كاربر ارجمند، آنچه را كه ملاحظه می‌فرماييد تعدادی از نامه هايی است كه بعضاٌ سرنوشت‌ساز بوده‌اند. در اين بخش به مرور به تعداد اين‌گونه نامه‌ها افزوده خواهد شد 

 

« جيـرفت در آتش خشم طبيعت می سوزد، و جيـرفتيان، در چنگال تبعيض گرفتارند »

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

جناب حجه الاسلام آقای سيدمحمد خاتمی

 

 رياست محترم جمهوری اسلامی ايران

 

پس از عرض سلام و ادای احترام

 

 با توجه به اينکه نخبگان و فرهيختگان اکثريت قاطع مردم شريف شهرستان جيرفت، به اين خدمتگزار صادق و قديمي آن مردم بزرگوار، امر فرمودند تا حرف دل آنان را به سمع و نظر جناب عالی برسانم، به رغم عدم مسووليت قانونی و از باب ادای وظيفه ی دينی و ملی، بر خود فرض می داند تا عرضه بدارد:

 

 1 - آقای رئيس جمهور؛ مطالب و مشکلاتی که اينک ورد زبان خاص و عام مردم آن ديار ولايتمدار که ولی نعمت امثال بنده بوده و هستند، می باشند و از نگارنده خواسته اند که به هر طريق ممکن و ميسور به استحضار حضرت عالی رسانده شوند، عبارتند از:

 

- جيرفت فراموش شده است.

 

- دولت، از مردم جيرفت ناراحت است و می خواهد انتقام بگيرد.

 

- صدها ميليارد ريال اعتبارات مختص خشکسالی را انتخاباتی هزينه کردند و همانند گوشت قربانی در بين خويشان و دوستان خاصشان تقسيم فرمودند، و باغات بزرگ انواع مرکبات ، در برابر چشمان حيرت زده ی هزاران کشاورز محروم و بی دفاع جيرفتی و عنبرآبادی در آتش خشم طبيعت سوخت و پولهاي کلانی که از طرف دولت جمهوری اسلامی ايران، به سوی شهرستان جيرفت سرازير شده بود تا در اختيار کشاورزان و باغداران خسارت ديده ی از خشکسالی قرار بگيرد . . . !!؟.

 

 - اشرار مسلح دگرباره دست به شرارت زده اند.- سرقتهای خانگی و خيابانی چند برابر شده است.

 

- جيرفت، استان که نشد، بماند، عضو رسمی مناطق محروم هم قلمداد گرديد، و هنوز هم بحث شهرستان شدن عنبرآباد و بخش شدن مردهک و بلوک، پی گيری عملی نشده است.

 

- پی گيری طرح مهم و سرنوشت ساز گاز رسانی به شهرستان جيرفت در ادامه ی طرحی که گاز مصرفی مردم بافت را تأمين ساخته است، عقيم مانده  و  وعيد معاونت محترم سياسی وقت استانداری  کرمان ( استاندار فعلی )مبنی بر برگشت اصل پول دهها هزار مال باخته ی محروم جيرفتی و عنبرآبادی، که در معاملات معروف چکی ورشکسته شده بودند، که در حضور راهپيمايان 22بهمن 1378 و شش روز قبل از روز رأی گيری ، اعلام شده بود ، در طوفان مهيب نسيان پس از انتخابات مجلس ششم گم گرديد واحداث بلوار علی آباد سازمان و جاده ها ی بلوک – جيرفت ، نرگسان – جيرفت ، دولت آباد – جيرفت و آسفالت آنها، بعد از روز اخذ رأی معطل مانده است و بهره برداری از پل مهم و سرنوشت ساز عنبـــرآبادکه از سالها پيش آماده ی عبــور ومــرور می باشد،صورت نگرفته و احداث راه های ارتباطی اکثر روستاها، و . و . بلافاصله بعد از انتخابات ميان دوره ای مجلس ششم و فرستادن کانديدای دولتی به مجلس به اصطلاح اصلاحات، تعطيل شدند و همچنين پرواز هواپيماها به فرودگاه جيرفت، لغو گرديد!؟ و خبری هم از چهار خطه شدن جاده بسيار مهم و استراتژيک و پر ترافيک کرمان  - جيرفت – کهنوج -  بندرعباس، به گوشهای شنوای مردمان تيز هوش جيرفت، نرسيد. وبسيار است از اين قبيل معضلات و مشکلات که در ظرفيت اين نوشتار ، نمی گنجد.

 

- مردمان نکته سنج و هوشيار منطقه می گويند؛

 

 در حالی که باغات بزرگ و کوچک کشاورزان و باغداران جيرفتی و عنبرآبادی، از بی آبی و خشکسالی خشکيده می شوند و به صحرا تبديل می گردند، فرماندار محترم دوم خردادی جيرفت که با زحمات طاقت فرسای مادر محترم و زحمتکشش، روزگار گذرانيده و بزرگ شده است و همانند  اکثريت قاطع مردم منطقه، جزو فقيران قبل و بعد از انقلاب اسلامی در جيرفت به شمار می رفته است، يک شبه ره چهل ساله طی کرده است و با تمسک قرار دادن ارثيه ی همسرش که جيرفتی نيست، در منطقه ی « بلوک » جيرفت در حال احداث باغستانی بــزرگ بر روی  زمينهای حاصلخيز منطقه ی مذکور، از انـواع مـرکبات، به مساحت دهــهـا هکتار، ( برخی ديگر می گويند، صدها هکتار ) آنهم قطره ای که امکانات فراوان و اعتبار کلان نياز دارد، می باشد!.

 

2 - آقای رئيس جمهور؛ مردم جيرفت می گويند؛

 

تمام مقامات از اکثريت اعضای شوراها ، و جمله ی دهداران ، بخشداران، فرماندار و نماينده ی مجلس گرفته تا استاندار کرمان، همگی دوم خردادی هستند و حسابی هم هوای يکديگر را دارند و وضع زندگيشان نيز هر روز بهتر از ديروز می شود  ، پس چرا وضع زندگی ما مردم جيرفت و عنبرآباد  هر روز بدتر و سخت تر از روز قبل می شود؟ .

 

اگر نيست پس چرا برای آنها، بهترينش تهيه و آماده  می گردد و اگر هست ، چرا و به چه دليل، برای ما مردم مستضعف که صاحبان اصلی انقلاب اسلامی هستيم، وجود ندارد و اين تبعيضهای ناروا و ليبراليستی و اين اختلافات طبقاتی و امپرياليستی است که ما مردم جيرفت را رنجور و گرفتار ساخته است و متأسفانه و غمگنانه بايد گفت که، کسی نيست که به دادمان برسد و طنين فريادمان را در گوش دولت به اصطلاح پاسخگو بيندازد!؟ و بپرسد که صدها و بلکه هزاران قطعه ی گرانبهای مکشوفه از آثار باستانی شهرستان جيرفت به دست چه کسانی استخراج گرديد و چگونه به فروش رفت و توسط کدامين مقام و قدرت، در اختيار قاچاقچيان حرفه ای و بين المللی قرار گرفت؟!.

 

3 -  جناب آقای خاتمی؛ همانگونه که مستحضر هستيد، اکثريت جيـرفتيان و عنبـرآباديان عزيز، در انتخابات دوم خرداد يکهزاروسيصدوهفتادوشش ( 76 ) ، به جناب حجه الاسلام والمسلمين آقای علی اکبر ناطق نوری رأی دادند و در هجدهم خرداد يکهزاروسيصدوهشتاد(80 ) به جناب عالی، و از تاريخ 1/9/1376 تا اين لحظه که قريب به پنـج سال می شود، مسووليت مهم فرمانداری شهرستان جيرفت را در اختيار گرداننده ی اصلی ستاد انتخاباتی رقيب اول نماينده ی دوره های چهارم و پنجم مردم جيرفت در مجلس شورای اسـلامـی و نـمايـنده ی ميان دوره ای فعلی جيرفت که پسر عمويش نيز می باشد، قرار داده اند و اين مهم در کل کشور منحصر به فرد و بی نظير است که چــرخاننده ی ستاد انتخاباتی رقيب اول نماينده وقت مجلس را مسلط بر حـوزه ی انتـخابيه ی برگزيده ی مردم، بگردانند و تــز کهـنه ی ؛ « اختلاف بينداز و حکومت کن »را  عملی سازند، لطفاً از آنان که برای حذف خدمتگزار دوره های چهارم و پنجم مردم جيرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی، چنين ظلم بزرگی را در حق مردم صبور وليکن رشيد آن سامان روا داشتند و چنان بی سامانی را رواج دادند، سوأل بفرماييد که شما ای فرماندار محترم و مقامات مسوول دولت به اصطلاح دوم خردادی، در شهرستان مظلوم و محروم جيرفت چه کرده ايد؟، به غير از اينکه نماينده ی مورد نظر و تأييد گروه کارگزاران سازندگی و جبهه ی موسوم به دوم خرداد، به مجلس به اصطلاح اصلاحات فرستاده اند، ديگر چه کاری برای مردم جيرفت انجام داده اند؟ و کدامين طرح مفيد و مثمر ثمر را به اجرا درآورده اند که پی گيری اوليه ی آن به وسيله ی نماينده ی سابق انجام نشده باشد و مجری اصلی آن دولت قبلی نبوده باشد؟.

 

4 -   در هنگامه ی سفر آن مقام محترم به شهرستان مظلوم و آزاده پرور جيرفت که قبل از انتخابات ميان دوره ای دوره ی ششم مجلس انجام شد، جمعيت انبوه استقبال کننده، ( بالغ بر سی هزارنفر ) که در مکان تربيت بدنی شهر جيرفت گرد هم آمده بودند تا به سخنان رئيس جمهور محترم گوش فرا بدهند، از سخنرانی کوتاه و چند دقيقه ای جناب عالی متعجب شده بودند که چرا رياست محترم جمهور، اولاً؛ به جای « شما مردم جيرفت » چندين بار فرمودند « شما مردم جهرم » ، و ثانياً؛ هيچ اشاره ای به انواع مشکلات ما جيرفتيان و عنبرآباديان مظلوم نفرمودند؟!، مگر بحث ابطال انتخابات دوره ی ششم مجلس، از حوزه ی انتخابيه ی جيرفت که توسط شورای محترم نگهبان عدم صحت برگزاری آن اعلام ، و از راهيابی پسر عموی  فرماندار جيرفت به مجلس شورای اسلامی ممانعت به عمل آورده است، جــــزو مشـــکلات متعدد و حاد مردم شهرستان جيرفت می باشد؟! که جناب آقای خاتمی از ابطال آن اظهار تأسف فرمودند! و برای ورود پسر عموی محترم فرماندار! محترم جيرفت به مجلس به اصطلاح اصلاحات، دست دعا به آسمان بلند کردند !. و وقتی که نوشته ی نوشته جات منطقه را ملاحظه فرمودند که نوشته بودند؛ رئيس جمهور محترم، خطاب به پسر عموی فرماندار که از صندوقهای اخذ رأی بيــــــرون آورده شده بود و نتوانسته بود به مجلس راه يابد، فرموده است که ؛ « چطوری مرد صابر ! » با خودشان چنين نجوا کردند که؛ پس رئيس جمهور به جيرفت آمده بود که اولاً؛ برای کانديدای دولتيها در انتخابات ميان دوره ای جيرفت و ثانياً؛ برای خودش تبليغ انتخاباتی انجام بدهد!. در پايان، تقاضای قاطبه ی مردم جيرفت و عنبرآباد را در سه بند ذيل خلاصه می نمايد :1-     توجه ويژه و صدور دستور مقتضی راجع به بند اول اين نامه ی پر از درد و رنج.2-   انتشار اسامی کليه ی کسانی که از وامهای بلاعوض و بلند مدت مربوط به خشکسالی در سالهای 78 13 الی 1381 ، استفاده کرده اند، در نوشته جات محلی تحت سيطره ی فرمانداری جيرفت.3-  عدم اعتماد و اطمينان به فرماندار خط باز و افراطی جيرفت که در روزگار قبل از انتخابات، فرمانداری را به ستاد انتخاباتی پسرعمويش مبدل ساخته بود و اکنون هم فرمانداری در حقيقت دفتر کار نماينده ی ميــان دوره ای فعلی به حساب می آيد و آقای فرخی فرماندار، به هيچ وجه امين مردم، خصوصاً جهت برگزاری دومين انتحابات شوراهای شهر و روستاها و هفتمين انتخابات مجلس شورای اسلامی، نيست.

 

« جناب آقای خاتمی؛ اين بود وظيفه ی نويسنده و حضرت عالی خود می دانيد و خدای خود »

 

 

با احترام: علی زادسرجيرفتی

 

نماينده ی دوره های چهارم و پنجم مردم  جيرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی

 

رونوشت:  - مردم عزيز جيرفت و عنبرآباد جهت استحضار.

 

 

دور نگار          فـــوری

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

مديرمسوول محترم روزنامه ی همشهری

 

با سلام و احترام

 

نظر به درج مصاحبه ی مورخ 24/7/1381 نگارنده با خبرنگار محترم آن روزنامه، که در تاريخ 17/8/1381 ، يعنی بيست وسه ( 23 ) روز بعد، صورت گرفته است، ارسال جوابيه ای را که در پی می آيد، ضروری دانسته و درخواست دارد تا برابر قانون مطبوعات، در اولين فرصت مقتضی و قانونی نسبت به انتشار آن، اقدام لازم را به عمل آوريد تا خوانندگان محترم آن جريده، در جريان چگونگی و محتوای آن مصاحبه قرار بگيرند.

 

چنانچه خدای ناکرده جوابيه ی تقديمی، بعد از زمان معقول ومقبولی، منتشر نشود، متن کامل آن در دسترس همگان، خصوصاً روزنامه ها و خبرگزاريهای داخلی قرار می گيرد تا اهل فن و بصيرت، بالاخص همکاران محترم مطبوعاتی « همشهری » و هيأت منصفه ی محترم دادگاه مطبوعات و قضات محترم آن دادگاه، مستحضر بشوند که قلم به دستان « همشهری » و امثالهم، چگونه با عرض و آبرو و شخصيت مخالفان خود، رفتار می کنند و چه جوری با ابزار امپراطوری رسانه ای خويش، آنان را ملکوک کرده و ذهن خوانندگان محترمشان را نسبت به شخصيت حقيقي آنان، به انحراف می‌کشانند.

