وعدع داده شد.

هفتم

دوره‌ی هفتم و هفتمین نام‌نویسی این طلبه‌ی بسیجی برای نامزدی انتخابات مجلس نیز جالب است و پر ماجرا. همان انتخاباتی که طولانی‌ترین سخنرانی طول عمرم را ایرادکردم، آن‌هم به صورت حماسی و فریاد که سه ساعت و سی و پنج دقیقه به طول انجامید و آنقدر آن سخنرانی را طول دادم تا همه‌ی سخنرانان ستاد رقیب، و خود او کم آوردند، و بالاخره در ستاد خود را بستند و دست‌هایشان را بالا بردند و عملاً شکست را قبل از برگزاری انتخابات پذیرفتند. ظاهراً در کشور رکورددار زمان سخنرانی شده‌ام. می‌گویند فیدل‌کاسترو می‌توانسته است به مدت طولانی و چندین ساعتی، سخنرانی کند. خلاصه همه قبول کردند که نتیجه‌ی انتخابات ششم هم مانند انتخابات هفتم مجلس بوده و در حقیقت زادسر برنده آن بوده است، اما ...

هشتم

خب در دوره‌ی هشتم وضعیت تغییر کرد، یعنی زادسرجیرفتی بهانه‌ای مناسب و قابل تمسک به دست امثال ... مخصوصاً آقایان 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، داد و اینان بسی ... بر زادسر تاختند و حدود 90000 رأی مجموعه را نابود کردند و یک چپی را که منطقه‌گرایی را ترویج کرده بود و بحث سردسیری – گرمسیری را مطرح ساخته بود با سی و چندهزار رأی به مجلس فرستادند. علت این اتفاق تلخ هم، حمایت بنده از نامزدی هاشمی‌رفسنجانی سال 1384 بود که ناک اوت یا ناکام شده بود. همه‌ی اینان می‌دانستند که حمایت زادسر از هاشمی‌رفسنجانی بر روی موازین است و بیشتر آن‌هم به جهت استان شدن جیرفت می‌باشد، اما رفیقان و پیروان بیست‌ساله که از برکت نمایندگی زادسر برای خودشان کسی شده بودند شمشیر ستم را از نیام نفاق و فرصت‌طلبی بیرون کشیدند و بر پیکر سیاسی ضعیف شده و زخم خورده زادسرجیرفتی یورش بردند و حتی آمدن خودجوش خلبانان قدرشناس را، متهتکانه به سخره گرفتند و شب‌نامه‌ای سیاه، پرعفن و وخفن را پخش کردند و خلاصه‌ی کلام از فرط حسادت و تنگ‌نظری، درخت استان شدن جیرفت را که حدود دودهه پیش به دست قدرتمند نمایندگی زادسر غرس شده بود و در دوره‌ی هشتم به احتمال قریب به یقین ثمر می‌داد و قبل از انتخابات دوم احمدی‌نژاد محقق می‌شد، ازبیخ و بن قطع کردند، و احداث راه آهن کرمان جیرفت کهنوج را که از شاهکارهای بس مهم اینجانب در دوره‌ی هفتم بود، متوقف ساختند و بهره‌برداری از پل دوم هلیل، فرودگاه جیرفت، مسکن مهر و گازرسانی به منطقه و و. و ... را سال‌های سال به تأخیر انداختند.

چه بگویم از آن کسی که او را به منزل در سازمان دعوت کردم و بدو گفتم ... ادامه دارد

 

نوشتن دیدگاه
تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید زادسرجیرفتی: مردم مسلمان با حضور یك‌پارچه در عید فطر تمام كدورت‌ها را دور ریخته و پس از یك ماه عبادت ، دل‌هایشان آماده یك زندگی مملو از معنویت و شادابی می‌شود ادامه . . . گروه استانها / حوزه همدان...

