تعریف "نقد" و "انتقاد" و "نقاد" در فرهنگ‌های لغت مرحومَین دهخدا و معین علیهماالرحمه

نظر به اینکه بسیاری از کسانی که در فضای مجازی به خیال اینکه نقاد هستند و به ادعای نقد کردن، فحاشی می‌کنند، ناسزاهای دون شأن یک انسان فرهیخه می‌دهند، و انتقاد را با تخریب و ناحقیقت نگاری، و بعضاً تهمت و افتراء، عوضی می‌گیرند، و عرض و آبروی محترمی را به ناحق و بدون دلیل و منطق و ایرادعلمی و ادبی، بر باد می‌دهند، این پست بسیار مفید را، تقدیم محضر شریفتان می‌دارم.

ضمناً در پایان یک مقاله از زادسرجیرفتی که بیش از یک دهه پیش (شهریور 1387) به رشته تحریر در آمده است، پیشکش می‌شود:

 

طلبه‌ی بسیجی؛

علی زادسرجیرفتی؛

تهران؛ 23 دی 1397

 

**********

معنی "نقد"؛ در لغت‌نامه دهخدا

نقد. [ ن َ ] (ع ص ، اِ) آن چه در حال داده شود. خلاف نسیه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مال حاضر. (دهار). پول حاضر و آماده . پیشدست . وجه حاضر. قیمت حاضر. (ناظم الاطباء). مقابل نسیه . (اقرب الموارد) (متن اللغة). حاضر معجل . (متن اللغة). دستادست . پیشادست . دستی . خلاف نسیه و وعده و حواله . (یادداشت مؤلف):

از او رسید به تو نقد صدهزار درم

ز بنده بودن او چون کشید شاید یال .

عنصری .

گوید به نسیه نقد ندهد هر که نیک است اخترش

با زرق نفروشد تنش در دام خویش آرد سرش .

ناصرخسرو.

به نسیه مده نقد اگر چند نیز

به خرما بود وعده و نقد خار.

ناصرخسرو.

...

معنی "انتقاد"؛ در لغت‌نامه دهخدا

انتقاد. [ اِ ت ِ ](ع مص ) سره کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). سره گرفتن . (ناظم الاطباء). بیرون کردن درمهای ناسره از میان درمها. (از اقرب الموارد). بهین چیزی برگزیدن . (تاج المصادر بیهقی ). || گرفتن درم را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). درمها را نقد گرفتن .(از اقرب الموارد). نقد ستدن . (تاج المصادر بیهقی ).نقد بستدن . (مصادر زوزنی ). نقد ستانیدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). نقد گرفتن پول . (فرهنگ فارسی معین ). || جوان شدن کودک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). بجوانی رسیدن کودک . (از اقرب الموارد). || آشکار کردن عیب شعر بر قائل آن . (از اقرب الموارد). خرده گرفتن . (فرهنگ فارسی معین ). || کاه از دانه جدا کردن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). جدا کردن (خوب از بد یا کاه از گندم و مانند آن ). (فرهنگ فارسی معین ). || (اصطلاح علم حدیث ) عبارت از تعلیل است و منتقَد حدیثی است که درآن اختلاف روایت باشد از جهت افزونی و کمی رجال اسناد یا از جهت تغییر پاره ای از اسناد از جهت اختلاف در الفاظ متن حدیث یا از جهات دیگر. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به همین کتاب شود. || (اِمص ) نقد کردن . (ناظم الاطباء). بِه ْگزینی . خرده گیری . (فرهنگ فارسی معین ). سره گیری . (یادداشت بخط مؤلف ). || (مص ) جدا ساختن کاه از غله :

بر سر خرمن بوقت انتقاد

نی که فلاحان همی جویند باد.