 

 مستحضر باشيد كه جوابيه‌ی ذيل را چاپ نكردند مگر با حكم(شفاهی) جناب آقای سعيد مرتضوی قاضی محترم وقت دادگاه مطبوعات آنهم با تيتر عجيب (مصاحبه‌ای كه دوبار چاپ می‌شود) و با همان عكس قبلی كه خوانندگان محترم همشهری را از خواندن آن منصرف كنند

 

 « جـــوابيـــه : »

 

{mospagebreak}

 

« جـــوابيـــه : »

 

 الف)،عرف بر اين است که مصاحبه کنندگان، بنا بر ذوق و ادبيات خويش، سخنان مصاحبه شوندگان را تنظيم، ويرايش و پردازش می نمايند و رعايت امانت فرموده و مضمون مطالب مورد نظر مصاحبه شونده را بدون دخــل و تصــرف مـــاهـوی به زيـور طبع آراسته و به اصطلاح، آن مطالب را، « روزنامه ای » می سازند. دليل آنهم روشن است، زيرا فرهنگ و هنر سخن گفتن، با هنر و فرهنگ نوشتاری، تفاوت بسيار دارد و فراوان يافت می شوند کسانی که در گفتار خطيبی توانا و خوش بيان هستند وليکن در نوشتن، بهره وافر نصيبشان نشده است و بالعکس نيز بسيار است. ولی به فضل الهی اين بنده ی کوچک و ذليل درگاه خداوند، از هر دو نعمت، بی نصيب نمانده است. بنا بر آنچه که اشارت رفت، هر کس که الفبای سياست را بداند و آشنايی اندکی هم با تبليغات منفی روزنامه نگاران غربی ( پروپگاندای ژورناليستی ) و کيفيت تقليد بی چون چرای برخی از قلم به دستان داخلی، داشته باشد به سهولت و حتی بدون دقت درمی يابد که تنظيم کنندگان مصاحبه ی مورد اشاره تمامی همّ و غمّ خويش را مصروف فرموده اند تا از مصاحبه شونده چهره ی مورد دلخواه خويش را به تصوير بکشانند و به خوانندگان محترمشان معرفی فرمايند. زيرا پر واضح است که مردم رشيد ايران و تهران، که از خردادماه سال يکهزاروسيصدوهفتادويک ( 1371 ) تا اين لحظه، که بيش از صدها مصاحبه، مقاله و نطق قبل از دستور، ( فقط بيش از شصت( 60 ) مورد از آنها بعد از دوران نمايندگی بوده است )،  از مصاحبه شونده ی اخير « همشهری »، در مطبوعات مختلف کشور خوانده و شنيده اند، به راحتی تميز می دهند که ادبيات و کيفيت جملات به کار رفته در مصاحبه ی مورد اشاره، با پاسـخهای شفاف و صادقانه ی ايشان، تفاوت جدی دارد و چنانچه دست اندرکاران « همشهری » راست می گويند و اهل اطلاع رسانی شفاف! و بی غرض هستند، متن کامل گفتگوی قريب به نود ( 90 ) دقيقه ای اينجانب را، حتی بدون ويرايش و پردازش، منتشر کنند تا خوانندگان فهيم و بی غرض و منصف آن روزنامه، تفاوت عميق پاسخهای داده شده را با آنچه که تنظيم کنندگان آن مصاحبه منتشر ساخته اند، ملاحظه فرموده و آنگاه خودشان قضاوت فرمايند.

 

ب)، برای اينجانب جای تعجب بود که دنيا را چه شده است و بر سر بازار سياست چه آمده است که « همشهريها » به ياد امثال زادسر افتاده اند و وقتی اين عجب و سؤالم را با خبرنگار محترم آن جريده در ميان گذاشتم و موضوع مصاحبه را جويا شدم، با تواضع و مهربانی خاصی از سياست جديد اينچنينی« همشهری » خبر داد و عنوان گفتگو را هم « نقد عملکرد مجلس ششم » بيان فرمود و با صراحت و قاطعيت تمام تعهد فرمود که نه اينکه صحبتهای صاحب اين قلم را بدون دخل و تصرف کذايی، منعکس می فرمايد، بلکه بعد از تنظيم و ويرايش مصاحبه و قبل از انتشار آن، متن نهاييش را به رؤيت مصاحبه شونده می رساند و پس از تأييد و امضاء ، آن را تسليم دستگاه چاپ می نمايد، معذالک؛ از آن جاييکه مــار گــزيده از ريسمان سياه و سفيد می ترسد، بنده احتياطاً و با موافقت خبرنگار محترم « همشهری » اقدام به ضبط گفتگو کرده و اينک نوار کامل آن مصاحبه، که قريب به نود ( 90 ) دقيقه به طول انجاميده است و با کيفيت نسبتاً خوبی هم ضبط شده است، موجود می باشد، و تمام مطالب مفصل آن بر روی بيش از بيست و پنج برگ کاغذ معمولی پياده شده است و قابل استفاده و ارسال برای هر کس که بخواهد و به هر جا که نياز افتد، می باشد، و آخرين کلامی هم که از زادسر، پخش می کند عبارت است از؛ « . . .  من فقط استدعايی را که در اول مصاحبه مطرح کردم، آخر کار هم عرض بکنم، خواهش جدی بنده اينست که پس از اينکه تنظيم فرموديد، حتماً آن را بخوانم، ممکن است در جايی جمله ای گفته باشم که شما از آن جمله برداشت ديگری به غير از منظور بنده، کرده باشيد که بايد خودم توضيح بدهم . . . » و خبرنگار محترم تعهد کرد که چنين کند و حتی شماره ی دورنگاری را که بتواند متن تنظيم و ويرايش شده را، ارسال کند سؤال کرد و فرمود ظرف فردا و يا پس فردا، متن نهايی را ارسال خواهم کرد، و متأسفانه و بر خلاف اصول پذيرفته شده ی دينی و ملی، نه اينکه به تعهدش عمل نفرمود، بلکه احتمالاً با همکاری ديگران و دستور مقامات مافوق خويش، آنچنان بلايی را بر سر آن مصاحبه درآورده است که قلم توصيف قبح آن را بر نمی تابد و از بيان نامگذاری اين کار . . . ، سر باز می زند، آن وقت هم می نويسند؛ زادسر به مطبوعات اطمينان ندارد! ( البته؛ می بايست می نوشتند به امثال همشهری، که واقعاً امانتدار خوبی! می باشد، )، و حال که نوار آن مصاحبه، در اختيار نويسنده بوده است اين چنين لطف! بزرگی را مبذول فرموده اند وای بر آن وقتی که . . . !!؟.

 

ج- ، البته؛ مردم رشيد و خوانندگان محترم، کم و بيش از مبارزات قاطع مصاحبه شونده، با تخلفات گسترده‌ای که در شهرداری تهران در روزگار مديريت شهردار اسبق تهران، به وقوع پيوسته بود و همچنين مقابله با جريانی که استفاده های سوء فراوان از روزنامه ی « همشهری » می برد، آگــاهی کامل دارند و می دانند که زادسر، جزو اولين نمايندگانی بود که در مجلس چهارم، علنی و شجاعانه، با شهردار کذايی آن دوران، درگير شد و سرانجام حضور نامبرده را هم حدود دوماه قبل از انتخابات ميان دوره ای، در حوزه ی انتخابيه اش شاهد بوده است، و اين ايراد برخی از مخالفان مغرض و بعضاً بی اطلاع از وظايف نمايندگی را قبل از انتخابات مجلس پنجم، که طعنه می زدند که؛ نماينده ی مردم جيرفت ، چکار دارد به شهردار تهران!، با جان دل تحمل کرد و هرگز از راه مستقيم و هدف مقدس خويش، بر نگشت و کوتاه نيامد و الحمدلله دگرباره انتخاب هم شد. و همچنين خوانندگان محترم « همشهری »، مخالفتهای مستند و قانونی زادسر را با تخلفات متعدد خلاف قانون دست اندرکاران اين روزنامه، ناظر و سامع بوده اند، و ايضــاً؛ مقاله ی تند و مغرضانه و پر از ناسزاها ی . . .  صفحه ی آخر روزنامه ی مذکور را که در تاريخ هجدهم اسفند ماه يکهزاروسيصدوهفتادوهفت (18/12/1377 ) چاپ شد، به ياد می آورند، و می دانند که « همشهريها ی محترم » در ستون نقد روز و تحت عنوان؛ « وقتی که قانونگذار، احساساتی می شود! . . . » که به قلم تيغ مآب خانم فرحناز عاطفی، که عليه نطق مستند، شفاف، صادقانه و دلسوزانه ی نگارنده، بود، چه لطف و محبت فراوانی در حق زادسر روا داشتند،  تا آنجا که حتی يک جمله هم از نطقی را که آن همه ناسزا نثار ناطقش کرده بودند، به استحضار خوانندگان محترم خويش نرسانيده بودند، همان مقاله ای که به رغم حق مسلم قانونی نمايتده ی جيرفت مبنی بر پاسخگويی، فقط از باب وظيفه ی دينی و ملی، از سوی زادسر جيرفتی با خاموشی و عدم پاسخ، مواجه گرديد، آری خوانندگان، خوب می دانند که گردانندگان محترم روزنامه « همشهری » سالهای سال است که نسبت به زادسر، لطف و محبت خاص! و ديرينه دارند .اينک بخشهای مختصری را از مواردی که با قصد و غرض خاص اعمال فرموده اند، برای استحضار خوانندگان محترم، متذکر می گردد.

 

1- به رغم تعهد جدی خبر نگار محترم، بدون ملاحظه و تأييد مصاحبه شونده و آنهم با فاصله ی زمانی بيست وسه روزه، مصاحبه ی مورد اشاره منتشر شده است.

 

2- اغلاط فاحش دستوری و املايی متعددی را که از روی عمد، در متن مصاحبه گنجانيده اند تا به خوانندگان محترم القاء کنند که . . . ! از قبيل ؛ « . . .  عرض کرديد »!، در حالی که در نوار گفته شده است، « . . .   فرموديد »، و ايضاً نگارش فرموده اند، « . . . الحکومه، حکومه العقيم »!، که در نوار ضبط شده است که « . . . الحکم عقيم » و . و .

 

3- به رغم تصريح و تأکيد جدی مصاحبه شونده مبنی بر اينکه اين مطالب و عرايض، برداشتها و نظرات شخصی يک طلبه ی بسيجی است که در بيش از يازده ( 11 ) عمليات جنگی پابه پای رزمندگان عزيز اسلام دويده و در جنگهای متعددی حضور جدی و عملياتی داشته است و خاطرات پندگونه و عبرت آموز مجاهدان راه خدا و شهدای عالی مقام آن يازده عمليات تاريخی و حماسی را، در قالب پنج مجلّد تحت عنوان « خاطرات يک طلبه از جبهه های جنگ » به رشته ی تحرير درآورده است، و به هيچ وجه نظرات و ايده های جناحی و حزبی نمی باشد، معذالک عرايض شخصی اين بنده کوچک درگاه با عظمت پروردگار را، به عنوان نظرات يک جناح خاص، به حساب آورده و برای خوانندگان محترم خويش چنين نوشته است؛ « . . . پاسخ های زادسر را می توان به مثابه ديدگاه جناحی شمرد که بدان تعلق خاطر دارد. . . .».

 

  4- ضمن اينکه پاسخهای مستند و مستدل ارايه شده از سوی صاحب اين قلم را در پاسخ به پرسشهای ديگرش، پيرامون؛ شورای نگهبان، مشکلات دوران مجلس سوم، زندانی شدن بعضی از نمايندگان مجلس ششم، خروج از حاکميت، جرم سياسی، دوگانگی قول و فعل و کيفيت زندگی اشرافی برخی از مسؤلين، انتخابات آينده، عملکرد مجلس ششم که موضوع اصلی مصاحبه بود، و . و . را از قلم انداخته اند، در کمال تأسف و ناباوری و عدم احتمال، به جابجايی پرسشها و پاسخها پرداخته اند، و پاسخها را به صورت ناقص و ابتر ذکر کرده و ماقبل و مابعد جملات گوينده را در سرتاسر متن منتشر شده، حذف نموده اند، تا به خوانندگان محترم « همشهری »، بقبولانند که طرح آن « کلاف سردرگمی! » را که در بالای صفحه ی مصاحبه آورده اند، به حق و به مورد بوده است، همانند؛

 

الف)، بخش اول نخستين پرسش، راجع به اصلاحات بوده است که پاسخ آن چنين داده شده است: « آنچه که مسلم است، بنده با اصلاح طلبی و اصلاحات به معنی صحيح کلمه، نه اينکه مخالف نبوده و منتقد آن نيستم، بلکه موافق و مبلغ آنهم هستم، اگر بنده بعضاً انتقاداتی را مطرح کرده ام از کسانی بوده است که از عنوان اصلاح طلبی استفاده های ديگری کرده و می کنند . . . . » و در پاسخ به بخش دوم سؤال اول که در رابطه با جناب آقای خاتمی بوده است، چنين عرض کرده ام؛ ( از متن نوار )؛ « . . . اما قبل از پرداختن به فرمايش حضرت عالی ( راجع به جناب آقای خاتمی ) اجازه بدهيد که يک مقدمه ی کوتاهی را عرض بکنم که هميشه معتقد بودم، و الآن هم هستم و در اين زمينه هم مقاله نوشته ام و هم نطق قبل از دستور داشته ام، و سخت معتقد بودم که دو طايفه هستند در کشور جمهوری اسلامی که اگر به پنجاه درصد ( 50% ) از وظايف قانونی خودشان، وظايف حقيقی خودشان و رسالت اصليشان، عمل بکنند، بيش از هشتاد درصد ( 80% ) از مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حتی امنيتی کشور ما حل می شود. اين دو طايفه بسيار- بسيار مهم، به اعتقاد بنده اول مطبوعات است و دوم مجلس شورای اسلامی . . . . »، و سپس در خصوص آقای خاتمی مطالبی را بيان کرده ام . ولی شما ببينيد سوأل را چگونه مطرح کرده اند و پاسخ را به شکلی تنظيم فرموده اند که هيچ ربطی به يکديگر نداشته باشند و موجبات تعجب خواننده را فراهم گرداند!. ( از متن مصاحبه ی منتشر شده در « همشهری » مورخ 17/8/1381 : اگر شما به جای آقای خاتمی يا اکنون نماينده ی مجلس بوديد با اين حجم مشکلات و بعضی تهمت ها چگونه فعاليت می کرديد؟. و پاسخی را که آورده اند عبارت است از: « سخت معتقدم که دو طايفه هستند در کشور جمهوری اسلامی که اگر حداقل پنجاه درصد وظايف شان عمل کنند، مشکلات اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حتی امنيتی کشور حل می شود و اين دو طايفه ی بسيار مهم، اول مطبوعات و دوم مجلس شورای اسلامی است که بايد همانند آينه عمل کنند. زيرا آينه به اين معروف است که نه کوچک و نه بزرگ تر نشان می دهد و نه غلو می کند و آنچه که واقعيت است منعکس می کند. مجلس شورای اسلامی و مطبوعات جايگاه مهم و استراتژيکی دارند در افکار عمومی جامعه اسلامی ما و همچنين در قانون اساسی ما، که متأسفانه هر دو گروه به وظايف حقيقی شان آن طور که در شأن مطبوعات و مجلس است عمل نکرده اند. ».