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل تمدن های تاریخی و مانا، در کنار آب ها و رودخانه‌ها، توسط کسانی که محل استقرار خود را، موطن همیشگی برگزیده اند، ساخته، پرداخته، و عالم گیر شده‌اند. بنابراین استعمال کلمه تمدن هلیل، غلط، غیرراست، و جیرفت زدا خواهد بود. احتمالآ در خاطر مبارکتان باشد که سال های سال...

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388 بنده‌ شك ‌ندارم ‌كه ‌جریان ‌نفاق، ‌كه ‌دست‌ نیاز به سوی ‌ترامپ ‌دراز كرده ‌است، هیچ آخوندی چه خوب و چه بد مثل خاتمی را، هیچ وقت قبول نداشته و ندارد، طراحان طرح آشتی ملی، به‌ چیزی ‌كمتر از سرنگونی نظام جمهوری ‌اسلامی ‌ایران و تسلط مجدد امریکا، رضایت ‌نخواهند...

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را تو در کمین نشسته‌ای تا انتقام ناکامی‌های چهل ساله‌ات را، از تار، تنبور، وافور، کاباره، رقاصه‌ها، قمار، شراب، مستی‌ها شبانه، خوردن و بردن شاهانه، و . و ...، همه و همه را، از امام و مولا و مقتدای مؤمنان و شهیدان و آزادگان، حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی، بگیری، که مثل...

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری قلم و بیان زادسرجیرفتی, [21.07.17 17:35] https://www.instagram.com/p/BWzzK9djf_b/ زادسرجیرفتی: از عید سعید فطر و شعر حماسی دکتر میثم مطیعی، و سخنان امروز نماینده محترم دانشجویان، قبل از خطبه‌های نماز جمعه، بوی خوش انقلاب و عصیان اهل ولاء، علیه اشرافیگری و کداخداپرستی استشمام می‌شود. به گمانم طولی نکشد که شعار "روحانی امریکایی،...

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره ما که جزو انقلابیان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هستیم، به راه، آمان و اهدافمان، آگاه، مؤمن، مصمم و جدی بودیم، و اکنون نیز، و تا زنده هستیم ان‌شاءالله چنینیم. بنده و مانند نگارنده، یقین و ایمان داشتیم که شکنجه دیدن در راه خدا، ثواب دارد، سرباز امام زمان علیه‌السلام...

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش امریکا که مثل کشور ما که نیست که رئیس جمهور بتواند حتی خدای‌ناکرده ساز مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران را هم، کوک کند. یا عناصر مخالف اصل نظام را، مسؤولیت بدهد. یا مقابل حکومت پنهان (رهبری) امریکا بایستد، هرگز، کما...

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2)

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2) اغلاط املایی تا دلتان بخواهد. زیاد خوانده و می‌خوانیم که "خواهش می‌کنم"، را خواهشاً می‌نویسند؟ "ثانیا"، را دوماً، "ثالثاً" را سوماً، ...، "تاسعاً"، را نهماً، و قس علی هذا. حالا هرچه بگویید آقا، در زبان فارسی تنوین نداریم. شما دکتر شدید، فوق لیسانس گرفتید، نماینده مجلس بوده‌اید، باید...

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان در استخر اختصاصی فرح دیبا در کوشک، و در حال شنا و در کمال سلامت جسم و تن، دعوت حق را لبیک گفته است، و اینک کسی نمی‌تواند به سبب مرگ اینچنینی آن مرحوم، بر نظام مردمسالاری دینی، انقلاب اسلامی، امام خامنه‌ای عظیم‌الشأن مدظله‌العالی، انقلابیون ولایتمدار، حزب‌الله راستین، اصول‌گرایان...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ... كسانی در انگلستان موفق شدند دكترا بگیرند كه تز دكتراشان را آنان برایشان معین كرده‌اند و اطلاعات ریز را از اینان گرفته‌اند، مثلاً گفته‌اند شما تز دكترایت را راجع به ایلات و قبایل ایرانی، شما راجع به ساخت و ساز مسكن در ایران، شما راجع به عملكرد سپاه پاسداران از...