مولوی (مثنوی ).

|| (اِ مص ) (اصطلاح ادب و هنر) در مقابل لفظ کریتیک بکار برند و آن عبارتست از شرح معایب و محاسن شعر یا مقاله یا کتابی ، یا سنجش اثری ادبی یا هنری بر معیار یا عملی تثبیت شده . (ازفرهنگ فارسی معین ). || یکی از اعمال علم معماست و آن اشارت کردن است ببعض حروف بالفاظ مناسب آن حروف چنانکه حرف اول را سر و رخ و لب و تاج گفتن و حرف وسط را میان و دل و کمر و حرف آخر را پا و دامن و غیره خواندن ، چنانکه برای شمس در این مصراع :

اول شام و میان چمن و دامن نرگس .

؟ (از غیاث اللغات ) (از آنندراج ).

و رجوع به نقد شود.

...

معنی نقاد؛ در لغت‌نامه دهخدا

نقاد. [ ن َق ْ قا ] (ع ص ) سره کننده ٔ درم ها. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بسیار سره کننده درم و دیناررا. (غیاث اللغات ). سره کننده ٔ درم و دینار. (آنندراج ). آنکه پول ها را سره می کند و خوب و بد آنها را از هم جدا می کند. (ناظم الاطباء). سره گر. صراف . صیرفی . سره کننده ٔ سیم . به گزین . (یادداشت مؤلف ) :

از بهر عیار دانش اکنون به بلاد

کو صیرفی و کو محک و کو نقاد.

خاقانی .

گاه علم آدم ملایک را که بود

اوستاد علم و نقاد نقود.

مولوی .

و اجرت نقاد و وزان و سایر اخراجات آن از مال سلطان احتساب نمایم . (تاریخ قم ص 154). || ناقد. سخن سنج :

کاتب و عالم و نقاد و سخن سنج و حسیب

عاقل و شاعر و دراک و ادیب و هشیار.

ناصرخسرو.

|| مرد تیزدست و چالاک و ماهر. (ناظم الاطباء). || شبان گوسفند کَتَک . (از منتهی الارب ) (آنندراج ). شبان گوسپند. (ناظم الاطباء). شبان نقد [ قسمی گوسپند بدشکل کوتاه پای که در بحرین یافته می شود ] . (از اقرب الموارد).

....

معنی "نقد"؛ در فرهنگ فارسی معین

(نَ) [ ع . ] 1 - (مص م .) جدا کردن خوب و سره از بد و ناسره . ؛ ~ ادبی تشخیص معایب و محاسن اثری ادبی . 2 - پرداخت بهای کالا در همان هنگام خرید. مق نسیه . 3 - (اِ.) سکة فلزی ، پول رایج .

...

معنی "انتقاد"؛ در فرهنگ فارسی معین

(اِ تِ) [ ع . ] (مص م .) 1 - خالص کردن . 2 - جدا کردن خوب از بد. 3 - خرده گرفتن . 4 - برشمردن درستی ها و نادرستی های یک اثر ادبی یا هنری

....

معنی نقاد؛ در فرهنگ فارسی معین

(نَ قّ) [ ع . ] (ص .) 1 - کسی که پول های سره را از ناسره جدا می کرد. 2 - کسی که نقاط ضعف یا قوت یک اثر ادبی یا هنری را مطرح می کند.

...

نشانی مقاله‌ی تبيين «نقد» و توصیف «نقاد» به قلم علی زادسرجیرفتی:

http://www.zadsar.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=1931:2015-06-23-11-10-38&catid=31&Itemid=163

.

نوشتن دیدگاه
تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید زادسرجیرفتی: مردم مسلمان با حضور یك‌پارچه در عید فطر تمام كدورت‌ها را دور ریخته و پس از یك ماه عبادت ، دل‌هایشان آماده یك زندگی مملو از معنویت و شادابی می‌شود ادامه . . . گروه استانها / حوزه همدان...