 

  ب)، اصلاً سوأل تنظيمی دوم، در طول گفتگو، مطرح نشده است، بلکه بنده در ادامه ی عرايضم به مجالس ششگانه اشاره کرده ام و در تمام کلماتی که به کار برده ام، کلمه ی، « . . . صالح تر . . . » يافت نمی شود، زيرا کلمه ی « صالح » عربی است و صفت عالی « تر » که فارسی می باشد را نمی شود بر سر کلمه ی عربی درآورد. در آنجائيکه صحبت از نامزدهای اتنخابات رياست جمهوری به ميان آمده است، کلمه ی اصلح به کار رفته است.حالا ملاحظه بفرماييد که در جملات ذيل جمله بندی و کيفيت دستوری آنها را چگونه به کار برده اند!؛ ( از متن تنظيمی « همشهريها » که در گفتگوی مطمح نظر منتشر شده است؛  « . . . و اما در رابطه با سوأل قبلی شما که در مورد رياست جمهوری، آقای خاتمی عرض کرديد اينکه بعضی ها ايشان را از اول متهم می کردند اما شايد کلمه ی متهم مناسب نباشد زيرا از ابتدا ايشان را اصلح نمی دانستند در بين نامزدها اين دلايل مختلفی داردالبته خود بنده نيز از اول آقای خاتمی را صالح تر از ديگران نمی دانستم زيرا ديگر نامزدها از ايشان صالح بودند. موضع آقای خاتمی در يک ميز گرد . . . الخ »!!،

 

 خوانندگان معزز ملاحظه می فرمايند که کلمات و جملات به گونه ای ترکيب شده اند که سرانجام خواننده، متوجه  نشود که بالاخره اين گوينده چه می خواهد بگويد و در هر حال خواننده بايد از کلاف سردرگم « همشهريان‌»

 

{mospagebreak}

 

 محترم که در بالای صفحه ی سوم روزنامه ی پر سودايشان، خود نمايی می کند، سردر بياورد و باور کند که مصاحبه شونده حتی حرف زدن معمولی هم بلد نيست!!.هم اينک عين جملات مبهم و تحريف شده ی فوق را که از نوار پياده شده است، بدون کم وکاست و حتی ويرايش، تقديم می نمايد تا بدانيد مقاصد کذايی « همشهريان » را:« . . . و اما در رابطه با سوأل حضرت عالی که فرموديد راجع به جناب آقای خاتمی رياست محترم جمهوری، اينکه بعصی ها از اول ايشان را متهم می کردند، حالا شايد اين کلمه متهم مناسب نباشد، شايد منظور حضرت عالی هم اتهام به اين معنی که در عرف ما هست که می گويند، طرف متهم است، نباشد.ولی خوب، احتمالاً منظورتان اين است که آقای خاتمی را اصلح نمی دانستند در بين نامزدها، خوب، اين دلايل مختلفی دارد و بنده هم يکی از آن کسانی هستم که در بين نامزدهاي دو دوره ای که آقای خاتمی نامزده بوده، خوب، بنده هم معتقد بوده ام که آقای خاتمی اصلح نبوده، الآن هم روی اعتقادم هستم که ديگران از آقای خاتمی اصلح بوده اند نسبت به رياست جمهوری، دلايلی داشتم که اگر شما مايل باشيد بگويم.( در اينجا خبرنگار محترم « همشهری » اظهار تمايل فرمودند که دلايلم را بيان کنم که بنده عرض کردم؛ ( چون در متن منتشر شده، به آن نپرداخته اند، بقيه آن ذکر نمی شود ).

 

5- تأييد انتخابات پر تقلب دوره ی ششم مجلس شورای اسلامی را، که توسط شورای محترم نگهبان انجام شده است، به زادسر نسبت داده ، و به آن شورای محترم، جسارت غير قابل بخشش روا داشته است، به اين سوء تيتر « همشهری » که در بالای صفحه ی مصاحبه آورده شده است، توجه بفرماييد: « زادسر : متشنج ترين دوره از ادوار ششگانه مجلس دوره ششم است که به هر دليلی که قطعاً مصلحتی بوده ما آن را تأييد کرديم »، و اکنون نظر شريف شما خوانندگان محترم را به عين جمله ای که در خصوص تأييد انتخابات مجلس ششم، عرض کرده ام، جلب می نمايم تا مستحضر بشويد که وقتی تيغ به کف زنگی مست بيفتد چه می کند: خبرنگار می پرسد؛ يعنی معتقديد که مصلحتی تأييد شده است ( انتخــابـات دوره ی ششم ) ؟! و بنده پاسخ می دهم: ( عين جملات ضبط شده ) حالا هر چی بوده، به هر دليلی که بوده و قطعاً مصلحتی تأييد کردند، به اعتقاد بنده، ولی حالا به هر دليلی که تأييد کرده ( شورای نگهبان )، ما بعد از اينکه شـــورای نگهبــان تأييد کرد، می گوييم سمعاً و طاعتاً، روی چشم ما، . . . ».

 

و خلاصه ی کلام اينکه؛ آن مصاحبه ی منتشر شده مالامال است از آنچه که نمونه های مختصری از آنها را به ملاحظه فرموديد، و ذکر تمامی آنها از حوصله اين نوشتار خارج است، و شما خود می خوانيد، حديث مفصل اين مجمل را.

 

  و اما؛ سخن آخر: ممکن است کسی با خود انديشيده باشد که آن چه را که صاحب اين قلم مهم دانسته و بدان پرداخته است، از اهميت خاصی برخوردار نبوده و احتمالاً کسی به اين نکات ريز توجهی نکرده باشد، در پاسخ عرضه می دارم که چنين نيست، چرا؟ برای اينکه معمولاً خوانندگان محترم نشريات اهل فضل هستند و قضاوتهايشان از اطلاعاتشان نشأت می گيرد و به همين علت است که ارباب جرايد سعی می کنند تا مخاطبين خود را با افکار و عقايد خويش همراه سازند، و به همين دليل است که « همشهری » سعی کرده است با ادبيات خاصی که پيام ويژه ای برای خوانندگان محترم دارد، چهره ی دلخواه خويش را از زادسر جيرفتی به تصوير بکشاند و چنانچه در اينجا بنا به هر دليلی خاموشی پيشه شود، جفا بر امثال زادسر که بسيارند، خواهد رفت و « همشهريان » با خيال راحت همانند گذشته . . . ! و خوانندگان محترم هم که از چند و چون ماجرا، بی خبر هستند و مأمور به ظاهر می باشند، همان برداشت و قضـاوتی می کنند که چرخانندگان « همشهري‌ها » طالب آن هستند و به همان تصميمی می رسند که آنها آرزو دارند .

 

اللهم اجعل عواقب امورنا خيراً

 

اللهم لا تجعل الدنيا اکبر همّنا و لا تسلط علينا من لا يرحمنا

 

بحق فاطمه و ابيها و بعلها و بنيها، صلوات الله و سلامه عليها و عليهم اجمعين

 

طلبه ی بسيجی:

 

علی زادسرجيرفتی

 

نماينده ی دوره های چهارم و پنجم

 

مردم جيرفت و عنبرآباد درمجلس شورای اسلامی

 

 

   كاربر گرامي مستحضر باشيد كه آنچه كه در پی می‌آید در بيست‌ودوم‌تيرماه‌یكهزاروسيصدوهشتادودو تهيه و تنظيم شده است ،به رغم اين‌كه نگارنده در آن زمان به دلایلی كه واقف هستید توفیق خدمتگزاری مردم عزيز و شريف جيرفت و عنبرآباد را از دست داده بود و هيچ‌گونه مسؤولیت قانونی نداشت، بازهم بنا بر فرمایش آنان اطلاعات دقيق و قطعي بيش‌از یكصدوپنجاه مورد از ناامني‌های مزمن و غیرقابل توجیه جيرفت و عنبرآباد را از منابع مطمئن جمع‌آوري كرد و نامه‌ی ذيل را برای مراجع ذیصلاح ارسال نمود كه نتایچ بسیار خوبی داشت و بعد ازآن  گردان‌های ویژه در منطقه مستقر شدند و ارمغان‌آور امنیت گردیدند و به همین دلیل نامه‌ایی دیگر تحت عنوان تشكر مردم جیرفت و عنبرآباد تقدیم مقامات مربوط گردید كه آن‌هم بعداز ملاحظه موارد دقیق و غیرقابل خدشه‌ی ناامنی‌ها، تقدیم می‌گردد. 

 

« دورنگـــار »                       « 22/4/1382 »

 

 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم

 

حضور شريف رؤساي معزز قواي مجريه و قضائيه‌ي جمهوري اسلامي ايران زيدعـــزهما

 

حضور شريف اعضاي معزز شوراي‌عالي‌امنيت‌ملي زيدعـــزهم

 

 ســـلام عليكم

 

 با احترام بسيار و ضمن عرض تسليت به مناسبت ايام سوگواري سالگرد شهادت مظلومانه و غريبانه‌ي بي‌بي‌دوعالم حضرت صديقه‌ي طاهره، ام‌ابيها و ام‌الائمه سلام‌الله‌عليهاوعليهم‌اجمعين، به استحضار مي‌رساند:

 

 بديهي است كه نوشتن‌ نامه‌هايي اين‌چنيني و پي‌گيري مطالب مهم ضمائم آن‌ها، بعد از پيروزي‌شكوهمند‌انقلاب‌مقدس‌اسلامي‌ايران، و مطابق قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، از حقوق مسلم ديني، ملي، قانوني و شهروندي آحاد ايرانيان است. علاوه بر اين، امثال صاحب اين سطور كه محل رجوع ولي نعمتان خودشان(مردم) هستند، مسؤوليت مضاعف دارند.

 

بنا بر آنچه كه اشارت رفت، نگارش نامه‌ي مورخ 23/3/1382 علي زادسرجيرفتي خطاب به رياست محترم جمهوري پيرامون ناامني‌هاي مزمن، خطرناك، و خانمان‌سوز شهرستان هاي جيــرفت و عنبــرآباد، كه نسخه‌اي از آن را به همراه پيوست مورد استنادش، به محضر مباركتان تقديم مي‌دارد، محمل ديني، ملي و شهروندي غيرقابل خدشه داشته است. كتابت اين مرقومه نيز چنين است.

 

 شيفته‌گان قدرت، خسته‌گان خدمت، تشنه‌گان ثروت، طالبان شهرت، ذليلان رياست و از اين قماش، با استحمار و  استثمار برخي از قلم به دستان مزدبگير و با اعانت از هنر منحرف شده‌ي آنان، پس از دشنام‌هاي بسياري كه نثار نماينده‌ي دو دوره‌ي مجلس شوراي اسلامي فرموده‌اند بر او خورده گرفته‌اند كه چرا با تحرير رساله‌ي مورد اشاره، باعث شده‌ است كه :

 

1- زحمات سربازان گمنام نظام مقدس اسلامي و خدمات نيروي زحمتكش انتظامي ناديده گرفته‌ شود و جايگاه‌ رفيع آنان تضعيف گردد(!) ؟.

 

2-پيشرفت صنعتي و كشاورزي جيرفت و عنبرآباد، كند شود(!) ؟.

 

3- جيرفت و عنبرآباد، به عقب برگردد(!) ؟.

 

4- قاتلين قسي‌القب و خودسر قتل‌هاي محفلي و خودسرانه‌ي كرمان، به فراموشي سپرده شوند(!) ؟.

 

5- سرمايه‌گذاران داخلي و خارجي از جيرفت فرار بكنند(!) ؟.

 

6- موقعيت انتخاباتي خودش تثبيت بشود(!) ؟.

 

و بسيار است رطب و يابس‌هاي اين‌گونه اي كه قلم فرسايان مزدور و سخن‌پراكنان وام‌دار، با افكار سخيف خود و بدون پشتوانه‌ي منطقي، به هم‌بافته‌اند كه پرداختن بيش از اين به آن‌ها، تضييع حقوق خوانندگان محترم مي‌باشد كه الحمدلله جملگي آنان از كبار كشور و عقلاي ملت هستند. آنچه‌كه مايه‌ي حيرت مردمان تيزهوش مناطق يادشده است و موجب نگراني مي‌باشد، ادعاي بسيار مضحك و بي‌اساس سرپرست محترم فعلي فرمانداري جيرفت مي‌باشد كه سخنران اصلي و معروف ستاد انتخاباتي آن كسي بوده است كه در انتخابات ميان‌دوره‌اي جيرفت به مجلس به اصطلاح اصلاحات فرستاده شده است و اكنون هم به منزله‌ي همه‌كاره‌ي او مي‌باشد. ادعاي عجيب و غريب مقام محترم مزبور عبارت است از : (نقل‌به‌مضمون) ؛« در حقيقت، جيرفت و عنبرآباد، از امن‌ترين مناطق كشور ايران و شهرستان‌هاي استان كرمان، مي‌باشند(!)».

 

صداي صاحب اين ادعاي خلاف واقع در حالي گوش شنواي مردمان هوشيار جيرفت و عنبرآباد را ‌آزرده است كه چشمان تيزبين آنان شاهد و ناظر بوده‌اند كه طي پانزده‌ماه ( حدود شش‌ماه آن را نامبرده رئيس شوراي تأمين شهرستان‌هاي مذكور بوده است )، بيش از يكصدوپنجاه(150) مورد از انواع ناامني‌هاي اكثراً مسلحانه، به وقوع پيوسته است. به طور متوسط هر ماهي ده(10) مورد.

 

اين‌هم يكي ديگر از مشكلات عجيب شهرستانهاي مورد اشاره و از عجايب روزگار ما مي‌باشد كه مسؤول مستقيم تأمين امنيت مناطق ياد شده، ناامني‌هاي مسلحانه‌اي را كه اكثر قريب به‌اتفاق بانيان آن‌ها را ناشناس اعلام كرده‌اند، منكر مي‌شود و قتل‌ها و گروگان‌گيري‌ها و سرقت‌هايي را كه روز روشن، در ملاءعام و در وسط شهرهاي جيرفت و عنبرآباد صورت گرفته است و با صداي مهيب شليك مسلسل كلانشينكف‌ها، دل مردمان بالاخص زنان باردار را به لرزه در آورده است، آن‌هم حدوداً در يكصدوپنجاه‌متري(150) پاسگاه‌شهري جيرفت، خانوادگي و فاميلي معرفي مي‌كند و مي‌فرمايد(نقل‌به‌مضمون) :

 

« ما كه نمي‌توانيم در هر منزلي يك مأمور مستقر نماييم تا اقوام و فاميل‌هاي جيرفتي و عنبرآبادي يكديگر را نكشند(!) ». شايد در طول تاريخ گذشته و حال جيرفتيان و عنبرآباديان، هيچ قلم به دست مزدوري و يا سخنران وام‌داري و يا گستاخ و قلدري، جرأت نكرده باشد كه چنين جسارت بزرگ و دشنام تلخي را به ساحت محترم مردم جيرفت و عنبرآباد، روا بدارد. آيا نبايد گوينده‌ و يا نويسنده‌ي اين دشنام بزرگ را ......؟!. به راستي چند مورد از يكصدوپنجاه‌وسه(153) موردي كه در پي خواهد آمد، خانوادگي و فاميلي است؟!.

 

 به راستي كه اين سخن دردناك‌ترين دشنامي است كه تا كنون مردم باشخصيت و بافرهنگ جيرفت و عنبرآباد، شنيده و خوانده‌‌اند. به رغم ميل باطني‌ و از باب وظيفه‌ي ديني و ملي، به پيوست  فهرست بلند يكصدوپنجاه وسه ( 153 ) مورد از قتل، غارت و آدم‌ربايي‌هايي را كه اكثراً مسلحانه بوده است و در مدت كوتاه پانزده ماه گذشته اتفاق افتاده است و  بنده به نوعي در جريان آن‌ها قرار گرفته‌ام، تقديم مي‌دارم تا هم شما حضرات بزرگوار مستحضر باشيد و هم ملت ايران بداند كه در جيرفت و عنبرآباد، حكومت كنندگان سوء استفاده‌گر از حماسه‌ي ملت ايران در دوم‌خرداد‌يك‌هزاروسيصدوهفتادوشش، چه كرده‌اند؟.

 

البته مطمئن باشيد كه سرمايه داران و يا سرمايه‌گذاران مورد ادعاي آقايان، از هر كس ديگري حتي مقامات ارشد آن ديار، از اوضاع ناامني‌هاي جيرفت و عنبرآباد، اطلاعات بيشتري دارند. مگر مي‌شود باور كرد كه سرمايه گذاراني پيدا شده‌اند كه قبل از تحقيق و تفحص دقيق و كامل راجع به امنيت، فرهنگ، مسايل اجتماعي و . و ... ، منطقه‌اي را كه مي‌خواهند در آنجا سرمايه‌گذاري كنند، اقدام به كاري توليدي و مفيد، كرده باشند ! حاشا و كلا. تا مجدداً امنيت نسبي در جيرفت و عنبرآباد برقرار نشود، هركس مدعي سرمايه‌گذاري بخش خصوصي در جيرفت بشود، گزافه‌گويي بيش نيست.

 

 چنانچه خداي ناكرده تحرير و تهيه‌ي مثل اين نوشته و اوراق همراهش را، منافي حق و حقوق ديني، ملي، و شهروندي همانند نويسنده كه طلبه‌اي است بسيجي و همگي شما بزرگواران او را به خوبي مي‌شناسيد و از عشق سلول‌ـ سلول وجودش به ولايت فقيه و انقلاب‌اسلامي با خبر هستيد، مي‌دانيد، اعلام فرماييد تا بعد از اين، اين بازمانده از قافله‌ي عشاق سينه‌چاك، اقدام به ارتكاب تخلفاتي از اين دست، ننمايد.

 

 ضمناً، بعيد به نظر مي‌رسد كه در كشوري كه اسناد طبقه‌بندي شده‌ و حتي فوق‌سري آن، در اختيار دشمنان اسلام و قرآن قرار مي‌گيرد و آب از آب تكان نمي‌خورد، عاقلي پيدا بشود و فهرست كردن ناامني‌هايي كه همانند خوره تاروپود مناطق مذكور را مي‌خورد و مردمان نجيب، شريف و صبور آن ديار را كه سخت ولايت‌مدار و عميقاً محب اسلام و انقلاب اسلامي هستند، رنجور مي‌دارد، براي مقامات مسؤول تا مطلع بشوند و چاره اي انديشه فرمايند، جزو موارد محرمانه تلقي نمايد.

 

 بد نيست كه بدانيد ؛  هر كار قابل ملاحظه، هر طرح مفيد و عام‌المنفعه، هر جاده‌‌وپل ساخته‌شده، هرمدرسه‌ي احداث گرديده از جمله شهرستان شدن بخش عنبرآباد، و . و ، كه در مناطق جيرفت و عنبرآباد صورت گرفته است و به بهره‌برداري رسيده است (خصوصاً ايجاد امنيت كه توسط لشكرظفرمند 41ثارالله، و با دستور فرماندهي معظم‌كل‌قوا روحي‌فداه، به وقوع پيوسته است )، از سال 1371 تا سال 1380 در دولت سازندگي حضرت‌آيه‌الله‌هاشمي‌رفسنجاني و با دستورات قاطع حضرت ايشان و وزيران محترمش و پي‌گيري نماينده‌ي وقت آن ديار، شروع شده و رقم خورده است.

 

 اگر  طي سال‌هاي اخير، كار قابل ملاحظه‌اي صورت گرفته است‌ كه ‌شروع ‌و‌ اصل ‌آن ‌به‌ دولت‌ سابق ‌وپي‌گيري‌اش به نماينده‌ي‌قبلي، برنمي‌گردد، نگارنده ‌از ‌آن  بي‌اطلاع است.

 

خوب است مقامات محترم به اصطلاح دوم خردادي مناطق ذكر شده گزارشي مستند و دقيق، راجع به عملكرد خويش منتشر فرمايند « تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد ».

 

 البته به جز مواردي كه برمي‌گردد به توزيع ناعادلانه‌ي ده‌ها ميليارد تومان پول‌هاي كلاني كه براي خسارت ديدگان از خشكسالي‌هاي اخير تخصيص يافته بود و در سال جاري هم اختصاص يافته است.

 

 واي بر احوال مردم مناطق مطمح‌نظر با اين مقامات ارشد اجرايي كه بر آنان حكومت مي‌كنند. صد واي بر كساني‌كه‌ امروز و فردا و فرداها ‌مي‌خواهند آزادانه اظهار نظر نمايند و  چرخش زندگي خويش را با ساز ي كه آنان كوك مي‌كنند، تنظيم نمايند.

 

رؤساي محترم و معزز قواي قضائيه و مجريه، اعضاي محترم و معزز شوراي عالي امنيت ملي، قاعدتاً مستحضر هستيد كه اكثريت قاطع ملت شريف و نجيب ايران از گراني، فقر، تبعيض، ظلم، مفاسداقتصادي، فاصله‌ي طبقاتي، سوءاستفاده از رانت و موقعيت مديريتي برخي از مقامات و. و. ... ، رنج مي‌برد. بدانيد و مستحضر باشيد كه قاطبه‌ي ملت جيرفت و عنبرآباد، قبل از همه‌ي موارد سوئي كه اشارت رفت، از ناامني‌هاي پياپي و مسلحانه، در رنج و عذاب است. اولين و بزرگ‌ترين تقاضاي آنان، ايجاد امنيت است.

 

{mospagebreak}

 

خدايا تو شاهدي كه اين بنده‌ي ذليل و كوچك درگاهت، تواني به جز نگارش و ابزاري به غيراز قلم ندارد تا از ولي نعمتان خويش دفاع نمايد. « لايكلف الله نفساً الا وسعها »

 

 

ارادتمند اعضاي محترم و معزز شوراي عالي امنيت ملي ؛

 

علي زادسرجيرفتي

 

خدمتگزار كوچك مردم شريف جيـرفت و عنبـرآباد

 

 در دوره‌هاي چهـارم و پنـجم مجلس شوراي اسلامي كه  صبورند و خسارت ديده از شرارت اشرار شرير و مسلح

 

 رونوشت:

 

 رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام جهت استحضار و صدور دستور مقتضي.

 

خبرگزاري‌هاي  واحد مركزي خبر، ايسنا، ايلنا، ايرنا، فارس و روزنامه‌هاي كثيرالانتشار، جهت انعكاس مشكلات مردم جيرفت و عنبرآباد از ناحيه‌ي اشرار مسلح، با هر اقدامي كه صلاح مي‌دانند و مفيد مي‌پندارند.

 

فهرست دقيق يكصدوپنجاه‌وسه (153) مورد قتل، گروگان گيري و سرقت اكثراً مسلحانه و    غيرمسلحانه در شهرستان‌هاي جيـرفت و عنبـرآباد ، كه  نگارنده (علي زادسرجيرفتي)، طي پانزده‌ماه(15)  گذشته از طريق اطلاع رساني برخي از مردمان شريف مناطق ياد شده، در جريان آنها قرار گرفته است :

 

 

1- 4/4/1382 ، مصادف است با قتل مرحوم اصغر سالاري با اسلحه‌ي كلانشينكف در يكصدوپنجاه‌متري (150) پاسگاه شهري جيرفت.

 

2-  26/3/1382 ، روز سرقت مسلحانه‌ي(با سلاح كمري) وجوه‌نقد و چك‌هاي مسافرتي بانك كشاورزي شعبه‌ي سازمان كشاورزي جيرفت در ساعت 13:30 بعدازظهر مي‌باشد.

 

3-  12/4/ 1382 ، روز تيراندازي وحشت‌زا و رعب‌انگيز در سطح شهر عنبرآباد ، است.

 

4-   29/4/1382 ،همان روزي است كه افراد مسلح، پس از مسدود نمودن جاده‌ي مردهك‌عنبرآباد، وجوه‌نقد مسافران ميني‌بوسي را به يغما بردند و فرماندهي محترم پاسگاه مردهك و همراهش (آقاي‌منصور عليمرادي) را به گلوله بستند و زخمي كردند.

 

5-  8/3/1382 ، روز تلخ قتل آقاي جلال ملايي فرزند عزيز به وسيله‌ي‌اسلحه‌ي‌كلانشينكف در دانشگاه‌آزاداسلامي‌واحد‌جيرفت واقع در مركز شهرستان جيرفت، مي‌باشد.

 

6-  17/3/1382 ، آن روزي است كه مرحوم رحيم سالاري با ضربات پي‌درپي چاقو، آنهم درست در مقابل چشمان حيرت زده‌ي پزشك محترم پزشكي قانوني جيرفت، به قتل رسيد!!.

 

7-   9/4/1382 ،  آن روزي است گلوله، به سوي فردي به نام همت، در شهرستان عنبرآباد، شليك شد.

 

8- 14/4/1382 ، آن روزي است جسديك‌خانم در كانال‌آبي‌كه در‌پنج‌كيلومتري شهرجيرفت قرار دارد، كشف شد.

 

9-   28/4/1382 ، روز پيدا شدن جسدي ناشناس در روستاي مگسي، است.

 

10-      3/4/1382 ، همان روز به رگبار بستن منزل آقاي حسين دريني واقع در عنبرآباد، مي‌باشد.

 

11-      6/4/1382 ، روز، ضرب‌وشتم شديد آقاي عبدالله كردستاني در روستاي‌كلاب‌صوفيان توسط فردي مسلح به كلانشينكف مي‌باشد.

 

12-      12/4/1382 ، روز، تيراندازي چهارنفرمسلح به سوي آقايان؛ منصور و محمدرضا رودباري در روستاي ساغري در نزديكي شهرجيرفت.

 

 13-      18/3/1382 ، روزي است كه در شهرستان عنبرآباد، دونفر كلانشينكف به‌دست، موتورهونداي آقاي مختار سعيدي را به سرقت بردند.

 

14-      18/3/1382 ، روزي است كه خودروي‌پيكان آقاي عباس كمشكي را از داخل پاركينگ شهرداري جيرفت، دزديدند و سوار شدند و رفتند.

 

15-    31/3/1382 ، روزي است كه موتورسيكلت‌ياماهاي آقاي حسينجان بلندنظر را چهار نفر مسلح، به سرقت برده‌اند، آنهم درست از وسط شهر جيرفت و درمقابل چشمان خيره شده‌ي بچه‌هايي كه در كوچه‌ي مقابل در ورودي منزلشان، مشغول بازي بودند.

 

16-    10 /4/1382 ، روزي است كه موتورسيكلت‌هونداي آقاي محسن اماني را دونفر مسلح از نزديكي سپاه‌پاسداران‌انقلاب‌اسلامي، به سرقت مي‌برند.

 

17-      12/3/1382 ، روزي است كه موتورهاي سواري آقايان؛ خدارضا مرادي و محمود جلالي را افراد مسلح، دزديدند و بردند.

 

18-    30/3/1382 ، روزي است كه در روستاي سرجنگل‌پوركي از توابع بخش‌مردهك عنبرآباد، شش‌نفر مسلح شخصي را به نام آقاي يارمحمد، به گروگان گرفتند و مردم منطقه‌ي مذكور را به شدت مضطرب ساختند.

 

19-      17/3/1382 ، روزي است كه شش نفرمسلح آقاي محدرضا خسروي را به گروگان گرفتند و موتورسيكلت او را دزديدند.

 

20-    8/3/1382 ، روزي است كه در روستاي دوبنه از توابع بخش مركزي جيرفت، دو نفرمسلح با زور تفنگ، مبلغ دويست‌وپنجاه هزارتومان وجوه‌نقد آقاي علي بهزادي، به سرقت بردند.

 

21-      15/3/1382 ، روزي است كه شش نفر مسلح‌، آقاي حبيب محمدي را در روستاي تيغ سياه از توابع عنبرآباد، مجروح ساختند و متواري شدند.

 

22-      21/3/1382 ، روزي است كه با اسلحه‌ي كلانشينكف، منزل معين توكلي را به رگبار بستند و فرار كردند.

 

23-      21/6/1382،‌روزي است كه آقاي ‌سليمان‌ اميري،‌‌ساكن‌ روستاي ‌عباس‌آباد ‌‌عنبرآباد‌ را، افراد‌ مسلح ‌به ‌كلانشينكف، زخمي‌ساختند ‌و ‌گريختند.

 

24-      28/3/1382 ، روز، زخمي شدن آقاي روح‌الله مشايخي از ناحيه‌ي كمر، مي‌باشد(روستاي‌طوهان).

 

25-    13/2/1382 ، برابر است با كشته ‌شدن آقاي محمد فرهنگ در روستاي فرخ‌آبادعنبرآباد، به دست افراد مسلح جهت مقاومت در مقابل خواسته اشرار كه همانا موتورسيكلت آن مرحوم بوده است.

 

26-      22/1/1382 ، مصادف است به غوطه‌ور شدن آقاي رضا ساردويي در خون خويش، در شهرك‌آزادگان عنبرآباد.

 

27-    4/3/1382 ، روزي است كه شش(6) نفر مسلح، شش‌(6) دستگاه كولرگازي، يك‌دستگاه‌رايانه، و ....، شركت‌كشت‌وصنعت‌جيرفت را واقع در علي‌آبادعمران، به سرقت بردند.

 

28-    27/2/1382 ، همان‌روزي است كه دو نفر دزد مسلح، تفنگ و تلفن همراه يكي از مديران مطرح ادره‌ي كل اطلاعات استان كرمان را در جاده‌ي درب‌مزار-راين، ربودند و متواري شدند.

 

29-    16/3/1382 ، روز، به گروگان‌گرفتن پسر شش‌ساله‌ي آقاي احمد بدري توسط سه نفر مسلح ناشناس در روستاي عباس‌آباد اسفندقه، مي‌باشد و تا اين لحظه هيچ‌گونه خبري از پسرك ربوده شده به دست نيامده است.

 

30-      15/3/1382 ، روزي است كه آقاي چنگيز رودباري را از علي‌آباد سازمان، به گروگان بردند.(سه‌نفر‌مسلح).

 

31-      21/1/1382 ، آدم‌ربايان تفنگ به دست، آقاي حسن تام‌نيا را از مركز‌عنبرآباد، ربودند.

 

32-      21/1/1382 ، آدم‌ربايان تفنگ به دست، آقاي سعيد جعفري را از مركز‌عنبرآباد، ربودند.

 

33-      30/8/1381 ، آدم‌ربايان تفنگ به دست، خانم م ـ ر را از مركز‌عنبرآباد، ربودند.

 

34-      1/6/1381 ، آدم‌ربايان تفنگ به دست، آقاي كرامت ريگاني را از مركز‌عنبرآباد، ربودند.

 

35-      1/4/1381 ، آدم‌ربايان تفنگ به دست، آقايان‌:علي‌توكلي و چراغ‌ بران را از مركز‌عنبرآباد، ربودند.

 

36-      4/9/1381 ، آدم‌ربايان تفنگ به دست، خانم ز ـ غ  را از مركز‌عنبرآباد، ربودند.

 

37-      22/12/1382 ، آدم‌ربايان، خانم الف ـ  الف  را از مركز‌ جيرفت، ربودند.

 

38-      22/12/1381 ، آدم‌ربايان تفنگ به دست،  آقاي احمد رئيسي را از مركز‌ جيرفت، ربودند.

 

39-      16/11/1381 ، آدم‌ربايان تفنگ به دست،  آقاي رضا سالاري را از مركز‌ جيرفت، ربودند.

 

40-      21/10/1381 ، آدم‌ربايان تفنگ به دست،  شخصي به نام اسماعيلي را از مركز‌ جيرفت، ربودند.

 

41-      30/4/1381 ، آدم‌ربايان،  خانم ن -  د  را از مركز‌ جيرفت، ربودند.

 

42-      1/5/1381 ، آدم‌ربايان تفنگ به دست،  آقاي بهروز نصيري را از مركز‌ جيرفت، ربودند.

 

43-      9/1/1381 ، برابر است با به گروگان‌گرفتن آقاي انتظاري يزدي توسط افراد مسلح.

 

44-      18/2/1381 ،  برابر است با به گروگان‌گرفتن آقاي علي استوان(بلوك)توسط افراد مسلح.

 

45-      4/3/1381 ، برابر است با به گروگان‌گرفتن آقاي حميدبنده‌اي(كت‌گرگ) توسط افراد مسلح.