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل تمدن های تاریخی و مانا، در کنار آب ها و رودخانه‌ها، توسط کسانی که محل استقرار خود را، موطن همیشگی برگزیده اند، ساخته، پرداخته، و عالم گیر شده‌اند. بنابراین استعمال کلمه تمدن هلیل، غلط، غیرراست، و جیرفت زدا خواهد بود. احتمالآ در خاطر مبارکتان باشد که سال های سال...

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388 بنده‌ شك ‌ندارم ‌كه ‌جریان ‌نفاق، ‌كه ‌دست‌ نیاز به سوی ‌ترامپ ‌دراز كرده ‌است، هیچ آخوندی چه خوب و چه بد مثل خاتمی را، هیچ وقت قبول نداشته و ندارد، طراحان طرح آشتی ملی، به‌ چیزی ‌كمتر از سرنگونی نظام جمهوری ‌اسلامی ‌ایران و تسلط مجدد امریکا، رضایت ‌نخواهند...

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را تو در کمین نشسته‌ای تا انتقام ناکامی‌های چهل ساله‌ات را، از تار، تنبور، وافور، کاباره، رقاصه‌ها، قمار، شراب، مستی‌ها شبانه، خوردن و بردن شاهانه، و . و ...، همه و همه را، از امام و مولا و مقتدای مؤمنان و شهیدان و آزادگان، حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی، بگیری، که مثل...

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری قلم و بیان زادسرجیرفتی, [21.07.17 17:35] https://www.instagram.com/p/BWzzK9djf_b/ زادسرجیرفتی: از عید سعید فطر و شعر حماسی دکتر میثم مطیعی، و سخنان امروز نماینده محترم دانشجویان، قبل از خطبه‌های نماز جمعه، بوی خوش انقلاب و عصیان اهل ولاء، علیه اشرافیگری و کداخداپرستی استشمام می‌شود. به گمانم طولی نکشد که شعار "روحانی امریکایی،...

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره ما که جزو انقلابیان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هستیم، به راه، آمان و اهدافمان، آگاه، مؤمن، مصمم و جدی بودیم، و اکنون نیز، و تا زنده هستیم ان‌شاءالله چنینیم. بنده و مانند نگارنده، یقین و ایمان داشتیم که شکنجه دیدن در راه خدا، ثواب دارد، سرباز امام زمان علیه‌السلام...

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش امریکا که مثل کشور ما که نیست که رئیس جمهور بتواند حتی خدای‌ناکرده ساز مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران را هم، کوک کند. یا عناصر مخالف اصل نظام را، مسؤولیت بدهد. یا مقابل حکومت پنهان (رهبری) امریکا بایستد، هرگز، کما...

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2)

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2) اغلاط املایی تا دلتان بخواهد. زیاد خوانده و می‌خوانیم که "خواهش می‌کنم"، را خواهشاً می‌نویسند؟ "ثانیا"، را دوماً، "ثالثاً" را سوماً، ...، "تاسعاً"، را نهماً، و قس علی هذا. حالا هرچه بگویید آقا، در زبان فارسی تنوین نداریم. شما دکتر شدید، فوق لیسانس گرفتید، نماینده مجلس بوده‌اید، باید...

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان در استخر اختصاصی فرح دیبا در کوشک، و در حال شنا و در کمال سلامت جسم و تن، دعوت حق را لبیک گفته است، و اینک کسی نمی‌تواند به سبب مرگ اینچنینی آن مرحوم، بر نظام مردمسالاری دینی، انقلاب اسلامی، امام خامنه‌ای عظیم‌الشأن مدظله‌العالی، انقلابیون ولایتمدار، حزب‌الله راستین، اصول‌گرایان...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ... كسانی در انگلستان موفق شدند دكترا بگیرند كه تز دكتراشان را آنان برایشان معین كرده‌اند و اطلاعات ریز را از اینان گرفته‌اند، مثلاً گفته‌اند شما تز دكترایت را راجع به ایلات و قبایل ایرانی، شما راجع به ساخت و ساز مسكن در ایران، شما راجع به عملكرد سپاه پاسداران از...