 

46-      31/3/1381 ، برابر‌است‌با‌‌به‌گروگان‌گرفتن‌آقاي‌عباس‌فرضي‌پور(روستاي‌ورامين)توسط‌افراد مسلح.

 

47-      25/5/1381 ، برابر است با به گروگان‌گرفتن آقاي امين حمزه‌اي(كلجك)توسط افراد مسلح.

 

48-      24/7/1381 ، برابر است با به گروگان‌گرفتن آقاي صابر عبدالله‌زاده(آبگرم)توسط افراد مسلح.

 

49-      25/7/1381 ، برابر است با به گروگان‌گرفتن آقاي برزعلي جوهري(حسين‌آبادبلوك) توسط افراد مسلح.

 

    50-      9/8/1381 ، برابر است با به گروگان‌گرفتن آقاي كيومرث دبير(علي‌آبادعمران) توسط افراد مسلح.

 

51-      26/8/1381 ، برابر است با به گروگان‌گرفتن آقاي رحمان يزدي توسط افراد مسلح.

 

52-      27/8/1381 ، برابر است با به گروگان‌گرفتن آقاي حسن بوزك(كلاب‌صوفيان) توسط افراد مسلح.

 

53-      15/9/1381 ، برابر است با به گروگان‌گرفتن خانم م ـ م (مردهك).

 

54-     19/9/1381 ، برابر است با به گروگان‌گرفتن آقاي حسين سيدي توسط افراد مسلح.

 

55-      30/10/1381 ، برابر است با به گروگان‌گرفتن آقاي كيانفر افتخاري(سقدر)توسط افراد مسلح.

 

56-      9/11/1381 ،  برابر است با به گروگان‌گرفتن آقاي محمد سالارپور توسط افراد مسلح.

 

57-      15/11/1381 ، برابر است با به گروگان‌گرفتن پسر آقاي مهردل رئيسي(جهادآباد) توسط افراد مسلح.58-      19/12/1381 ، برابر است با به گروگان‌گرفتن آقاي سليم آبيار(فرزند منصور)توسط افراد مسلح.

 

59-      25/12/1381 برابر است با به گروگان‌گرفتن پسر بچه‌اي به‌ نام آقاي علي ميراحمدي( روداب).

 

60-      27/2/1381 ، روز به قتل رسيدن آقاي غلامرضا رئيسي در دوبنه، به ضرب گلوله‌هاي آدم‌كشان مسلح.

 

61-      26/2/1381  ، روز به قتل رسيدن آقاي عباس شيخ در ابتداي جاده‌ي بلوك، به وسيله‌ي آدم‌كشان.

 

62-       2/3/1381 ، روز به قتل رسيدن خانم زرملك نارويي(جبالبارز) ، به ضرب گلوله‌هاي آدم‌كشان مسلح.

 

63-      1/7/1381 ، روز به قتل رسيدن آقاي امين تراز، به ضرب گلوله‌هاي آدم‌كشان مسلح.

 

64-      8/7/1381 ، روز به دارآويختن آقاي اسحق شهدادي در مركز شهر جيرفت.

 

65-      12/7/1381  ، روز به قتل رسيدن آقاي جلال رئيسي، توسط آدم‌كشان، در مركز جيرفت.

 

{mospagebreak}

 

66-      ـ ـ ـ ـ  ، روز به قتل رسيدن آقاي عنايت‌الله سيف الديني، توسط آدم‌كشان، در مركز عنبرآباد.

 

67-      21/8/1381، يعني روز به قتل رسيدن آقاي محمد شهدادي، توسط مأموران ايست‌بازرسي(دلفارد).

 

 68-      ـ ـ ـ ـ ـ ، روز كشف جسد آقاي علي‌رضا زحمتكش در روستاي هوكرد.

 

69-      9/9/1381 ، روز كشته شدن و به آتش كشيدن شخصي به نام آقاي مهدي چوپان، در روستاي زاخت.

 

70-    12/11/1381 ، همان روزي است كه در جنب قبرستان جيرفت(وصل است به شهر جيرفت) كه آقاي محمد اميري(معروف به محمدشطي) به ضرب گلوله‌هاي مسلسل كلانشينكف، سوراخِ- سوراخ مي‌شود.

 

71-      16/1/1382 ، برابر است به تيرباران شدن آقاي مجيد صفي‌زاده در مركز عنبرآباد.

 

72-      18/1/1382 ، روز، قتل آقاي اصغر سالاري مي‌باشد.

 

73-       2/3/1382 ، روز كشته شدن آقاي امين سليماني در روستاي كهورئيه، به ضرب گلوله مي‌باشد.74-      1/3/1382 ، روزي است كه خانم صديقه ساردويي با سلاح دست‌ساز به قتل مي‌رسد.

 

75-      29/12/1382 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي رضا علي‌توكلي( گزآباد، مسلحانه ).

 

76-      29/12/  1382، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي شهداد صديقي(منطقه‌ي‌بلوك.

 

77-      12/2/1382  ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي قاسم تك‌مار( جزفطن، مسلحانه ).

 

78-      7/2/1382   ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي يدالله رئيسي( جهادآباد، مسلحانه ).

 

79-      21/1/1382 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي تيمور پلاشي( مرادآباد، مسلحانه ).

 

80-      24/1/1382 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي سهراب كشيتي(علي‌آباد سازمان، مسلحانه ).

 

81-      16/1/1382، روز به سرقت بردن سي رأس گوسفند از آقاي نواب احمدي( مسلحانه ).

 

82-      7/1/1382 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي رمضان آذرنگ( خرپشت، مسلحانه ).

 

83-      5/1/1382 ، روز به سرقت بردن وجوه‌نقدي‌كارگران‌نرماشيري(حاشيه‌ي جاده‌ي‌عنبرآباد، مسلحانه).84-      9/12/1381  ، روز به سرقت بردن وجوه‌نقدي رانندگان عبوري ( شهرجبالبارز، مسلحانه ).

 

85-      4/12/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي محمد پرناك( كوه‌دوساري، مسلحانه ).

 

86-      17/11/1381 ، روز به سرقت بردن ماشين آقاي گرام اميرمحمودي( دلفارد، مسلحانه ).

 

87-      13/11/1381 ، روز به سرقت بردن گوسفند آقاي اصغر بيدشكي( ميثم‌آباد، مسلحانه ).

 

88-      13/11/1381 ، روز به سرقت بردن‌وسايل‌شخصي آقاي علي‌رضا بهمني(گرم‌سالاررضا، مسلحانه ).

 

89-      10/11/1381، روز به سرقت بردن گوسفندان آقاي دادمراد مشايخي( جگان، جبالبارز ).

 

90-      9/11/1381 ، روز به سرقت بردن وسايل مسافران جاده‌اي ( منطقه‌ي‌مطاع، مسلحانه ).

 

91-      29/10/1381 ، روز به سرقت بردن وجوه‌نقدي كشاورزان روستايي( اسدآباد، مسلحانه ).

 

92-      27/10 1381 ، روز به سرقت بردن ميني‌بوس آقاي مجيد مصطفوي( بهرام‌آبادبلوك، مسلحانه ).

 

93-      22/10/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي حسين صباحي( جبالبارز، مسلحانه ).

 

94-      19/10/1381 ، روز به سرقت بردن سيم‌هاي برق روستاي بيدخير ( بيدخير، مسلحانه ).

 

95-      17/10/1381 ، روز به سرقت بردن وجوه‌نقد آقاي بحيي سيستاني( هادي‌آباد، مسلحانه ).

 

96-      16/10/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي مختار هيجويي( سلمان‌آباد، مسلحانه ).

 

97-      15/10/1381 ، روز به سرقت بردن وجوه‌نقد آقاي ماشاءالله حاتمي( عباس‌آباد، مسلحانه ).

 

98-      10/10/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي احمد ساردويي( عنبرآباد، مسلحانه ).

 

995/10/1381،روزبه‌سرقت‌بردن‌موتورسيكلت‌آقاي‌هوشنگ‌دهقان‌به‌همراه‌وجوه‌نقد‌ايشان(دوكيلومتري‌شهر جيرفت، مسلحانه ).

 

100- 29/9/1381 ، روز به سرقت بردن‌خوراكي‌هاي‌منزل آقاي‌گل‌محمد سرحدي(احمدآبادعنبرآباد، مسلحانه ).

 

101- 5/10/1381 روز‌به‌سرقت‌بردن‌طلاو‌جواهرات‌همسر‌محترم‌آقاي‌مهدي‌سنجري(ده‌رضاي‌عنبرآباد،‌مسلحانه ).

 

102- 25/9/1381، روز به سرقت بردن وجوه‌نقدي منزل آقاي علي سنجري (علي‌آبادعمران،  مسلحانه ).

 

103- 24/9/1381 ، روز به سرقت بردن گوسفند آقاي احمد بيدشكي( هادي‌آباد، مسلحانه).

 

104- 16/9/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي علي سليماني( عنايت‌آباد، مسلحانه).

 

105- 15/9/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي علي‌عليمرادي(بهجرد، مسلحانه).

 

106- 15/9/1381 روز به سرقت بردن وجوه‌نقد راننده‌ي ماشين‌تويوتا(علاءالديني، مسلحانه).

 

107- 3/9/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي علي‌حيدري(شهرجيرفت، مسلحانه).

 

108- 6/9/1381 ، روز به سرقت بردن وجوه‌نقد آقاي اسحاق‌آبياژ(باغ‌باغوئيه، مسلحانه).

 

109- 30/8/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي احمد‌گيلاني(شهرجيرفت، مسلحانه).110- 27/8/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي اكبرساسان‌نسب(چاه‌افغان، مسلحانه).

 

111- 24/8/1381 ، روز به سرقت بردن ماشين‌تويوتاي آقاي محمود‌خبري(عنبرآباد، مسلحانه).

 

112- 6/8/1381، روز به سرقت بردن هشت (8) دستگاه موتورسيكلت باراهبندي جاده (اسفندقه، مسلحانه).

 

113- 30/7/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت‌هاي رهگذران(سورگاه‌اسفندقه، مسلحانه).

 

114- 30/7/1381  ، روز به سرقت‌بردن‌خودروي آقاي مسعودسالاري(سورگاه‌اسفندقه، مسلحانه).

 

115- 25/7/1381  ، روز به سرقت بردن خودروي آقاي حسين افشار(جاده‌ي‌عنرآباد، مسلحانه).

 

116- ـ ـ ـ ـ ،  ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت و ماشين (كلوك‌اسفندقه، مسلحانه).

 

117- 23/6/1381 ، روز به سرقت بردن وجوه‌نقد واحشام‌آقاي احمد گرگندي(ده‌رضا، مسلحانه).

 

118- 5/6/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي مالك تاجيك(چناران، مسلحانه).

 

119- 5/6/1381 ، روز به سرقت بردن وجوه‌نقد آقاي علي پلاشي(كريم‌آباد).

 

120- 2/6/1381  ، روز به سرقت بردن خودروي آقاي بيژن سيستاني(هادي‌آباد، مسلحانه).

 

121- 2/6/1381  ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي ...تهوري(دوغ‌آباداسفندقه، مسلحانه).

 

122- 28/5/1381 ، روز به سرقت بردن وجوه‌نقد آقاي ابراهيم رودباري(عباس‌آبادعنبرآباد).

 

123-  30/5/1381 ، روز به سرقت بردن‌موتورسيكلت‌آقاي‌رضا‌آزادمهر(علي‌آبادعمران، مسلحانه).

 

124- 26/5/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت اداره‌ي‌ثبت‌واسناد(شهرجيرفت، مسلحانه).

 

125- 27/5/1381 ، روز به سرقت بردن وجوه‌نقد آقاي جمشيد محمدي(شهرجيرفت، مسلحانه).

 

126- 25/5/1381  ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت مركزبهداشت(شهرجيرفت).

 

127- 5/4/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي محمود آج(علاءالديني،مسلحانه).

 

128- 4/4/1381  ، روز به سرقت بردن وجوه‌نقد دو نفر افغاني(باقرآبادجيرفت، مسلحانه).

 

129- 4/4/1381 ، روز به سرقت بردن وجوه‌نقد يك راننده‌ي تريلر(جاده‌ي‌جيرفت، مسلحانه).

 

130- 15/4/1381 ، روز به سرقت بردن خودروي آقاي محمدعلي زابلي(سقدر، مسلحانه).

 

131- 13/3/1381 ، روز به سرقت بردن خودروي آقاي نعيمي(جاده‌ي‌جيرفت-بلوك).

 

132- 30/3/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي منصور بامري(سرگريج-بلوك).

 

133- 30/3/1381 ،روز‌كشتن‌آقاي‌ مجتبي فرزان و‌به‌سرقت‌بردن خودروي‌ايشان (نظم‌آبادعنبرآباد).

 

134- 14/3/1381 ، روز ‌زخمي ‌كردن ‌آقاي ‌موسي‌ عبداللهي ‌و ‌به ‌سرقت ‌بردن  موتورسيكلت ‌وي(شهرجيرفت).

 

135- 25/3/1381 ، روز سرقت موتورسيكلت آقاي حسن بادپر( داروئيه‌ي بلوك).

 

136- 22/3/1381 ، روز به سرقت بردن خودروي آقاي ابراهيم خواجه‌بهرامي(درياچه، مسلحانه).

 

137- 22/3/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي ناصر حمزه‌اي(نظم‌آباد، مسلحانه).

 

138- 19/3/1381 ، روز به سرقت بردن وسايل آقاي محمود كريمي(دوساري، مسلحانه).

 

139- 18/3/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي نعمت‌الله اميري(داروئيه، مسلحانه).

 

140- 13/3/1381 ، روز به سرقت بردن خودروي آقاي دادمراد طلايي(بلوك، مسلحانه).

 

141- 2/3/1381 ، روز به سرقت بردن خودروي آقاي ابراهيم اقتداري(دهنوفتح‌المبين، مسلحانه).

 

142- 4/3/1381 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي علي عباس‌پور(هوكرد، مسلحانه).

 

143- 28/2/1381 ، روز به سرقت بردن وجوه‌نقد و ساعت‌يك كاسب‌دوره‌گرد(ده‌پيش،مسلحانه).

 

144- 28/2/1381،روز‌به‌سرقت‌بردن‌خودرووسلاح‌مجازآقاي‌رضا دوست‌محمدي(دلفارد،مسلحانه).

 

145- 13/2/1381 ، روز به‌سرقت‌بردن‌موتورسيكلت‌آقاي‌علي‌شهدوستي(دهنوفتح‌المبين،مسلحانه).

 

146- 12/2/1382 ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي مجتبي ماراني(خاتون‌آباد،مسلحانه).

 

147- 7/2/1381، روز به سرقت بردن وسايل منزل آقاي محمود مشايخي(مسلحانه).

 

148- 4/2/1381 ، روز به سرقت بردن طلا و جواهرات دخترخانم آقاي گلمراد سالاري( ابراهيم‌آبادشوره‌اي، مسلحانه).

 

149- روز به سرقت بردن موتورسيكلت يكي از اهالي محترم روستاي مرادآباد( مسلحانه).

 

150- 19/1/1381، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي عبدالله اقتداري و زخمي نمودن ايشان(دهنوفتح‌المبين، مسلحانه).

 

151- 17/1/1381  ، روز به سرقت بردن موتورسيكلت آقاي علي خوشكام( مسلحانه).

 

152- 11/1/1381  ، روز به سرقت بردن خودروي آقاي احمد مختاري(دشت‌كوچ،مسلحانه).

 

153- 17/7/1381 ، روز به گروگان بردن پسر‌بچه‌اي به نام عبدالله اميري كچمي(طرج، مسلحانه).

 

 154- و. و . و........!!؟؟.

 

به راستي كه سرپرست محترم فعلي جيرفت كه سخنران معروف و . . .  انتخاباتي پسرعموي محترم فرماندار دوم‌خردادي سابق جيرفت مي‌باشد، به همراه خويش نزديكش(فرماندار سابق) كه برگزار كننده‌ي انتخابات ششم مجلس‌شوراي‌اسلامي بود، عجب امنيتي را در شهرستانهاي جيــرفت و عنبــرآباد، به وجود آورده‌اند؟!؟!.  

 

اگر امثال سخنران انتخاباتي آقاي نماينده‌ي‌ميان‌دوره‌اي كه با راهنمايي فرماندار سابق ( چندماهي است كه او را عوض كرده‌اند )، بعد از اين نيز مديريت شهرستان‌هاي جيــرفت و عنبــرآباد را به عهده داشته باشند، بايد دعا كنيم كه خدا رحم بكند به حال مردم جيــرفت و عنبــرآباد.

 

 

اللهم لا تجعل‌الدنيا اكبر همنا و لا تسلط علينا من لا يرحمنا

 

اللهم اجعل عواقب امورنا خير

 

اًاللهم‌صل‌علي محمدوآل‌محمد، صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم

 

ارادتمند اعضاي محترم و معزز شوراي عالي امنيت ملي ؛

 

علي زادسرجيرفتي

 

خدمتگزار كوچك مردم شريف جيـرفت و عنبـرآباد

 

در دوره‌هاي چهـارم و پنـجم مجلس شوراي اسلامي

 

 كه  صبورند و خسارت ديده از شرارت اشرار شرير و مسلح

 

تشكر مردم جيرفت و عنبرآباد از مقامات محترم خصوصاً نيروی زحمتكش انتظامی

 

{mospagebreak

 

نمـــــابـــــر

 

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم

 

 محضـر شـريف رؤساي محترم قواي مجريه و قضائيه زيدعزهما

 

 و اعضاي محترم شوراي‌عالي‌امنيت‌ملي زيدعزهم

 

و فرماندهي محترم نيروي‌انتظامي‌جمهوري اسلامي‌ايران زيدعزه.

 

ســـلام عــليكم

 

 با احترام بسيار و عرض ارادت خالصانه به استحضار مي‌رساند :در دهه‌ي اول شهريور ماه سال جاري خداوند متعال، توفيق زيارت مردمان متدين، ولايت‌مدار، قدرشناس و شهيد داده‌ي شهرستان‌هاي جيرفت و عنبرآباد را روزي اينجانب فرمود و از نزديك چهره‌هاي شاد و تبسم رضايت‌بخش آنان را مشاهده كرده و در جريان رضايت خاطر غيرقابل توصيف آن بندگان خوب خدا، از برقراي امنيت نسبي در جنوب شرق استان كرمان، قرار گرفتم. راقم اين سطور، بنا بر انجام وظيفه‌ي ديني، ملي، اخلاقي و شهروندي خويش و پيرو نامه‌هاي مورخ 23/3/1382 و 22/4/1382 ، بر خود فرض مي‌داند كه مطابق حديث مشهور « من لم يشكرالمخلوق، لم يشكرالخالق » تشكر عميق ، قدرشناسي فراوان و سپاس بي‌نهايت آحاد مردم منطقه خصوصاً خانواده‌هاي معظم شهداي عالي‌مقام و خودش را اعلام داشته و به محضر مباركتان ابلاغ نمايد.خداوند اين افتخار را نيز به نگارنده كه بنده‌ي سراپا تقصير و ناقابل درگاه با عظمت اوست، عطا فرموده است كه با قلم ، بيان و بضاعت مزجات خويش با افتخار اعلان نمايد كه : فضل پروردگار، توجه خداپسندانه‌ي رؤساي معزز قواي مجريه و قضائيه، لطف خاص و عنايت ويژه‌ي شوراي‌عالي‌امنيت‌ملي، دستورات قاطعانه و مقتدرانه‌ي سردار سرتيپ دكتر قـــاليبــــاف، هدايت و نظارت جدي سردار سرتيپ دارايي، فرماندهي محترم متدين و ولايت مدار ناحيه‌ي انتظامي استان كرمان، تجربه و سرعت عمل كم نظير ســردار ســرتيپ گـــريــزان، فرماندهي محترم قرارگاه مرصاد، همدلي و هماهنگي دستگاه قضائي جيرفت خصوصاً رؤساي  محترم دادگستري و دادگاه انقلاب، درايت، تدبير و خطرپذيري جناب سرهنگ اميــري، فرماندهي محترم منطقه‌ي انتظامي جيرفت و عنبرآباد، همت مردانه، رزم‌بي‌امان، عمليات‌هاي شبانه‌روزي و صاعقه‌وار گـــردان‌هاي ويـــژه‌ي « 105 » و « 110 » اعزامي از مركز استان، همراهي و هم‌ياري سربازان، درجه‌داران و افسران منطقه‌ي‌انتظامي‌جيرفت و حمايت، همكاري و تلاش مخلصانه و مجدانه‌ي سربازان گمنام امام زمان عليه‌السلام در استان و شهرستان‌هاي جيرفت، عنبرآباد و كهنوج، كه به بهترين وجه ممكن و ميسور، شامل حال جيرفتي‌ها، عنبرآبادي‌ها و كهنوجي‌ها شد، موجب گرديد تا دگرباره مردمان با خدا و باوفاي شهرهاي ياد شده، شهد شيرين امنيت را در كام دل خود بريزند و طعم دلچسب آسايش را در ذائقه‌ي معنوي خويش بچشند و شاهد مجازات جانيان و اشرار شرير و از خدا بي‌خبر باشند و به قدرت ، ابهت و قاطعيت نظام مبارك جمهوري اسلامي ايران و سرعت عمل عوامل دل‌سوز و فداكار آن، مباهات كنند.  بديهي است كه مساعدت بارز و پي‌گيري جدي ديگر مقامات ارشد جمهوري‌اسلامي ايران همانند وزير محترم كشور، استاندار محترم كرمان، و همفكري و همراهي فرمانداران محترم جيرفت، عنبرآباد و كهنوج، متضمن پيروزي قاطع و سريع سربازان و درجه‌داران شجاع و عمل كننده بوده است كه به عنوان عقبه‌ي جبهه‌ي آنان، تأمين كننده‌ي انواع احتياجات اين نوع عمليات‌ها بوده‌ است كه صميمانه از آنان تشكر كرده و قدرداني مي‌نماييم.در پايان ضمن تشكر مجدد، زبان حال ساكنان سرزمين سرسبز و پرسرو و پرنخل سبزواران را كه پر گنج نيز هست،( بالاخره معلوم نشد كه پنهان‌كاران كذايي در پنهان، چه بر سر گنج‌هاي كم‌نظير و بعضاً بي‌نظير پيدا شده‌ي‌مناطق باستاني جيرفت چه آوردند و چگونه آن آثار تاريخي و ذي‌قيمت را ..... !؟. )، در قالب شعار ذيل تقديم مي‌نمايد :

 

« نيــروي انتظــامي تشـكر ،  تشـكر »

 

شايان ذكر است كه ؛

 

1- در رأس تقاضاهاي جدي جمله‌ي جيرفتي‌ها، عنبرآبادي‌ها و كهنوجي‌ها، تداوم حضور گردان‌هاي ويژه‌ي اعزامي، استقرار دائمي آن يگان‌ها در منطقه و استمرار امنيت قرار دارد.

 

2-  نگراني شديد آنان از شرارت مجدد اشرار شرير و مسلح به انواع سلاح هاي سرد و گرم، كاملاً محسوس است و ملموس، كه ان‌شاءالله باهمت بلند جمهوري‌مقدس‌اسلامي‌ايران هرگز چنين مباد. 

 

والعاقبه للمتقين

 

والسلام عليكم و علي جميع عبادالله‌الصالحين

 

با سپاس و احترام؛

 

اقل‌الطلاب، علي زادسرجيرفتی

 

نماينده‌ي دوره‌هاي چهارم و پنجم مردم شريف جيرفت و عنبرآباد در مجلس شوراي‌اسلامی

 

 

رونوشت:

 

1-      رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام، جهت استحضار.

 

2-      خبرگزاري‌هاي واحد مركزي خبر، ايسنا، ايلنا، ايرنا، فارس، جهت استحضار و اقدام خداپسندانه.

 

3-      روزنامه‌هاي كثيرالانتشار، جهت استحضار و اقدام خداپسندانه.

 

4-      مردم عزيز سبزواران( جيرفت، عنبرآباد و كهنوج ).

 

 

 نامه‌ي نماينده‌ي جيرفت در مجلس به رييس جمهور درباره‌ي آثار تاريخي جيرفت سرويس: مجلس

 

1383/08/26   11-16-2004   19:02:28   8308-10448: کد خبر

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

 

سرويس: مجلس

 

نماينده‌ي جيرفت در مجلس شوراي اسلامي در نامه‌اي به رييس جمهور توضيحاتي را كه دو نشريه‌ي خارجي نسبت به آثار فرهنگي و تاريخي اين شهرستان منتشر كرده‌اند يادآور شده است.

 

به گزارش سرويس پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «علي زادسر جيرفتي» در اين نامه به مواردي از گزارش روزنامه‌هاي فيگارو و پاريزين درباره‌ي آثار باستاني جيرفت اشاره كرده است:

 

1 ـ جيرفت داراي تمدني (حداقل) پنج هزار ساله است.

 

2 ـ ظروف ساخت صنعت‌گران جيرفتي به شهرهاي سومري‌ها در جنوب بين‌النهرين، شهرهاي واقع در دره‌ي دياله، شهرهاي سوريه در غرب رود فرات و شهرهاي ساحلي جنوب خليج فارس صادر مي‌شده است.

 

3 ـ سنگ‌هاي لاجوردي از طريق بازرگانان جيرفتي به مصر باستان صادر مي‌شده‌اند نه تجار سومري.

 

4 ـ ارتباط مستقيم فرهنگي ميان ساكنين دره‌ي هليل رود (جيرفت) و سرزمين مصر باستان وجود داشته است.

 

5 ـ آثار باستاني مكشوفه در جيرفت ثابت مي‌كند كه تمدن اوليه‌ي تاريخي خاورميانه «جيرفت باستان» است نه منطقه‌ي بين‌النهرين.

 

6 ـ كشف آثار باستاني جيرفت بهترين دليل بر اثبات اين مدعاست كه همانا اولين تمدن‌هاي انساني تاريخ بشر در منطقه‌ي جيرفت به وجود آمده است.

 

7 ـ آثار مكشوفه، در عصر خود شهره‌ي جهاني داشته‌اند و بيانگر نقش بي‌نظير هنرمندان، صنعت‌گران و مجسمه‌سازان بي‌بديل جيرفتي هستند.

 

8 ـ‌شعاع منطقه‌اي كه بزرگ‌ترين گنجينه‌هاي تاريخي نوع بشر را در داخل خاك تا اين لحظه به عنوان امانت نگهداري كرده بيش از 400 كيلومتر است.

 

9 ـ مقامات مسوول در شهرستان جيرفت نتوانسته‌اند جلوي قاچاق اين آثار بي‌بديل و بي‌نظير و گران‌قيمت را بگيرند و زخم اين ناتواني را بر تن خود حس مي‌كنند. (البته چون نخواستند نتوانستند).

 

10 ـ مواريث فرهنگي جيرفت كه قدمت آن‌ها به هزاران سال قبل مي‌رسد در بازارهاي اروپا به صورت قاچاق به فروش مي‌رسند.

 

11 ـ جمهوري اسلامي ايران با استناد به مقررات بين‌المللي درباره‌ي خريد و فروش ميراث مشترك فرهنگي و تاريخي خود به كشورها هشدار داده است.

 

12 ـ تلاش ايران با استناد به كنوانسيون 1970 يونسكو براي جلوگيري از تجارت و صادرات اين گونه اموال كه به منزله‌ي ميراث مشترك فرهنگي و ملي محسوب مي‌شوند تاكنون بدون نتيجه بوده است.

 

13 ـ ايران درصدد است تا خريد سه شيء قيمتي كه شامل گلدان، مجسمه و يك جام است و در اكتبر سال 2003 ميلادي (مهرماه 1382) در بازارهاي اروپا به فروش رسيده است، به حال تعليق درآورد.

 

14 ـ تعداد زيادي از اشياء منطقه‌ي جيرفت به طور قاچاق از جمهوري اسلامي ايران خارج شده‌اند.

 

15 ـ مقامات جيرفت در اين راستا در ماه دسامبر سال گذشته ميلادي (آذرماه 1382) شكايتي عليه فردي ناشناس (نامي از وي برده نشده است) به اتهام نگهداري اموال قيمتي سرقت شده ايران به دادگاه پاريس ارايه كرده‌اند. پليس ويژه‌ي مبارزه با قاچاق اشياء قيمتي فرانسه، بعد از طرح اين شكايت، تحقيقات گسترده‌ي خود را در اين زمينه آغاز و موفق شد دو مظنون ايراني را در اين زمينه شناسايي و بازداشت كند. اين دو قاچاقچي اشيا تاريخي «محمد.آ» و «علي.آ» نام دارند و پدر و فرزند هستند و صاحب دو دفتر كار در پاريس و لندن هستند.

 

16 ـ موزه‌ي لوور پاريس از عتيقه فروشي «دروت (DROUOT)» يك گلدان قيمتي ايراني را كه در آثار باستاني «جيرفت» پيدا شده و قدمت آن به سه هزار سال قبل از ميلاد حضرت مسيح (ع) برمي‌گردد، خريداري كرد. با حسن نيت موزه‌ي لوور پاريس، اين گلدان قيمتي به مبلغ 105 هزار يورو خريداري شد.

 

17 ـ در ماه‌هاي بين ژوئن تا نوامبر سال 2003 ميلادي نيز چنين اشياء قديمي ايران كه از جيرفت آمده‌اند، در بين عتيقه فروشان فرانسوي خريد و فروش شده است.

 

18 ـ تعداد زيادي از اشياي منطقه‌ي جيرفت به طور قاچاق از جمهوري اسلامي ايران خارج شده‌اند.

 

19 ـ آثا تاريخي يافت شده در جيرفت شهري كه در يكهزار و 300 كيلومتري تهران و در نزديكي شهر زلزله زده‌ي بم، كشف شده است براي دنيا و به ويژه براي مورخان تعجب‌انگيز بوده است. چنين اشيايي كه قدمت آن‌ها به پنج هزار سال قبل مي‌رسد قديمي‌تر از قدمت تمدن بين‌النهرين است.

 

20 ـ شهرستان جيرفت در استان كرمان در جنوب شرق ايران واقع است كه پس از كشف آثار نفيس باستاني اكنون توجه همگان به خصوص باستان‌شناسان جهان را به خود جلب كرده است. كشف اتفاقي يك ظرف تزييني سنگي از جنس «كلوريت» در ساحل هليل رود، بزرگ‌ترين رود جاري در استان كرمان، آغازگر اين كشفيات مهم در قرن حاضر به حساب مي‌آيد.

 

انتهاي پيام

 

کد خبر: 8308-10448

 

 

نامه حجت‌الاسلام زادسر به شوراي نگهبان:

 

شوراي نگهبان كاري نخواهد كرد كه ”نه از تاك، نشان ماند و نه از تاك‌نشان“

 

 سرويس: سياسي   1382/08/17   11-08-2003   11:31:21  8208-06636: کد خبر

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

 

سرويس: سياسي

 

{mospagebreak}

 

حجت الاسلام علي زادسر جيرفتي، نماينده دوره پنجم مجلس شوراي اسلامي در نامه‌اي خطاب به شوراي نگهبان درباره تعيين صلاحيت كانديدها نكاتي را يادآور شد.

 

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، زادسر در بخشي از اين نامه كه نمابري از آن به ايسنا ارسال شده، با ابراز ارادت نسبت شوراي نگهبان آورده است: اعضاي معزز شوراي محترم نگهبان قبل از هر چيز بايد بپذيرند كه هرآنچه كه در عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي قواي مجريه و مقننه در جمهوري اسلامي ايران به وقوع پيوسته و خواهد پيوست، با راي و نظر آنان بوده و هست و مسووليت اصلي خوب و يا بد آن‌ها بر عهده اعضاي محترم شوراي نگهبان مي‌باشد. بنابراين، اين شوراي محترم نگهبان بوده است كه امثال حجت‌الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني و حجت‌الاسلام والمسلمين خاتمي و دولت‌هاي متبوع‌شان را بر اريكه قدرت سوار كرده است و سرنوشت مديريتي، سياسي، اخلاقي، فرهنگي، اقتصادي و عمراني كشور شهيدان را به وسيله آنان رقم زده است. زيرا مردم مي‌گويند شوراي نگهبان افراد بي‌صلاحيت را تاييد نمي‌كند، بنابراين به فلان كس راي بدهيم كه خوب است. اگر دولت‌ها و روساي جمهوري اسبق، سابق و لاحق، خوب بوده‌اند، ثوابش از آن شوراي محترم نگهبان، و اگر خداي ناكرده بد بوده‌اند، گناه بزرگ و اولي آنان هم بر گردن شوراي محترم نگهبان است.

 

در ادامه اين نامه، نويسنده تاييد صلاحيت نمايندگان از سوي شوراي نگهبان را يادآور شده و آورده است: چنانچه گفتار، رفتار، كردار و عملكرد آنان به همراه نطق‌ها، طرحها، تذكرات، سوالات، تحقيق و تفحص‌ها و استيضاح‌هاي آنان براي كشور و مردم مفيد بوده و موجب پيشرفت و اصلاح امور شده است، پاداش نيكويي است براي شوراي نگهبان و اگر عكس اين بوده است، به راستي شوراي محترم نگهبان جواب خدا و بندگانش را چه خواهد داد؟

 

در ادامه اين نامه زادسر با ابراز اين عقيده كه شوراي نگهبان چه بخواهد و چه نخواهد، زمام امور قواي بسيار مهم و استراتژيك مجريه و مقننه را غير مستقيم به عهده داشته و دارد، آمده است: شوراي نگهبان در ثواب و عقاب تمام اعمال، اقوال و افعال هيات‌هاي محترم وزيران سابق و لاحق و نمايندگان محترم ادوار شش گانه مجلس شوراي اسلامي، شريك بوده و هست.

 

نويسنده در بخش ديگري از اين نامه با اشاره به فرا رسيدن زمان انتخابات مجلس هفتم، خطاب به شوراي نگهبان درباره احراز صلاحيت‌ها، آورده است: مجلس هفتم بايد بازوي توانمند ولايت، تبيين ‌كننده سياست‌هاي نظام، ناظر امين ملت بر دولت، پشتيبان سازندگي، ياور مستضعفان، درهم كوبنده مستبدان و مستكبران باشد و ميزاني سنجيده و دقيق براي تعاملات جهانيان، با جمهوري اسلامي ايران به حساب خواهد آمد.

 

وي خاطرنشان كرده است: مجلس هفتم، معيار حاكميت مردم مسلمان ايران اسلامي بر سرنوشت كشور خواهد بود و مي‌تواند براي مدت‌هاي مديدي تصور حمله نظامي آمريكاي جهانخوار را هم از ذهن استكبار عالمي خارج سازد و ممكن است خداي ناكرده زمينه‌ساز حمله نظامي دشمنان اسلام و قرآن به جمهوري اسلامي شود.

 

در ادامه نامه آمده است: مجلس هفتم مجلسي مي‌شود كه مقدمات به دست گرفتن قدرت را به دست كسي كه بالاترين مقام كشور بعد از مقام معظم رهبري مي‌باشد، مهيا مي‌سازد. رييس جمهور آينده كسي خواهد بود كه اكثريت مجلس هفتم خواهان حاكميت او باشد. اين مجلس تنها مجلسي خواهد بود كه اينچنين نقش تعيين‌كننده‌اي در كشور ايفا خواهد كرد كه همانا رساندن جمهوري اسلامي به قله بلند تكنولوژي فوق مدرن و استفاده بهينه از فناوري هسته‌اي مي‌باشد و احتمالا تكليف نهايي پروتكل الحاقي 2 + 93 را، مجلس هفتم نهايي خواهد كرد.

 

زادسر در اين نامه ضمن برشمردن ويژگي‌هاي نمايندگان مجلس هفتم، آورده است: نمايندگان مجلس هفتم بايد جمهوري اسلامي ايران را نعمت بزرگ خداوند سبحان بدانند و رهبر فرزانه‌اش را نايب واقعي حجت‌بن‌الحسن العسگري (عج) بشناسند و اطاعت از فرامينش را معتقد باشند. اهل بصرت و ديانت، در مورد شخصيت حقيقي آنان، صفات دين‌دار، با عرضه، شجاع، اهل قلم و بيان، داراي معلومات عمومي مناسب، مدير، سياستمدار را به كار ببرند. آن‌ها بايد نمايندگي مجلس را مسووليت بپندارند و مسوول را در جمهوري اسلامي نوكر معرفي كنند و آن را عبادت بشمارند و نوكري اين ملت علوي و عاشورايي را با افتخار اعلام كنند. گذشته روشن و درخشاني داشته باشند و هيچ نكته مبهم و سياهي در پرونده آنان ثبت نشده باشد و دشمني و مخالفت آنان با آمريكا و استكبار عالمي و وادادگان و تجديد نظركنندگان داخلي و خارجي، احزاب، گروهها و اشخاص مطرود امام (ره) و مقام معظم رهبري، سوء استفاده ‌كنندگان از قدرت و رانت‌خواران دولتي، آشكار و غير قابل خدشه باشد.

 

زادسر در اين نامه با تاكيد بر لزوم پرهيز نمايندگان آتي مجلس هفتم در تبليغات كانديدايي خود از معامله با احزاب غير خدايي، مقامات فرصت‌طلب و مساله‌دار، افراد سودجو و پول‌دار، انواع باندهاي مخوف قاچاق، خصوصا مواد افيوني و با بيان اينكه نمايندگان بايد امانتداري خود را در مقام عمل اثبات كرده باشند، افزوده است: در گفته‌ها و نوشته‌هاي آنان نبايد دروغ، تهمت، بهتان، لاف و گزافه‌گويي، تخريب رقيبان و تخطئه ديگران و از اين قماش يافت شود و مسوولان محترم منطقه‌اي و استاني شوراي نگهبان كه امناي صادق آن شوراي محترم هستند، آنان را از هر جهت تاييد كرده باشند.

 

وي در بخشي از اين نامه با اشاره به اينكه برخي براي راه يافتن به مجلس شوراي اسلامي، با تز هدف وسيله را توجيه مي‌كند دست به انواع حقه‌بازي مي‌زنند و براي غلبه بر رقيبانشان، حدود و ثغور الهي و قانون اساسي و عرف اسلامي را زير پا لگدكوب مي‌كنند، بر ضرورت پرهيز نمايندگان مجلس هفتم از اين اعمال تاكيد كرد.

 

اين نماينده سابق مجلس خطاب به اعضاي شوراي نگهبان نوشت: چنانچه خداي ناكرده شوراي محترم نگهبان صلاحيت داوطلباني را كه حقيقتا صلاحيتشان را در تمام ابعاد احراز نكرده باشد مورد تاييد قرار بدهد و يا صحت انتخاباتي را كه مطابق معيارهاي اسلامي و قانوني نباشند امضاء بفرمايد، قطعا و حتما به ملك و ملت، خودش و كشور، جفاي غير قابل جبران روا داشته است؛ كه هرگز چنين مباد.

 

زادسر در پايان اين نامه آورده است: حتما شوراي محترم نگهبان كاري نخواهد كرد كه خداي ناكرده «نه از تاك، نشان ماند و نه از تاك‌نشان».

 

انتهاي پيام

 

کد خبر: 8208-06636

 

نماينده جيرفت و عنبرآباد در مجلس‌‏هفتم:آقاي رييس‌‏جمهور! جلوي يك عزل بي‌‏سابقه رابگيريد

 

نماينده جيرفت و عنبرآباد در مجلس‌‏هفتم:

 

آقاي رييس‌‏جمهور! جلوي يك عزل بي‌‏سابقه رابگيريد

 

استاندار كرمان رييس جهاد كشاورزي جيرفت را بركنار كرده است

 

نماينده جيرفت و عنبرآباد در مجلس‌‏هفتم در نامه‌‏اي خطاب به رييس‌‏جمهور، خواستار توقف عزل رييس سازمان جهاد كشاورزي اين شهرستان شد.

 

در نامه علي زادسر جيرفتي خطاب به محمود احمدي‌‏نژاد آمده است: شب گذشته 2/7/85 از طريق برخي از شهروندان عزيز جيرفتي اطلاع حاصل شد كه روز سه شنبه يعني فردا 4/7/85 رييس سازمان جهاد كشاورزي جيرفت را عزل مي‌‏كنند و يكي از همشهريهاي استاندار محترم كرمان را به جاي او منصوب مي‌‏كنند!!؟

 

تلفني مطلب را از معاون محترم وزير جهاد كشاورزي سوال كردم، صحت آن را تاييد كرده و گفت كه اين مطلب خواست و اصرار استاندار كرمان است، امروز صبح (3/7/85) از جناب آقاي رئوفي‌‏نژاد پرسيدم گفت كه" بله من مي‌‏خواهم كه سرحدي رييس جهاد كشاورزي جيرفت و عنبرآباد نباشد زيرا به تشخيص من نامبرده ضعيف است" ! و پاسخ پرسش بنده كه موارد ضعف نامبرده را بفرماييد كه ما هم بدانيم! فرمودند من به عنوان استاندار مي‌‏گويم كه سرحدي ضعيف است و با يك عجله و حالت عجيبي امشب (3/7/85) به جناب آقاي مهندس سرحدي رييس محترم جهاد كشاورزي جيرفت و كهنوج ابلاغ كرده‌‏اند كه فردا صبح 4/7/85 ساعت 30/7 جلسه توديع و معارفه است، آيا وزير محترم كشاورزي اينگونه مسلوب‌‏الاختيار است؟!

 

وي تصريح كرد: جناب آقاي رييس‌‏جمهور؛ در اين رابطه نكاتي را تقديم مي دارم و از حضرتعالي مصرانه استدعا دارد كه فعلا دستور توقف اين اقدام ناميمون را كه روز اول ماه مبارك را بر مردم، تلخ ساخته است، خداپسندانه صادر فرماييد و دستور بررسي موضوع را به بازرسي ويژه رياست جمهوري بدهيد و آنگاه هرچه كه مرضي خدا بود، اقدام نماييد.

 

وزير محترم جهاد كشاورزي ديشب (3/7/85) به بنده توسط معاونش قول داد كه چند روز صبر كند ولي معلوم شد كه اختياري ندارد.

 

نكات مورد اشاره عبارتند:

 

1- در ميان پنج رييس سازماني كه بنده در حوزه انتخابيه‌‏ام طي اين ده سال ملاحظه كرده‌‏ام، شهادت مي‌‏دهم كه جناب آقاي مهندس سرحدي قوي‌‏ترين، بهترين، پركارترين، كارشناس‌‏ترين و منظم‌‏ترين رييس سازمان جهاد كشاورزي بوده و هست. تنها كسي كه توانست ظرف كمتر از يك‌‏سال مديريتش سروسامان بدهد و نظم و نسق برقرار كند و ايده‌‏هاي جنابعالي را بطور نسبي جامه عمل بپوشاند، ايشان است.

 

2- عيب ايشان اين است كه زبان ... ندارد و تدارك نهار را براي برخي‌‏ها از بودجه سازمان ممنوع ساخته است و جزو باند آقاي ... در كرمان نيست و جرم بزرگتش اين است كه جيرفتي است و استاندار محترم كرمان لطف خاص به برخي عناصر ... دارد و عكس آن را به جيرفتي‌‏ها و جنوبي‌‏ها و البته بنده و امثال بنده سزاوار اين گونه برخوردهاي جناب آقاي رئوفي‌‏نژاد هستيم.

 

3- جناب آقاي رييس‌‏جمهور! آيا اين عدالت است كه يك كارشناس برجسته، خبره، پركار كه مي‌‏بايست او را جايزه مي‌‏دادند، اين چنين در روز اول ماه مبارك رمضان هتك حرمت كنند و شخصيت او را تباه نمايند!!؟.

 

جناب آقاي رييس‌‏جمهور! بنده آرزو داشتم كه امثال رئوفي‌‏نژاد در راس امور قرار بگيرند و حتي در سخنرانيم گفتم اگر در دولت نهم هيچ چيز ديگر به جز استانداري رئوفي‌‏نژاد به ما ندهد، استان كرمان را كفايت كند، اين‌‏همه به جناب وي اطمينان و اعتماد داشتيم وليكن حالا....!.

 

حالا حضرت عالي از جناب استاندار محترم كرمان سوال كنيد، شما كه سرحدي را ضعيف مي‌‏دانيد خودتان كه رييس او بوده‌‏ايد، خدمات خودتان را فهرست بفرماييد كه مردم در عمل ديده باشند و باور كنند.

 

جناب آقاي رييس‌‏جمهور‌‏! ‌‏حرمت مومن را جنابعالي بهتر از بنده واقع هستيد. بخدا قسم كه حرمت يك مسلمان مومن را آن هم در روزهاي اول ماه مبارك ضيافت الهي بشكستند، لطفا دستور دهيد جلوي اين گونه عزل بي‌‏سابقه را آن هم در دولت عدالت‌‏محور نهم بگيرند، بنده نشنيده و نخوانده‌‏ام كه حتي يك فرمانده نظامي را نيز اين گونه عزل نمايند و هيچ گونه حق دفاعي هم به او ندهند.

 

پايان پيام

 

کد خبر: 350768

 

نامه‌ي زادسر به رييس قوه‌ي قضاييه درباره‌ي يك خبر

 

سرويس: مجلس

 

1383/08/17   11-07-2004   19:08:24   8308-06795: کد خبر

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

 

سرويس: مجلس

 

حجت‌الاسلام «علي زادسر جيرفتي»، نماينده‌ي جيرفت در مجلس شوراي اسلامي در نامه‌اي به آيت‌الله «هاشمي شاهرودي»، رياست قوه‌ي قضاييه درباره‌ي خبري كه امروز در يكي از روزنامه‌هاي عصر درج شده است توضيح خواست.

 

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در اين نامه آمده است: «نظر به اهميت موضوع اين موضوع كه ان‌شاءالله نادرست باشد اين‌جانب با تمسك به شخصيت حقوقي‌ام كه از آن ملت مسلمان ايران اسلامي است استدعا دارم تا مرحمت فرموده و به هر نحو كه صلاح مي‌دانيد دستور فرماييد تا يا اين خبر حيرت‌آور رسما تكذيب گردد و يا معاونت محترم اجرايي قوه‌ي قضاييه رسما و كتبا از ملت رشيد و بزرگ ايران اسلامي و نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي عذرخواهي نمايد.

 

قطعا و حتما آيت‌الله هاشمي شاهرودي، رياست محترم قوه‌ي قضاييه از روا داشتن چنين جسارت بزرگي به ملت جليل‌القدر و رشيد ايران اسلامي آن هم به اسم دستگاه قضايي، سخت ناراحت است و نگران. مسلم است كه حضرت ايشان بايد به هر نحو كه صلاح مي‌دانند جبران فرمايند. از تصديع عذر خواسته و موفقيت آن مقام محترم را آرزومندم.»

 

به گزارش نمابر ارسالي زادسر، در اين روزنامه آمده است: «يكي از روزنامه‌هاي صبح از مخالفت روساي دادگستري استان‌ها با تقاضاي معاون اجرايي قوه‌ي قضاييه مبني بر انجام مصاحبه عليه مجلس شوراي اسلامي خبر داد.

 

بر اساس اين گزارش در پي تقاضاي 150 نفر از نمايندگان مجلس درباره‌ي تحقيق و تفحص از برخي عملكردهاي قوه‌ي قضاييه، «سهراب‌بيك» معاون اجرايي قوه‌ي قضاييه در اقدامي سوال‌برانگيز با روساي دادگستري‌هاي استان‌ها تماس گرفته و خواستار محكوم كردن اقدام مجلس و انجام مصاحبه در مقابله با اين تقاضاي قانوني نمايندگان شده و تاكيد كرده متن مصاحبه‌ها را به تهران ارسال نمايند.

 

در اين ميان شنيده شده از 28 رييس دادگستري، تنها روساي دادگستري فارس، يزد، كهكيلويه و بويراحمد و خراسان شمالي مصاحبه داشته‌اند.

 

گفته مي‌شود توصيه‌ي معاون اجرايي قوه‌ي قضاييه با عكس‌العمل منفي برخي روساي دادگستري‌ها روبه‌رو شده و معترضين در پاسخ به وي گفته‌اند بايد تقاضا و استدلال نمايندگان را شنيد و سپس موضع‌گيري كرد و دليلي ندارد به خاطر يك تقاضاي قانوني با نمايندگان مردم برخورد منفي صورت بگيرد.»

 

انتهاي پيام

 

کد خبر: 8308-06795

 

نامه زادسر به رييس مجلس شوراي اسلامي:

 

{mospagebreak}

 

شيوه‌ي برخورد با خبرنگار اخراجي حتي اگر مقصر باشد، اشتباه بوده است و ادامه‌ي آن اشتباه بزرگ‌تر

 

سرويس: مجلس   1384/01/24   04-13-2005   11:54:33   8401-05709: کد خبر

 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

 

سرويس: مجلس

 

حجت‌الاسلام والمسلمين زادسر نماينده مردم جيرفت در مجلس شوراي اسلامي در خصوص مسئله اخير پيش آمده مبني بر ممنوعيت ورود خبرنگار خبرگزاري كار ايران به مجلس شوراي اسلامي نامه‌اي به دكتر حدادعادل رييس مجلس ارسال داشته است.

 

به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران، متن اين نامه بدين شرح است:

 

بسم‌الله الرحمن الرحيم

 

برادر گرامي جناب آقاي دكتر حدادعادل زيدعزه

 

رياست محترم مجلس شوراي اسلامي

 

با سلام و احترام

 

اين نماينده‌ي مجلس شوراي اسلامي بعد از تذكر قانوني خويش مبني بر: «ارايه‌ي دلايل عدم پرداخت عيدي و مزاياي مورد ادعاي بيش از هزار نفر از كارمندان و كاركنان محترم مجلس شوراي اسلامي و اخراج يك خبرنگار محترم از خانه‌ي ملت از سوي رييس محترم جلسه» و پاسخ «مستند؟!» جناب آقاي مهندس باهنر و توصيه‌ي حضرت ايشان جهت «استغفار» از گفتن جمله‌ي «هيچ منبع موثق و رسمي موضوع سرقت را تاييد نكرده است» و هم‌چنين پس از اعتراضات برخي از دوستان اكثريت كه خدمت بزرگي را كه در حق آنان و دفاع از كيان مجلس محترم انجام داده است متوجه نشده‌اند، عزم را بر سكوت جزم نموده و مصمم بود كه ديگر سخني حتي در دفاع از خويش بر زبان نراند و جمله‌اي را به نوك قلم نسپارد. اما قرائت فرمايشات «كارپرداز محترم فرهنگي مجلس» از قبيل (نقل به مضمون،

 

‌١- تا من هستم «ايشان» (خبرنگار اخراجي) به خانه‌ي ملت برنمي‌گردد.

 

‌٢- دعا كنيد تا «من» بميرم كه «ايشان» (خبرنگار اخراجي) به مجلس برگردد.

 

‌٣- حتي چنين چيزي را (برگشت خبرنگار اخراجي) را در رويا هم نخواهيد ديد.

 

‌٤- ديگر در اين خصوص بحث نخواهم كرد (بازگشت خبرگار اخراجي).

 

‌٥- كاري نكنيد كه پرده نگه نداريم و اطلاعات جديدي را راجع به «ايشان» (خبرنگار اخراجي) با مردم در ميان بگذاريم. و و ……… و هم‌چنين فرمايشات نايب‌رييس محترم مبني بر: خلاف قانون بودن پرداختي مورد نظر به بيش از هزار نفر از كارمندان و كاركنان محترم مجلس، و «بي‌ادب»، «بي‌نزاكت» و «معيوب» بودن «خبرنگار محترم اخراجي» و مطالب رسانه‌ها و جرياناتي كه با دست‌آويز قرار دادن اين اخراج ………؟! اساس مجلس را تخطئه و تخريب مي‌نمايند و ايضا ملاحظه‌ي نامه‌ي سرگشاده مورخ ‌٢٢/٠١/١٣٨٤ «ايشان» (خبرنگار اخراجي) با عنوان «اگر چشم اميدي به آن سوي آب‌ها داشتم، شكوه و شكايت به خانه‌ي ملت نمي‌آوردم» و و ……… همه و همه نماينده‌ي مردم جيرفت و عنبرآباد را بر آن داشت كه به عنوان عضوي از پيكره‌ي معظم مجلس شوراي اسلامي از جناب‌عالي استدعا نمايد كه در مقام رياست مجلس به هر نحو كه صلاح مي‌دانيد، كتبي، شفاهي، مصاحبه، نطق قبل از دستور و و ……… به جمله‌ي اين مسايل پاسخ بفرماييد تا شايد بر صاحب اين قلم محرز گردد كه تذكرش كه مي‌پنداشته است كه در دفاع از كيان مجلس و حيثيت اصحاب قلم و شخصيت حقوقي خبرنگاران است (نه شخصيت حقيقي آنان) غلط بوده است و باعث نتيجه‌ي عكس گرديده و موجب سوءاستفاده‌ي برخي‌ها عليه مجلس واقع شده است، اصلاح نمايد.

 

در پايان ذكر چند نكته را ضروري مي‌داند:

 

‌١- سخت معتقد و مدعي مي‌باشد كه شيوه‌ي برخورد با خبرنگار محترم اخراجي حتي اگر مقصر باشد اشتباه بوده است و ادامه‌ي آن با همان روش و ادبيات مشمئز كننده، اشتباه بزرگ‌تر است.

 

‌٢- انتقال مفاد اين نامه‌ي رسمي را به صورت شفاهي، بنا بر تجربه، مفيد فايده نمي‌دانسته است.

 

‌٣- دلايل «بي‌ادب»، «بي‌نزاكت» و معيوب بودن «ايشان» (خبرنگار اخراجي) ارايه نشده است.

 

‌٤- نكته «استغفار» كردن نويسنده به جهت اداي جمله‌ي صدرالاشاره («هيچ منبع موثق و رسمي موضوع سرقت را تاييد نكرده است») روشن نشد. عدم صحت موضوعي را كه جن و انس مطلع شده‌اند، اعلام كردن چرا «استغفار» مي‌خواهد؟! «الله اعلم».

 

‌٥- نماينده‌ي مردم شريف جيرفت و عنبرآباد در مجلس، هرگز از شخص خاصي، خبرنگار مشخصي، رسانه‌ي معيني دفاع نكرده است (به‌جز از بسياري از مواضع كيهان) به چنان دفاعي نيز معتقد نبوده است و نيست، وليكن از «آزادي بيان و قلم»، «مطابق قانون تصميم گرفتن»، «قانون را اجرا كردن»، «بين «بد» و «بدتر»، «بد» را انتخاب نمودن»، «حيثيت حقوقي خبرنگاران و مطبوعاتي كه قانوني هستند «صادقانه با مردم و ملت سخن گفتن و و ……… دفاع كرده و از اين به بعد هم مدافع اين‌چنين مسايل و مواردي خواهد بود.

 

يادآور مي‌شود كه؛

 

«مطمئنا دستگاه قضايي بهترين و قانوني‌ترين مرجع رسيدگي‌كننده به هر مجرمي و انواع مجرم‌ها بوده و هست از جمله به تخلفات و جرايم احتمالي مطبوعات و خبرنگاران».

 

«قابل ذكر است كه از گفتن انواع برخوردهاي ناروايي كه با اين نماينده‌ي مجلس به جهت تذكر قانوني‌اش صورت گرفته است، فعلا صرف‌نظر مي‌كند وليكن چند پرسش را مطرح مي‌سازد:

 

‌١- آيا مبلغي را كه به عنوان عيدي و پاداش به حساب نمايندگان واريز شده است قانوني بوده است يا خير؟

 

‌٢- آيا روساي ادوار مختلف مجلس جهت پرداختي مورد نظر به بيش از هزار نفر از كارمندان و كاركنان محترم مجلس شوراي اسلامي در هنگامه‌ي پايان هر سال خورشيدي، خلاف قانون مرتكب مي‌شده‌اند؟!

 

‌٣- آيا پرداخت آن‌چناني به دويست و اندي نفر و ممانعت از پرداخت يك دهم آن به هزار و اندي نفر، اتفاقي عادي است؟!

 

(آقاي رييس كسي نمي‌گويد كه حضرت‌عالي خلاف قانون انجام بدهيد، اما ميان «بد» و «بدتر»، «بد» را انتخاب كردن ………)

 

والسلام

 

با تشكر، پوزش و احترام مجدد

 

علي زادسر جيرفتي»

 

انتهاي پيام

 

کد خبر: 8401-05709

نوشتن دیدگاه
تصویر امنیتی تصویر امنیتی جدید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید

روز عید فطر كدورت‌ها را دور بریزید زادسرجیرفتی: مردم مسلمان با حضور یك‌پارچه در عید فطر تمام كدورت‌ها را دور ریخته و پس از یك ماه عبادت ، دل‌هایشان آماده یك زندگی مملو از معنویت و شادابی می‌شود ادامه . . . گروه استانها / حوزه همدان...

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل

در پاسخ به نامه‌ی پویش مردمی آوای هلیل تمدن های تاریخی و مانا، در کنار آب ها و رودخانه‌ها، توسط کسانی که محل استقرار خود را، موطن همیشگی برگزیده اند، ساخته، پرداخته، و عالم گیر شده‌اند. بنابراین استعمال کلمه تمدن هلیل، غلط، غیرراست، و جیرفت زدا خواهد بود. احتمالآ در خاطر مبارکتان باشد که سال های سال...

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388

جنایات سبزِ سیا،موساد،ام آی ۶، 1388 بنده‌ شك ‌ندارم ‌كه ‌جریان ‌نفاق، ‌كه ‌دست‌ نیاز به سوی ‌ترامپ ‌دراز كرده ‌است، هیچ آخوندی چه خوب و چه بد مثل خاتمی را، هیچ وقت قبول نداشته و ندارد، طراحان طرح آشتی ملی، به‌ چیزی ‌كمتر از سرنگونی نظام جمهوری ‌اسلامی ‌ایران و تسلط مجدد امریکا، رضایت ‌نخواهند...

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را

نوکر دربست ترامپ، الهی خدا بکشد تو را تو در کمین نشسته‌ای تا انتقام ناکامی‌های چهل ساله‌ات را، از تار، تنبور، وافور، کاباره، رقاصه‌ها، قمار، شراب، مستی‌ها شبانه، خوردن و بردن شاهانه، و . و ...، همه و همه را، از امام و مولا و مقتدای مؤمنان و شهیدان و آزادگان، حضرت امام خامنه‌ای مدظله‌العالی، بگیری، که مثل...

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری

بوی خوش عصیان حزب‌الله، علیه اشرافیگری قلم و بیان زادسرجیرفتی, [21.07.17 17:35] https://www.instagram.com/p/BWzzK9djf_b/ زادسرجیرفتی: از عید سعید فطر و شعر حماسی دکتر میثم مطیعی، و سخنان امروز نماینده محترم دانشجویان، قبل از خطبه‌های نماز جمعه، بوی خوش انقلاب و عصیان اهل ولاء، علیه اشرافیگری و کداخداپرستی استشمام می‌شود. به گمانم طولی نکشد که شعار "روحانی امریکایی،...

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره

به امید تودهنی زدن به ترامپ بدکاره ما که جزو انقلابیان قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هستیم، به راه، آمان و اهدافمان، آگاه، مؤمن، مصمم و جدی بودیم، و اکنون نیز، و تا زنده هستیم ان‌شاءالله چنینیم. بنده و مانند نگارنده، یقین و ایمان داشتیم که شکنجه دیدن در راه خدا، ثواب دارد، سرباز امام زمان علیه‌السلام...

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش

امریکا که ایران نیست که رئیس جمهورش امریکا که مثل کشور ما که نیست که رئیس جمهور بتواند حتی خدای‌ناکرده ساز مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران را هم، کوک کند. یا عناصر مخالف اصل نظام را، مسؤولیت بدهد. یا مقابل حکومت پنهان (رهبری) امریکا بایستد، هرگز، کما...

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2)

دغدغه‌هایی از فضای مجازی کشور(2) اغلاط املایی تا دلتان بخواهد. زیاد خوانده و می‌خوانیم که "خواهش می‌کنم"، را خواهشاً می‌نویسند؟ "ثانیا"، را دوماً، "ثالثاً" را سوماً، ...، "تاسعاً"، را نهماً، و قس علی هذا. حالا هرچه بگویید آقا، در زبان فارسی تنوین نداریم. شما دکتر شدید، فوق لیسانس گرفتید، نماینده مجلس بوده‌اید، باید...

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان

طنز کمدین ها، و عصبی شدن اصلاح‌طلبان در استخر اختصاصی فرح دیبا در کوشک، و در حال شنا و در کمال سلامت جسم و تن، دعوت حق را لبیک گفته است، و اینک کسی نمی‌تواند به سبب مرگ اینچنینی آن مرحوم، بر نظام مردمسالاری دینی، انقلاب اسلامی، امام خامنه‌ای عظیم‌الشأن مدظله‌العالی، انقلابیون ولایتمدار، حزب‌الله راستین، اصول‌گرایان...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ...

بگویند ... آقازاده جاسوس است تعجب ... كسانی در انگلستان موفق شدند دكترا بگیرند كه تز دكتراشان را آنان برایشان معین كرده‌اند و اطلاعات ریز را از اینان گرفته‌اند، مثلاً گفته‌اند شما تز دكترایت را راجع به ایلات و قبایل ایرانی، شما راجع به ساخت و ساز مسكن در ایران، شما راجع به عملكرد سپاه پاسداران از...